امیرحسین کریمی
27 یادداشت منتشر شدهآیا ماشین می تواند دیپلمات باشد؟ درباره دیپلماسی ماشینی، مذاکره الگوریتمی و مرز صلح
در سال ۲۰۲۲ سیستمی به نام «سیسرو» (CICERO)، ساخته تیم پژوهش هوش مصنوعی متا، در بازی راهبردی «دیپلماسی» با انسان ها مذاکره کرد؛ زبانی طبیعی به کار برد، ائتلاف بست، وعده داد و در چهل بازی یک لیگ آنلاین، بیش از دو برابر میانگین امتیاز بازیکنان انسانی را گرفت و در میان ده درصد برتر قرار گرفت. مقاله آن در مجله «ساینس» منتشر شد. این خبر، پرسشی قدیمی را با لحنی تازه برگرداند: اگر ماشین می تواند مذاکره کند، آیا می تواند دیپلمات باشد؟
پاسخ کوتاه این است: مذاکره کردن، دیپلمات بودن نیست. جان سرل، فیلسوف زبان، در استدلال مشهور «اتاق چینی» (۱۹۸۰) گفت که دستکاری نمادها بر اساس قواعد، به تنهایی فهم معنا نیست. سیسرو در بازی دیپلماسی، واژه ها را به خوبی می چیند؛ اما آیا «وعده» را می فهمد؟ وعده در دیپلماسی فقط یک جمله نیست؛ گره خوردن حیثیت، تاریخ و آینده یک ملت به یک کلمه است. مارک رایان، پژوهشگر اخلاق هوش مصنوعی، در مقاله ای در سال ۲۰۲۰ استدلال کرد که اعتماد، چیزی بیش از اتکای قابل پیش بینی است: اعتماد، نگرشی عاطفی و هنجاری است که بر حسن نیت و مسئولیت پذیری طرف مقابل استوار می شود. ما به ماشین «اتکا» می کنیم، اما به آن «اعتماد» نمی کنیم؛ چون ماشین نه حسن نیت دارد، نه می تواند مسئول شمرده شود. مذاکره ماشینی، هرچقدر هم ماهرانه، در سطح اتکا می ماند؛ دیپلماسی اما بر اعتماد استوار است.
تاریخ نزدیک، این تمایز را به واقعیت تبدیل کرده است. وزارت خارجه آمریکا از بهمن ۱۴۰۳ (فوریه ۲۰۲۵) چت بات داخلی «استیت چت» را به کار گرفته است؛ ابزاری برای پیش نویس و خلاصه سازی یادداشت ها و تلگراف ها که بنا بر اعلام رسمی آن وزارتخانه حدود چهل هزار کاربر دارد، یعنی نزدیک به شصت درصد کارکنان، و سامانه همراه آن به نام «نورث استار» هفته ای بیش از شصت هزار صفحه سند را می خواند. در بریتانیا، واحد «آینده های دیپلماسی» در وزارت خارجه از مدل های زبانی برای خلاصه سازی ورودی های مذاکراتی و مدیریت بحران استفاده می کند. سازمان ملل در برنامه «گفت وگوهای دیجیتال» خود بیش از چهل گفت وگو در سراسر جهان را با رونویسی، ترجمه و تحلیل احساسات ماشینی پشتیبانی کرده است. بنا بر پیمایشی که سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) و بنیاد «دیپلو» در سال ۲۰۲۵ گزارش کردند، ۷۳ درصد دیپلمات های پاسخ دهنده از هوش مصنوعی در کار دیپلماتیک استفاده کرده اند و ۶۰ درصد گفته اند کارشان بهتر شده است.
اما همین سال، روی دیگر سکه را هم نشان داد. در ژوئن ۲۰۲۵ فردی ناشناس با هوش مصنوعی، صدا و پیام های وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو، را جعل کرد و به مقام های خارجی پیام فرستاد؛ موضوع در کابل رسمی وزارت خارجه در سوم ژوئیه ۲۰۲۵ ثبت و در روزنامه واشنگتن پست بازتاب یافت. در جریان درگیری مه ۲۰۲۵ هند و پاکستان، ویدیوها و تصاویر جعلی ساخته شده با هوش مصنوعی از جمله ویدیویی از نخست وزیران دو کشور و تصویری از سقوط یک جنگنده در شبکه های اجتماعی پخش شد؛ تحلیل موسسه صلح آمریکا نیز نوشت که اطلاعات نادرست تولیدشده با هوش مصنوعی در آن روزها شبکه های اجتماعی را فرا گرفت. در فوریه ۲۰۲۵ شورای امنیت سازمان ملل برای نخستین بار به طور ویژه درباره «هوش مصنوعی و تاثیر آن بر صلح و امنیت جهانی» نشست برگزار کرد و دبیرکل، آنتونیو گوترش، در آوریل ۲۰۲۵ هشدار داد که هوش مصنوعی «می تواند تنش ها را تشدید کند و اعتماد را تضعیف کند». نکته مهم اینجاست: با وجود همه این موارد، تا امروز هیچ بحران دیپلماتیک ثبت شده ای در سال های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ وجود ندارد که علت آن، خطای ترجمه ماشینی بوده باشد. خطر واقعی نه خطای یک ترجمه، که جعل عامدانه هویت و اعتماد است.
از منظر فقهی و حکمت اسلامی، اینجاست که مسئله ژرف می شود. دیپلماسی در سنت ما، پیش از آنکه فن مذاکره باشد، «عهد» است. قرآن می فرماید: «واوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولا» (اسراء، ۳۴). عهد، امری است که از آن سوال می شود؛ یعنی کسی باید پاسخ گو باشد. صلح حدیبیه نیز نشان می دهد که در اسلام، پیمان، حتی با دشواری و با شرایط نابرابر، امری اخلاقی و الزام آور است؛ نه تاکتیکی برای خریدن زمان. ماشین می تواند متن یک معاهده را بنویسد، اما نمی تواند «متعهد» شود؛ چون تعهد، پیش فرضش فاعلی است که از او سوال می شود. در فقه، تمایز «مباشرت» و «تسبیب» دقیقا همین جا به کار می آید: ابزار، سبب است و فاعل انسانی، مباشر مسئول. اگر مذاکره ای ماشینی به پیمانی بینجامد و آن پیمان بشکند، چه کسی پاسخ گوست؟ الگوریتم، پاسخ گو نیست؛ پاسخ گو انسانی است که امضا کرده است. پس قاعده «الغنم بالغرم» نیز اینجا حاکم است: کسی که از سود ماشین بهره می برد، باید زیان خطای آن را هم بپذیرد.
ولکر شتانسل و دانیل فولسن، دو پژوهشگر موسسه آلمانی «اشتفتونگ ویسنشافت اوند پولیتیک»، در پژوهشی در سال ۲۰۲۲ نوشتند که هوش مصنوعی امروز می تواند در تحلیل اطلاعات به دیپلمات کمک کند، اما آنچه «قضاوت سیاسی» می نامند را ندارد؛ همان چیزی که در مذاکره، از جنس خواندن شخصیت طرف مقابل، حس لحظه، و درک ناگفته هاست. دیپلماسی، فن مدیریت ناگفته هاست؛ و ناگفته، چیزی نیست که در داده ها باشد.
پس راه چیست؟ نه انکار، نه پذیرش عجولانه، بلکه بازتعریف فلسفی و ارزشی رابطه انسان و ماشین در عرصه ای که در آن، یک کلمه می تواند جنگ یا صلح بسازد. چارچوبی پنج رکنی پیشنهاد می شود:
رکن یکم: انسان، امضاکننده نهایی. هیچ متن مذاکراتی، پیش نویس معاهده یا تعهدی، بدون خوانش و امضای انسانی مسئول، اعتبار ندارد. ماشین، مشاور است؛ نه طرف عهد. این اصل باید در آیین نامه های داخلی وزارتخانه ها و در پروتکل های مذاکراتی ثبت شود، نه اینکه به حسن نیت فردی واگذار شود.
رکن دوم: شفافیت منشا. هر متن، ترجمه یا تحلیلی که ماشین تولید کرده است، باید برچسب منشا داشته باشد. طرف مقابل حق دارد بداند جمله ای که می خواند، از انسان آمده یا از الگوریتم. در عصر جعل هویت چنان که در ماجرای روبیو دیدیم شفافیت منشا، شرط اعتماد است، نه تجمل.
رکن سوم: تفکیک وظایف. ماشین برای تحلیل حجم عظیم اسناد، ترجمه، خلاصه سازی و شبیه سازی سناریوها به کار رود؛ انسان برای قضاوت سیاسی، خوانش شخصیت ها و تصمیم ارزشی. شبیه سازی مذاکره با هوش مصنوعی، تمرینی مفید است، اما شورای روابط خارجی آمریکا در سال ۲۰۲۵ هشدار داد که مدل ها «ممکن است پیچیدگی های مذاکرات انسانی را به طور کامل درک نکنند». تمرین را با واقعیت اشتباه نگیریم.
رکن چهارم: پروتکل بحران برای جعل عمیق. هر وزارت خارجه باید سازوکار رسمی تایید هویت اضطراری داشته باشد: کانال تایید دوم، خارج از پیام رسان معمول، برای زمانی که صدا یا چهره ای جعل می شود. در دنیایی که جعل یک وزیر، چند دقیقه طول می کشد، تایید هویت باید سریع تر از انتشار جعل باشد.
رکن پنجم: حاکمیت داده دیپلماتیک. داده های مذاکراتی، از حساس ترین داده های یک کشورند. سپردن آن ها به مدل هایی که روی زیرساخت و ابر دیگران می چرخند، به معنای سپردن بخشی از حاکمیت است. حاکمیت داده، حاکمیت سیاسی است؛ و دیپلماسی، نخستین جایی است که این اصل باید رعایت شود. ایران، با توجه به تجربه تحریم و فشار، بیش از دیگران به زیرساخت بومی تحلیل دیپلماتیک نیاز دارد؛ نه به عنوان شعار، که به عنوان شرط استقلال مذاکره.
دیپلماسی، در نهایت، هنری انسانی است: هنری که در آن، یک سکوت به جا، یک لبخند به موقع، یا یک «نه»ی محترمانه، سرنوشت ملت ها را عوض می کند. ماشین می تواند هزار سند را در یک ثانیه بخواند، اما نمی تواند سکوت را بفهمد؛ می تواند وعده بدهد، اما نمی تواند به عهد وفا کند؛ می تواند مذاکره را شبیه سازی کند، اما نمی تواند صلح بسازد. صلح، نه محصول محاسبه، که ثمره اعتماد است؛ و اعتماد، هنوز فقط از انسان به انسان می رسد. وظیفه ما این است که ماشین را در خدمت این اعتماد بگذاریم، نه جای آن.