شهرت داستان رستم و اسفندیار در شبه جزیره عربستان (پیش از سرایش شاهنامه)

27 آذر 1401 - خواندن 2 دقیقه - 1417 بازدید




داستان رستم و اسفندیار به نظر برخی از شاهنامه شناسان معروفترین و در عین حال بهترین و زیباترین روایت حماسه ملی ایران است. ظاهرا متن این داستان به زبان پهلوی (فارسی میانه) نیز در ایران عصر ساسانی موجود و بعدها به عربی ترجمه شده بوده که نشان دهنده قدمت و اصالت آن است ولیکن متاسفانه هیچ یک از گزارشهای پهلوی و عربی آن به دست ما نرسیده است.



غیر از شهرت و تداول این داستان در ایران و اشارات کوتاه و بلند منابع ادبی و تاریخی به ویژه شاعران و نویسندگان پس از فردوسی به آن، تا کنون چند گواهی کهن درباره نفوذ و نقل این روایت در عربستان و به زبان عربی در ادوار آغازین اسلامی یافته و عرضه شده است که قدیمی ترین و مشهور ترین آن داستان مربوط به نضر به حارث، از کفار و دشمنان پیامبر اسلام است.


در سیره ابن هشام در این باره آمده است:

"نضر چون بمملکت حیره سفر کرده بود داستانها از سلاطین ایران و رستم و اسفندیار یاد گرفته بود و در هر مجلسی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می نشست و مردم را بخدا دعوت می کرد و آنها را از دچار شدن به عذاب های اقوام گذشته می ترسانید، نضر بن حارث پس از آن حضرت در آنجا می نشست و داستانهائی از پادشاهان ایران و رستم و اسفندیار نقل می کرد"



نمونه دوم، ترجمه عربی جبله بن سالم، کاتب هشام بن عبدالملک دهمین خلیفه اموی، از متن پهلوی داستان رستم و اسفندیار است. چون هشام از سال 105 ق تا 120 یا 125 ق خلیفه بوده به احتمال فراوان ترجمه این داستان نیز در این فاصله زمانی صورت گرفته است.




 السیره النبویه، ترجمه سید هاشم رسولی، جلد 1 ، ص 225


مقاله "گواهی دیگر بر شهرت داستان رستم و اسفندیار در عربستان اوایل دوره اسلامی"، سجاد آیدنلو، مجله گزارش میراث، دوره دوم، سال هفتم، شماره 21، ص 43