مهدی صفی آبادی
22 یادداشت منتشر شدهبایدها و نبایدهای پژوهش ادبیات کودک و نوجوان
بایدها و نبایدهای پژوهش ادبیات کودک و نوجوان
از میراث ادبی تا میراث فهم؛ بازخوانی جایگاه بوستان، گلستان و کلیله و دمنه در جهان کودک و نوجوان معاصر
نویسنده: مهدی صفی آبادی
بخش نخست از سه بخش
ضرورت بازاندیشی در سن، زمان و شیوه مواجهه کودک با میراث ادبی
۱. پرسش اصلی: میراث ادبی را باید آموخت یا با آن زندگی کرد؟
آیا صرف اینکه اثری چندصد سال دوام آورده، برای آنکه امروز در برنامه آموزشی کودکان و نوجوانان قرار گیرد کافی است؟
آیا کودکی که هنوز تجربه مستقیمی از مفاهیمی مانند قدرت، خیانت، عدالت، تدبیر، قناعت، وفاداری و مناسبات پیچیده اجتماعی ندارد، می تواند لایه های معنایی حکایات سعدی یا روایت های کلیله و دمنه را به درستی دریافت کند؟
و مهم تر اینکه آیا خواندن، حفظ کردن و بازگویی این آثار الزاما به معنای فهمیدن آن هاست؟
به نظر می رسد مسئله اساسی آموزش ادبیات کلاسیک در ایران، نه ضرورت حفظ این میراث، بلکه چگونگی انتقال آن از حافظه تاریخی جامعه به تجربه زنده نسل جدید باشد.
ما گاهی از کودکان انتظار داریم متونی را بفهمند که حتی بسیاری از بزرگسالان، بدون توضیح تاریخی، زبان شناختی و فلسفی، قادر به درک تمامی لایه های آن نیستند.
در چنین وضعیتی باید پرسید:
آیا کودک باید برای فهم ادبیات کهن آماده شود یا ادبیات کهن باید از مسیرهایی متناسب با ظرفیت شناختی کودک به او معرفی شود؟
پاسخ، احتمالا در تعامل این دو مسیر قرار دارد؛ اما مسئولیت نخست بر عهده بزرگسالان، نویسندگان، پژوهشگران و نظام آموزشی است.
۲. بوستان، گلستان و کلیله و دمنه؛ سه اثر، سه جهان متفاوت
اشتباه نخست زمانی رخ می دهد که این سه اثر را صرفا به دلیل قدمت، زبان ادبی و ارزش فرهنگی، در یک طبقه آموزشی قرار می دهیم.
درحالی که هرکدام از آن ها از نظر ساختار روایت، پیچیدگی زبان، نوع شخصیت پردازی و جهان بینی اخلاقی ویژگی های متفاوتی دارند.
بوستان سعدی؛ جهان آرمان های اخلاقی
بوستان که در سال ۶۵۵ هجری قمری سروده شده، اثری منظوم است که موضوعاتی مانند عدالت، احسان، عشق، تواضع، قناعت و تربیت را بررسی می کند.
اما پرسش اینجاست:
آیا مفهوم عدالت برای کودک هفت ساله همان معنایی را دارد که برای نوجوان پانزده ساله؟
برای کودک هفت ساله، عدالت ممکن است در تقسیم برابر وسایل بازی معنا پیدا کند؛ درحالی که نوجوان پانزده ساله می تواند درباره عدالت اجتماعی، تبعیض و تعارض میان حق فردی و منفعت جمعی گفت وگو کند.
بنابراین، اگر قرار است بوستان چراغ راه تربیت باشد، باید مفاهیم آن از سطح انتزاعی به تجربه های قابل فهم مخاطب منتقل شوند.
بوستان برای کودک نباید صرفا مجموعه ای از پندهای اخلاقی باشد؛ بلکه می تواند زمینه ای برای تجربه و گفت وگو درباره انتخاب های اخلاقی شود.
گلستان سعدی؛ جهان تناقض ها و واقعیت های انسانی
گلستان، نوشته شده در سال ۶۵۶ هجری قمری، برخلاف تصور رایج، صرفا کتابی برای آموزش رفتار خوب نیست.
این اثر مجموعه ای از حکایات درباره مناسبات قدرت، رفتارهای انسانی، طبقات اجتماعی، تربیت، سکوت، سخن گفتن و تعارض های اخلاقی است.
برخی حکایات آن طنزآمیزند، برخی تلخ و برخی نیز بازتاب دهنده ارزش ها و مناسبات اجتماعی دوران خود هستند.
ازاین رو، نمی توان تمامی حکایات گلستان را بدون بررسی محتوایی برای کودکان مناسب دانست.
بعضی روایت ها نیازمند توضیح درباره زمینه تاریخی، جایگاه اجتماعی شخصیت ها و تفاوت ارزش های گذشته و امروز هستند.
حتی ممکن است لازم باشد مخاطب نوجوان، به جای پذیرش نتیجه اخلاقی حکایت، درباره درستی آن تردید کند.
اینجاست که ادبیات از ابزار انتقال دستورهای اخلاقی به بستری برای پرورش تفکر انتقادی تبدیل می شود.
کلیله و دمنه؛ جهان سیاست، قدرت و تصمیم گیری
کلیله و دمنه پیشینه ای در سنت داستانی هند دارد و در مسیر انتقال و بازنویسی، به یکی از آثار مهم ادبیات فارسی تبدیل شده است. متن مشهور فارسی آن را نصرالله منشی در قرن ششم هجری فراهم کرده است.
این اثر به دلیل حضور حیوانات، گاهی به اشتباه در ردیف داستان های ساده کودکانه قرار می گیرد.
درحالی که بسیاری از حکایات آن درباره موضوعاتی پیچیده اند:
رقابت بر سر قدرت و جایگاه اجتماعی
فریب، شایعه و دست کاری اطلاعات
اعتماد، خیانت و پیامدهای تصمیم گیری
مناسبات حاکم و مشاور
تضاد میان منفعت شخصی و خیر جمعی
وجود حیوانات سخنگو الزاما به معنای کودکانه بودن یک روایت نیست.
برای نمونه، حکایت «شیر و گاو» می تواند برای کودک خردسال داستانی درباره دوستی و سوءتفاهم باشد؛ اما برای نوجوان، زمینه ای برای بررسی شایعه سازی، نفوذ بر صاحبان قدرت و پیامدهای اعتماد بدون بررسی شواهد فراهم کند.
این تفاوت، اهمیت بازآفرینی متناسب با سن را آشکار می سازد.
۳. از چه سنی باید آموزش این آثار آغاز شود؟
برای ورود به ادبیات کلاسیک نمی توان یک سن قطعی و یکسان تعیین کرد.
سن تقویمی تنها یکی از عوامل موثر است. توانایی زبانی، تجربه خواندن، رشد شناختی، محیط فرهنگی و علاقه کودک نیز اهمیت دارند.
بااین حال، می توان یک الگوی پیشنهادی برای مواجهه تدریجی طراحی کرد.
گروه سنی ۳ تا ۵ سال: قصه گویی تصویری و بازی نمایشی با الهام از حکایات منتخب، با هدف آشنایی با شخصیت، احساسات و رابطه علت و معلول.
گروه سنی ۶ تا ۸ سال: بازآفرینی داستانی با زبان ساده و شخصیت های قابل درک، با هدف شناخت انتخاب، پیامد رفتار و همدلی.
گروه سنی ۹ تا ۱۱ سال: روایت های چندلایه همراه با پرسش و فعالیت گروهی، با هدف تقویت استدلال، مقایسه و تشخیص انگیزه شخصیت ها.
گروه سنی ۱۲ تا ۱۴ سال: مطالعه گزیده های بازنویسی شده در کنار بخش هایی از متن اصلی، با هدف شناخت تعارض های اخلاقی و آغاز نقد روایت.
گروه سنی ۱۵ تا ۱۸ سال: مطالعه انتقادی متن اصلی همراه با تحلیل تاریخی و اجتماعی، با هدف تحلیل قدرت، عدالت، اخلاق و جهان بینی نویسنده.
این تقسیم بندی یک الگوی آموزشی پیشنهادی است، نه استاندارد سنی اعتبارسنجی شده برای این سه اثر.
نکته مهم تر آن است که آشنایی با یک اثر، الزاما به معنای خواندن متن اصلی آن نیست.
کودک پنج ساله می تواند با شخصیتی الهام گرفته از کلیله و دمنه آشنا شود، بدون آنکه لازم باشد زبان نصرالله منشی را بیاموزد.
همچنین نوجوان شانزده ساله می تواند متن اصلی گلستان را بخواند، اما درباره نتیجه گیری اخلاقی سعدی پرسش داشته باشد.
این پرسشگری نباید نشانه شکست آموزش تلقی شود؛ بلکه می تواند نشانه آغاز فهم عمیق تر باشد.
پایان بخش نخست از سه بخش