چگونه سرعت نشر اخبار، منطق مخاطب را هدف قرار می دهد؟

16 آبان 1405 - خواندن 3 دقیقه - 16 بازدید




این روزها که اخبار با سرعتی فراتر از توان پردازش مغز انسان به مخاطب تحویل داده می شوند ، ما با یک تغییر بنیادین در ساختار ذهنی خود روبرو هستیم. تغییری که در آن «فکر کردن» جای خود را به «واکنش نشان دادن» می دهد. در گذشته، دریافت یک خبر، فرآیندی زمان بر بود که اجازه می داد اطلاعات از فیلتر زمان، بررسی منابع و مقایسه با دانسته های قبلی عبور کند، اما امروزی شبکه های ماهواره ای و جریان های لحظه ای خبری، ما را در وضعیتی قرار داده اند که در آن «زمان» به بزرگترین دشمن «منطق» تبدیل شده است. وقتی خبری با تصاویر تکان دهنده و موسیقی های هیجان انگیز به صفحه نمایش ما می تابد، سیستم عصبی ما پیش از آنکه فرصت کند سوالی بپرسد، در وضعیت واکنش قرار می گیرد. این واکنش، در واقع یک واکنش غریزی و هیجانی است که مستقیما از بخش های قدیمی مغز فرمان می گیرد، نه از بخش های منطقی و تحلیل گر. در این فضای پرسرعت، ما دیگر از خود نمی پرسیم که «چرا این اتفاق افتاد؟» یا «آیا این منبع معتبر است؟»، بلکه بلافاصله درگیر احساساتی مثل خشم، ترس یا شادی می شویم. این یعنی رسانه دیگر فقط اطلاعات را به ما نمی رساند، بلکه مستقیما بر «احساس» ما مدیریت می کند تا از آن احساس، به عنوان منبع برای پذیرش روایت خود استفاده کند. این فرآیند با استفاده از مکانیسم های روان شناختی عمل می کند؛ یعنی وقتی رسانه اطلاعات را با سرعت بالا و با بار عاطفی شدید ارائه می دهد، مغز ما فرصت نمی کند میان واقعیت و تفسیر رسانه تفکیکی قائل شود و به سرعت، تفسیر رسانه را به عنوان خود واقعیت می پذیرد. با گسترش این پدیده، ما شاهد فروپاشی «تفکر کند» یا همان تفکر عمیق هستیم و در مقابل، «تفکر سریع» که فاقد هرگونه نقد و بررسی است، حاکم می شود. 

این انتقال از منطق به هیجان، ابزاری بی نظیر برای کنترل افکار عمومی فراهم می کند؛ چرا که یک انسان خشمگین یا هراسان، توانایی سوال کردن ندارد و هر آنچه را که در لحظه به او گفته می شود، بدون بررسی، باور می کند. این مسئله تنها یک تغییر در نحوه دریافت خبر نیست، بلکه نوعی تغییر در ساختار هویت اجتماعی ماست. وقتی جامعه ای از واکنش های هیجانی لحظه ای تشکیل شود، دیگر توانایی بحث بر پایه شواهد و مدارک را نخواهد داشت و به جای گفتگوی منطقی، به سمت تقابل های احساسی و دوقطبی شدن حرکت می کند. در واقع، ما در حال حرکت به سمتی هستیم که در آن حقیقت، دیگر نه بر اساس شواهد، بلکه بر اساس میزان قدرت تکان دادن احساسات ما تعریف می شود. 

این سرعت مرگبار در انتشار اخبار، در حقیقت با سرعت فرسایش عقلانیت انسانی همراه است و ما را در چرخه ای گرفتار می کند که در آن، هرچه بیشتر خبر دریافت می کنیم، کمتر توانایی درک ماهیت واقعی اتفاقات را داریم. 

 این بحران سرعت، ما را به مخاطبانی تبدیل می کند که تنها در سطح لایه اول درک قرار دارند؛ مخاطبانی که شاهد اتفاقات هستند، اما هرگز آن ها را نمی فهمند.