بررسی امکان القا تحمل به حرارت های بالا در اکوتیپ های زنبور Trichogramma brassicae Bezd.
صاحب اثر: سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی
نوع محتوی: طرح پژوهشی
زبان: فارسی
استان موضوع گزارش: تهران
شهر موضوع گزارش: تهران
شناسه ملی سند علمی: R-1051815
تاریخ درج در سایت: 27 بهمن 1397
دسته بندی علمی: علوم کشاورزی
مشاهده: 255
تعداد صفحات: 33
سال انتشار: 1395
نسخه کامل طرح پژوهشی منتشر نشده است و در دسترس نیست.
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
چکیده طرح پژوهشی:
زنبور Trichogramma brassicae Bezd. یکی از گونه های مهم در کنترل بیولوژیک در ایران و دنیا می باشد. حدود دو دهه از بکار گیری این عامل بیولوژیک در ایران بصورت وسیع می گذرد اما هنوز کارآیی آن در شرایط طبیعی یکنواخت به نظر نمی رسد. یکی از دلایل عدم دستیابی به میزان نسبتا یکسان عمکرد مزرعه ای این دشمن طبیعی، می تواند تحمل متفاوت اکوتیپهای آن به عوامل مهم محیطی از جمله تنشهای حرارتی بالا باشد. بنابراین، بهبود کیفیت اکوتیپ های مورد استفاده در تولید انبوه از طریق القای مقاومت به حرارت های بالا و یافتن یک یا تعدادی اکوتیپ مقاوم با حفظ سایر خصوصیات زیستی مهم یکی از مهمترین جنبه های کاربردی در این زمینه می باشد. در این مطالعه 17 جمعیت زنبور Trichogramma brassicae که از مناطق مختلف انتشار و بکارگیری آن جمع آوری شده بودند در آزمایشگاه مورد مطالعه قرار گرفتند. پس از تکمیل مراحل شناسایی گونه، یک لاین از هر اکوتیپ روی میزبان آزمایشگاهی Sitotroga cereaalella در شرایط 1±25 درجه سلسیوس، 60-70 % رطوبت نسبی و دوره تاریکی: روشنایی 16:8 ساعت پرورش یافت. پس از 4 نسل پرورش، بخشی از هر جمعیت انتخاب و به صورت مرحله ای در دماهای 25، 27، 29 و 31 (5/0±) درجه سلسیوس و همگی تحت رطوبت نسبی 60-70% و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی برای 10 نسل پرورش داده شدند. پس از ظهور زنبورهای کامل نسل دهم و قبل از انتقال جمعیت ها به دمای بعدی، تعداد 30 عدد تخم 0-4 ساعت پارازیته از هر جمعیت به عنوان یک نمونه هم سن (Cohort) انتخاب و در همان دما تا ظهور حشرات کامل پرورش داده شدند. سپس، برای حشرات کامل به صورت جفت (نر و ماده) درون لوله آزمایش تا زمان مرگ روزانه، 100 عدد تخم میزبان تازه فراهم شد. به این صورت، مرگ و میر مراحل نابالغ، طول دوره رشدی، طول عمر حشرات بالغ و باروری و نسبت جنسی آن ها اندازه گیری شد. داده ها برای اندازه گیری پارامترهای تولید مثلی و جداول زندگی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که هیچکدام از جمعیت های تحت بررسی قادر به تحمل حرارت های بالاتر از 31 نبودند. در دمای 25 درجه سلسیوس، بالاترین نرخ های خالص باروی و بارآوری مربوط به جمعیت یزد (به ترتیب 05/28 و91/20 تخم) و جمعیت زنبور هاشم آباد نیز کمترین نرخ خالص باروری و بارآوری (به ترتیب 56/8 و 33/4 تخم) را داشت. در دمای 27 درجه سلسیوس، جمعیت آمل با 60/28 و 59/20 تخم به ترتیب بالاترین نرخ خالص باروری و بارآوری را داشته و مجددا جمعیت هاشم آباد با نرخ خالص باروری و بارآوری 01/6 و 08/4 ضعیفترین جمعیت ارزیابی شد. در 29 درجه سلسیوس ضمن بهبود قابل توجه در در تمامی صفات تولید مثلی جمعیت ها، جمعیت آمل به ترتیب با نرخ های خالص باروری و بارآوری 85/41 و 41/36 تخم، برترین جمعیت بوده است و جمعیت نور دارای کمترین نرخ باروری و بارآوری خالص (به ترتیب 96/12 و 49/9 تخم) بود. نتایج نشان داد در دمای 31 درجه سلسیوس، نرخ های خالص باروری و بارآوری همه جمعیت های مورد آزمایش کاهش یافت. در این دما جمعیت رشت به ترتیب با 86/18 و 20/13 و بیله سوار با 53/7 و 19/4 تخم بالاترین و پایین ترین نرخ های خالص باروری و بارآوری را داشتند. سایر نتایج مهم جداول تولید مثلی 17 جمعیت مورد مطالعه این بود که تقریبا متوسط نرخ ناخالص تفریخ از دمای 25 تا 29 درجه سلسیوس 75 درصد بود اما در دمای 31 درجه با 5 درصد کاهش برای 17 جمعیت به طور متوسط به 70 درصد رسید. به همین صورت نرخ های خالص و ناخالص سنین باروری و بارآوری به تدریج با افزایش دما، به طور متوسط از حدود 11 و 50/10 روز به حدود 9 و 50/8 روز در 31 درجه سلسیوس در 17 جمعیت رسیده است. نتایج تاثیر دما بر پارامترهای جدول زندگی 17 جمعیت زنبور T. brassicae نشان داد، در دمای 25 درجه سلسیوس بالاترین نرخ خالص تولید مثل و نرخ ذاتی افزایش جمعیت در جمعیت نوا-1 به ترتیب 86/27 نتاج ماده / ماده و 3090/0 روز1- بود و کمترین مقدار این صفات در جمعیت دشت ناز با 93/6 نتاج ماده / ماده و 1799/0 روز1- بدست آمد. در دمای 27 درجه سلسیوس، جمعیت های آمل و هاشم آباد به ترتیب با نرخ خالص تولید مثل و نرخ ذاتی افزایش جمعیت 88/24 و 07/5 نتاج ماده / ماده و 3309/0 و 1803/0 روز1- در بالاترین و پایین ترین سطح بودند. در دمای 29 درجه سلسیوس، بالاترین نرخ خالص تولید مثل و نرخ ذاتی افزایش جمعیت مربوط به جمعیت آمل (به ترتیب 81/31 نتاج ماده / ماده و 3999/0 روز1-) و کمترین (به ترتیب 28/11 نتاج ماده / ماده و 2527/0 روز1-) در جمعیت نور مشاهده شد. در نهایت در 31 درجه سلسیوس، تقریبا تمامی جمعیت ها دارای نرخ خالص تولید مثل بین 5 تا 15 نتاج ماده / ماده بودند و همگی به جز جمعیت بیله سوار (1954/0 روز1-) نرخ ذاتی رشدی بین 20/0 تا 30/0 داشتند. به عبارت دیگر در این دما اکثر صفات زیستی برای جمعیت ها با کاهش نسبت به دمای قبلی، تقریبا یکسان بود. در مجموع می توان گفت از نظر صفات زیستی محاسبه شده در دماهای مختلف، جمعیت های آمل، اراک و یزد بهترین و جمعیت-های هاشم آباد، نور و بیله سوار ضعیف ترین بودند. علیرغم عدم دستیابی به یک جمعیت نسبتا متفاوت از نظر تحمل دماهای بالا، اختلافات مشاهده شده از نظر صفات زیستی قابل تامل است. از آنجاییکه اثبات شده است پرورش در دماهای متغییر باعث بهبود شایستگی حشرات آزمایشگاهی می شود، پیشنهاد می شود با توجه به دمای هر منطقه، کعب های پرورش زنبور تریکوگراما بر آن اساس، برای شب و روز تنظیم شوند. توجه به شاخص شایستگی (Fitness) به عنوان یک صفت واحد که از تلفیق چند صفت از جمله نرخ تولید مثل و بقا به دست می آید، می تواند ابزار بسیار دقیق تری در ارزیابی های کنترل کیفی باشد. این تحقیق می تواند با رویکرد جدیدتری که حاصل نتایج همین بررسی است، با بررسی گونه ها و جمعیت های متنوع تری تکمیل گردد.کلمات کلیدی: القای تحمل به دمای بالا، جمعیت زنبور تریکوگراما، کنترل بیولوژیک