فرسایش نظام رویدادهای نمایشی خوزستان؛ نقدی بر ناکارآمدی مدیریت فرهنگی و گسست در استمرار جشنواره ها

13 آبان 1405 - خواندن 13 دقیقه - 25 بازدید

فرسایش نظام رویدادهای نمایشی خوزستان؛ نقدی بر ناکارآمدی مدیریت فرهنگی و گسست در استمرار جشنواره ها

نویسنده: مهدی صفی آبادی
فعال فرهنگی

چکیده

جشنواره های تئاتر به عنوان یکی از مهم ترین سازوکارهای توسعه فرهنگی، کشف استعداد، تقویت سرمایه اجتماعی و گسترش تعاملات هنری، نقشی فراتر از برگزاری چند اجرای نمایشی دارند. استمرار این رویدادها می تواند به شکل گیری هویت فرهنگی شهرها، توسعه اقتصاد هنر و تقویت ارتباط میان هنرمندان و نهادهای اجرایی منجر شود.

استان خوزستان با برخورداری از پیشینه قابل توجه در هنرهای نمایشی و تنوع فرهنگی، زبانی و آیینی، طی دهه های گذشته میزبان جشنواره های متعدد بین المللی، ملی، منطقه ای و شهرستانی بوده است. بااین حال، وضعیت استمرار برخی از این رویدادها و نبود اطلاعات شفاف درباره سرنوشت آن ها، پرسش هایی جدی درباره کارآمدی سیاست گذاری فرهنگی استان ایجاد کرده است.

این یادداشت با رویکردی تحلیلی و انتقادی، مسئله گسست در استمرار جشنواره های نمایشی خوزستان را از منظر مدیریت فرهنگی، ساختار تامین مالی، اختلافات درون صنفی، مسئولیت پذیری نهادی و فقدان برنامه ریزی بلندمدت بررسی می کند.

استدلال اصلی آن است که بحران رویدادهای نمایشی خوزستان را نمی توان صرفا به محدودیت منابع مالی تقلیل داد؛ بلکه باید آن را در پیوند با ضعف حکمرانی فرهنگی، وابستگی رویدادها به اشخاص و نبود سازوکارهای پایدار اجرایی تحلیل کرد.

واژگان کلیدی: تئاتر خوزستان، جشنواره های نمایشی، مدیریت فرهنگی، سیاست گذاری فرهنگی، اقتصاد هنر، حکمرانی فرهنگی، توسعه فرهنگی شهرستان ها.

۱. مقدمه؛ مسئله استمرار در نظام رویدادهای فرهنگی

یکی از شاخص های مهم پویایی فرهنگی هر منطقه، توانایی آن در ایجاد، حفظ و توسعه رویدادهای هنری مستمر است.

جشنواره های فرهنگی و هنری، علاوه بر نقش مستقیم خود در تولید و عرضه آثار، زمینه ساز شکل گیری شبکه های حرفه ای، انتقال تجربه میان نسل ها، توسعه گردشگری فرهنگی و افزایش مشارکت اجتماعی هستند.

ازاین رو، استمرار جشنواره ها را نمی توان صرفا مسئله ای اجرایی یا وابسته به تصمیم های مقطعی مدیران دانست. این استمرار، بخشی از مسئولیت نهادهای سیاست گذار و متولی توسعه فرهنگی محسوب می شود.

استان خوزستان از جمله مناطقی است که طی دهه های گذشته، ظرفیت های گسترده ای در حوزه هنرهای نمایشی ایجاد کرده است.

وجود گروه های نمایشی فعال در شهرهای مختلف، تنوع گونه های نمایشی، پیشینه آیین های بومی و حضور هنرمندان در عرصه های ملی، زمینه شکل گیری مجموعه ای از جشنواره های تخصصی را فراهم کرده است.

بااین حال، مسئله امروز آن است که بخشی از این ظرفیت تاریخی، از پشتوانه نهادی و اجرایی لازم برای استمرار برخوردار نیست.

پرسش اصلی این یادداشت چنین است:

چرا استانی با چنین سابقه و ظرفیتی در هنرهای نمایشی، با مسئله تداوم نامطمئن برخی جشنواره های باسابقه خود مواجه است و کدام عوامل مدیریتی، اقتصادی و ساختاری در شکل گیری این وضعیت نقش دارند؟

۲. جغرافیای جشنواره های نمایشی؛ سرمایه ای فراتر از مرکز استان

یکی از ویژگی های قابل توجه تئاتر خوزستان، توزیع جغرافیایی رویدادهای نمایشی در شهرستان های مختلف است.

برخلاف الگوهای متمرکز که بخش عمده فعالیت های فرهنگی در مرکز استان شکل می گیرند، خوزستان در دوره هایی تجربه میزبانی جشنواره های تخصصی در شهرهای متعدد را داشته است.

از جمله رویدادهایی که در سوابق فعالیت های نمایشی استان مطرح بوده اند، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. جشنواره بین المللی تئاتر فتح خرمشهر؛

۲. جشنواره تئاتر مقاومت آبادان؛

۳. جشنواره تئاتر مقاومت دزفول؛

۴. جشنواره تئاتر کودک؛

۵. جشنواره لاله های سرخ؛

۶. جشنواره تئاتر کوتاه رامهرمز؛

۷. جشنواره تئاتر نفت؛

۸. جشنواره مونولوگ امیدیه؛

۹. جشنواره مونولوگ ایذه؛

۱۰. جشنواره بین المللی تئاتر عربی؛

۱۱. جشنواره تئاتر خیابانی فانوس؛

۱۲. جشنواره نمایش بانوان؛

۱۳. جشنواره منطقه ای تئاتر حوزه جنوب؛

۱۴. جشنواره نمایش های آیینی و سنتی بهبهان؛

۱۵. جشنواره نمایش های کمدی آغاجاری؛

۱۶. جشنواره تئاتر طنز پیچک آبادان؛

۱۷. جشنواره منطقه ای تئاتر کودک و نوجوان دزفول؛

۱۸. جشنواره منطقه ای تئاتر بومی زاگرس نشینان مسجدسلیمان؛

۱۹. جشنواره تئاتر خیابانی باغملک؛

۲۰. جشنواره استندآپ کمدی خوزستان در اندیمشک؛

۲۱. جشنواره تئاتر استان خوزستان؛

۲۲. جشنواره تئاتر فجر استانی خوزستان؛

۲۳. سوگواره ملی تئاتر میدانی و تعزیه اربعین حسینی؛

۲۴. جشنواره ملی نمایشنامه نویسی کودک و نوجوان؛

۲۵. همایش تعزیه و نمایش های عاشورایی.

این فهرست، مجموعه ای از جشنواره ها و رویدادهای دارای سابقه یا عنوان مطرح شده در منابع تاریخی و رسانه ای است؛ نه فهرست قطعی رویدادهای تعطیل شده. برخی عنوان ها ممکن است با یکدیگر هم پوشانی داشته باشند یا در دوره های مختلف تغییر نام داده باشند.

بااین حال، همین گستردگی نشان دهنده ظرفیت تاریخی خوزستان برای شکل دهی به یک شبکه متنوع از رویدادهای نمایشی است.

اهمیت این شبکه صرفا در تعداد جشنواره ها نیست؛ بلکه در تنوع موضوعی و جغرافیایی آن است.

از نمایش های آیینی و سنتی تا تئاتر کودک، از نمایش های کمدی تا آثار مقاومت، از نمایش های خیابانی تا مونولوگ و نمایشنامه نویسی، هرکدام بخشی از ظرفیت هنری و هویت فرهنگی استان را نمایندگی می کنند.

بنابراین، وقفه در استمرار هر رویداد می تواند بر جریان تولید، آموزش و عرضه نمایش در شهرستان میزبان اثر بگذارد.

۳. بحران مدیریت فرهنگی؛ از برنامه ریزی نهادی تا وابستگی به اشخاص

یکی از مهم ترین آسیب های مدیریت رویدادهای فرهنگی در ایران، وابستگی بیش ازحد آن ها به افراد است.

در چنین ساختاری، استمرار یک جشنواره گاه به حضور یک مدیر، دبیر یا گروه اجرایی مشخص وابسته می شود.

با تغییر مدیریت، جابه جایی مسئولان یا بروز اختلافات اجرایی، ممکن است روند برگزاری رویداد نیز دچار وقفه شود.

این وضعیت نشان دهنده ضعف در نهادینه سازی رویدادهای فرهنگی است.

جشنواره ای که پس از ده یا بیست دوره برگزاری همچنان فاقد دبیرخانه پایدار، برنامه مالی مشخص و ساختار اجرایی مستقل باشد، در برابر تغییرات مدیریتی آسیب پذیر خواهد بود.

از این منظر، یکی از پرسش های اساسی درباره مدیریت فرهنگی خوزستان آن است که چه میزان از جشنواره های باسابقه استان دارای برنامه توسعه چندساله، ساختار اجرایی مستند و سازوکار تامین اعتبار پایدار هستند.

مدیریت فرهنگی نباید صرفا به صدور مجوز، مشارکت در مراسم افتتاحیه و ثبت گزارش عملکرد محدود شود.

وظیفه اصلی مدیریت فرهنگی، ایجاد شرایطی است که فعالیت های هنری بتوانند مستقل از تغییر اشخاص و نوسانات کوتاه مدت اداری استمرار پیدا کنند.

در غیر این صورت، با ساختاری مواجه خواهیم بود که به جای مدیریت توسعه فرهنگی، تنها فعالیت های پراکنده هنرمندان را همراهی می کند.

۴. کمبود اعتبار یا ناکارآمدی نظام تامین مالی؟

محدودیت منابع مالی یکی از چالش های واقعی برگزاری جشنواره های هنری است.

بااین حال، تقلیل تمام مشکلات به کمبود بودجه، می تواند مانع شناسایی ضعف های ساختاری شود.

خوزستان از ظرفیت اقتصادی قابل توجهی در حوزه نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد، نیشکر، بنادر و صنایع وابسته برخوردار است.

وجود این ظرفیت ها به معنای دسترسی خودکار نهادهای فرهنگی به منابع مالی نیست؛ اما ضرورت طراحی سازوکارهای حرفه ای برای جذب مشارکت اقتصادی را برجسته می کند.

در این زمینه، چند پرسش اساسی مطرح است:

آیا برای جشنواره های باسابقه استان، الگوهای مشخص مشارکت صنایع طراحی شده است؟

آیا نهادهای فرهنگی توانسته اند بسته های حمایت مالی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی شرکت ها تدوین کنند؟

آیا جشنواره ها دارای بودجه بندی شفاف، گزارش مالی و برنامه جذب حامیان بلندمدت هستند؟

و آیا منابع مالی پیش از ایجاد تعهدات اجرایی به صورت قابل اتکا تامین می شوند؟

مسئله مطالبات مالی معوق برخی رویدادها نیز نیازمند بررسی مستقل است.

در صورت وجود بدهی های پرداخت نشده به هنرمندان و عوامل اجرایی، ضروری است میزان تعهدات، منشا آن ها، مسئول پرداخت و برنامه تسویه به صورت شفاف مشخص شود.

زیرا تعهدات مالی حل نشده می توانند اعتماد جامعه هنری را کاهش دهند و بر امکان برگزاری دوره های بعدی تاثیر منفی بگذارند.

بدهی های گذشته نباید به سازوکاری برای توجیه تعطیلی آینده تبدیل شوند.

۵. اختلافات درون صنفی و تضعیف منافع مشترک

تحلیل بحران رویدادهای نمایشی بدون بررسی نقش جامعه هنری ناقص خواهد بود.

اختلافات درون صنفی، رقابت های فردی، منازعات مربوط به مدیریت انجمن ها، انتخاب دبیران و شیوه داوری جشنواره ها می توانند بخشی از توان جمعی هنرمندان را فرسوده کنند.

البته اختلاف نظر و رقابت حرفه ای، بخش طبیعی حیات هنری است.

مسئله زمانی شکل می گیرد که این اختلافات از سطح گفت وگوی تخصصی عبور کرده و به تضعیف نهادها و فرصت های مشترک منجر شوند.

در چنین شرایطی، جامعه هنری ممکن است توانایی لازم برای شکل دهی به مطالبه ای واحد درباره حفظ جشنواره ها را از دست بدهد.

یکی از ضرورت های امروز تئاتر خوزستان، بازتعریف رابطه میان منافع فردی، گروهی و جمعی است.

جشنواره های باسابقه نباید به دارایی انحصاری مدیران، دبیران یا گروه های خاص تبدیل شوند.

این رویدادها بخشی از سرمایه فرهنگی عمومی هستند و حفظ آن ها نیازمند همکاری حرفه ای، مشارکت صنفی و پذیرش قواعد شفاف است.

۶. مسئله پاسخ گویی؛ چرا توقف جشنواره ها گزارش نمی شود؟

در نظام های مدیریت فرهنگی، ارزیابی عملکرد نباید صرفا بر تعداد برنامه های برگزارشده متمرکز باشد.

همان قدر که برگزاری یک جشنواره اهمیت دارد، بررسی دلایل توقف یا وقفه آن نیز ضروری است.

اگر جشنواره ای پس از سال ها فعالیت برگزار نمی شود، باید مشخص شود که این وضعیت ناشی از محدودیت مالی، ضعف اجرایی، تغییر سیاست گذاری، نبود متقاضی، مسائل حقوقی یا عوامل دیگر است.

فقدان اطلاعات عمومی درباره وضعیت رویدادها، امکان ارزیابی عملکرد دستگاه های فرهنگی را کاهش می دهد.

در این زمینه، پیشنهاد می شود اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان با همکاری انجمن هنرهای نمایشی، گزارشی جامع از وضعیت جشنواره های استان منتشر کند.

این گزارش باید دست کم شامل عنوان رویداد، سال تاسیس، تعداد دوره های برگزارشده، آخرین دوره، نهاد برگزارکننده، وضعیت فعلی، دلایل وقفه احتمالی و برنامه استمرار باشد.

چنین گزارشی می تواند مبنای سیاست گذاری فرهنگی، تصمیم گیری مالی و نظارت عمومی قرار گیرد.

اصل پاسخ گویی اقتضا می کند که توقف یک رویداد باسابقه نیز به اندازه برگزاری آن قابل بررسی باشد.

۷. پیامدهای فرهنگی و اجتماعی گسست در استمرار جشنواره ها

وقفه طولانی در برگزاری رویدادهای نمایشی می تواند پیامدهایی فراتر از کاهش تعداد اجراها داشته باشد.

نخست، فرصت های کشف و پرورش استعدادهای جوان کاهش می یابد.

دوم، ارتباط حرفه ای میان گروه های نمایشی شهرستان ها تضعیف می شود.

سوم، تجربه های اجرایی و دانش سازمانی جشنواره ها در معرض پراکندگی قرار می گیرد.

چهارم، امکان شکل گیری گردشگری فرهنگی و فعالیت های اقتصادی وابسته به رویدادها محدود می شود.

پنجم، بخشی از حافظه فرهنگی شهرها که با جشنواره های باسابقه پیوند خورده است، در معرض فراموشی قرار می گیرد.

البته تعیین میزان واقعی این پیامدها در خوزستان نیازمند پژوهش میدانی، بررسی داده های آماری و گفت وگو با هنرمندان و مدیران اجرایی است.

بااین حال، از منظر سیاست گذاری فرهنگی، استمرار رویدادها یکی از عوامل موثر بر حفظ سرمایه اجتماعی و توسعه زیست بوم هنرهای نمایشی محسوب می شود.

۸. ضرورت بازطراحی نظام جشنواره ای خوزستان

برای عبور از وضعیت موجود، صرفا احیای مقطعی چند جشنواره کافی نیست.

آنچه ضرورت دارد، بازطراحی نظام مدیریت رویدادهای نمایشی استان است.

این بازطراحی می تواند بر شش محور استوار باشد:

نخست؛ تدوین اطلس جشنواره های نمایشی خوزستان. شناسایی تمام رویدادهای تاریخی و فعال استان، مستندسازی سوابق و بررسی وضعیت فعلی آن ها.

دوم؛ ایجاد تقویم چندساله رویدادها. تعیین زمان بندی مشخص جشنواره ها با هدف جلوگیری از تداخل برنامه ها و افزایش قابلیت پیش بینی برای گروه های نمایشی.

سوم؛ اصلاح نظام تامین مالی. طراحی مدل های مشارکت میان دولت، شهرداری ها، صنایع، حامیان خصوصی و نهادهای فرهنگی.

چهارم؛ تقویت استقلال اجرایی جشنواره ها. ایجاد دبیرخانه های پایدار، مستندسازی تجربه های مدیریتی و کاهش وابستگی رویدادها به اشخاص.

پنجم؛ افزایش مشارکت جامعه هنری. فراهم کردن سازوکارهای شفاف برای حضور هنرمندان، انجمن ها و گروه های نمایشی در تصمیم سازی.

ششم؛ استقرار نظام ارزیابی و پاسخ گویی. انتشار گزارش های سالانه درباره عملکرد، هزینه ها، میزان مشارکت، دستاوردها و دلایل توقف احتمالی رویدادها.

اجرای این محورها می تواند زمینه گذار از مدیریت مقطعی جشنواره ها به سیاست گذاری پایدار رویدادهای فرهنگی را فراهم کند.

۹. نتیجه گیری؛ از مدیریت مناسبت ها تا حکمرانی فرهنگی

مسئله جشنواره های نمایشی خوزستان را نمی توان صرفا در چارچوب کمبود بودجه یا مشکلات اجرایی چند رویداد تحلیل کرد.

این مسئله به پرسشی بنیادی تر درباره کیفیت حکمرانی فرهنگی و توانایی نهادهای مسئول در حفظ سرمایه های هنری بازمی گردد.

خوزستان طی دهه های گذشته تجربه شکل دهی به شبکه ای متنوع از جشنواره های نمایشی را داشته است؛ شبکه ای که در صورت برخورداری از برنامه ریزی پایدار می تواند به یکی از ظرفیت های مهم توسعه فرهنگی استان تبدیل شود.

بااین حال، وابستگی رویدادها به اشخاص، ضعف ساختارهای مالی، اختلافات درون صنفی و نبود گزارش های شفاف درباره وضعیت جشنواره ها، ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت این حوزه را آشکار می کند.

نهادهای متولی فرهنگ باید میان دو مفهوم تفاوت قائل شوند: «برگزاری رویداد» و «مدیریت نظام رویدادها».

برگزاری یک جشنواره، فعالیتی محدود به یک بازه زمانی مشخص است؛ اما مدیریت نظام رویدادها مستلزم برنامه ریزی بلندمدت، حفظ تجربه های پیشین، توسعه منابع مالی، تقویت مشارکت اجتماعی و پاسخ گویی مستمر است.

جشنواره ای که پس از بیست دوره همچنان برای برگزاری دوره بعد به تصمیم مقطعی یک مدیر وابسته باشد، بیش از آنکه با بحران بودجه مواجه باشد، از ضعف نهادینه سازی رنج می برد.

از این منظر، مطالبه جامعه هنری خوزستان نباید تنها به درخواست برگزاری مجدد جشنواره ها محدود شود.

مطالبه اصلی باید ایجاد ساختاری باشد که در آن استمرار رویدادهای فرهنگی، نه امتیازی وابسته به اشخاص، بلکه بخشی از مسئولیت تعریف شده و قابل ارزیابی نهادهای متولی باشد.

در نهایت، پرسشی که باید در برابر سیاست گذاران فرهنگی خوزستان قرار گیرد، این است:

اگر جشنواره های نمایشی طی دهه ها توانسته اند بخشی از هویت فرهنگی شهرستان های خوزستان را شکل دهند، چرا برای حفظ و استمرار این سرمایه های عمومی، نظامی پایدار، شفاف و پاسخ گو طراحی نشده است؟

پاسخ به این پرسش، فراتر از سرنوشت چند جشنواره، می تواند معیاری برای سنجش کیفیت مدیریت فرهنگی در یکی از مهم ترین استان های هنری کشور باشد.

مهدی صفی آبادی
فعال فرهنگی