حسادت از نظر نیچه
حسادت در نظر نیچه بخش بزرگی از زندگی به حساب می آمد. با این وجود، به طور کلی به ما یاد داده می شود که از احساسات حسادت آمیزمان شرمنده باشیم. این احساسات در جامعه، نشانه ای از شرارت به حساب می آیند. به همین خاطر، حسادت هایمان را آن قدر از خود و دیگران پنهان می سازیم که ممکن است برخی افراد پیدا شوند و به گمان خودشان، با صداقت تمام بگویند که به هیچکس حسودی نمی کنند. نیچه با تاکید بیان می کند که این ادعا، به خصوص در دنیای مدرن امروز (از انقلاب فرانسه به بعد)، از نظر منطقی غیرممکن است. عواملی چون دموکراسی و پایان عصر فئودال ها و اشراف، در نظر نیچه، بستری بسیار مناسب را برای جوانه زدن احساسات حسادت آمیز فراهم می آورند؛ چرا که امروزه هر کسی تشویق می شود که احساس کند با همه ی انسان های دیگر برابر است. در زمانه ی اشراف و فئودال ها، هیچ وقت به ذهن یک کشاورز یا کارگر خطور نمی کرد که به یک شاهزاده احساس حسادت بکند. اما اکنون هر کسی می تواند خود را با هر کس دیگری مقایسه کند و نتیجه ی چنین قیاسی در بسیاری از موارد، ترکیبی ناهمگون از جاه طلبی و احساس نابسنده بودن خواهد بود.
با این وجود، این فیلسوف و متفکر بزرگ بیان می کند که احساس حسادت هیچ اشکالی ندارد و نکته ی مهم، چگونگی مواجهه ی ما با آن است. بزرگی و رشد، از توانایی ما در درس گرفتن از بحران های حسادت آمیز سربرمی آورد. حسادت در اندیشه ی نیچه، نشانه ای سردرگم اما مهم درباره ی مطالبات و امیال حقیقی ماست که از ژرفای خویشتن مان نشات گرفته است. هر چیزی که حسادت را در ما برمی انگیزد، پاره ای از ظرفیت واقعی ماست که به دست خودمان، نهان یا شکوفا نشده باقی مانده است. نیچه به ما متذکر می شود که باید مانند یک پزشک در پزشکی قانونی، کالبد حسادت هایمان را بشکافیم، لحظات آمیخته با حسادت را در خاطرمان نگه داریم و با وارسی بخش به بخش این احساس ذاتی، خویشتنی بهتر و رهاتر را از دل آن بیرون بکشیم.
حسادتی که تحت کنترل ما نباشد، در نهایت چیزی را از خود ساطع می کند که نیچه نامش را «بوی تعفن خشم» می گذارد. تلخی و روان ناآرام، نتیجه ی حسادت های درک نشده خواهد بود. اما این طور نیست که نیچه اعتقاد داشته باشد ما همیشه چیزی را که می خواهیم، به دست خواهیم آورد (زندگی شخصی خودش این نکته را به خوبی به او آموخته بود). نیچه فقط اصرار داشت که ما باید از ظرفیت واقعی خود آگاه شویم، به نبردی حماسی برای بزرگداشت این ظرفیت واقعی برویم و تنها پس از آن، با صداقت و بدون گول زدن خود، درباره ی شکست هایمان بیندیشیم.