تغییرات سبک زندگی و فردگرایی
موضوع «تغییرات سبک زندگی و فردگرایی» یکی از جذاب ترین بحث ها در جامعه شناسی مدرن است. منظور از فردگرایی این نیست که آدم ها خودخواه شده اند؛ بلکه یعنی «من فردی» جایگزین «ماکت جمعی و سنت ها» شده است. یعنی فرد دیگر چشم بسته از دستورات خانواده، قبیله یا سنت ها پیروی نمی کند، بلکه خودش می خواهد درباره زندگی اش تصمیم بگیرد.
۱. نگاه جامعه شناسان بزرگ به فردگرایی
زیگمان باومن و «جامعه ی مایع» (Liquid Modernity):
باومن می گوید قبلا زندگی آدم ها مثل یک قالب یخ محکم بود؛ مسیر مشخص بود: درس می خواندی، سر کار سنتی می رفتی، ازدواج می کردی و تا آخر عمر هم همان سبک زندگی را داشتی. اما امروزه زندگی مثل «آب» یا مایعات شده است؛ هیچ چیز ثابتی وجود ندارد. آدم ها مدام باید خودشان را عوض کنند، شغل عوض کنند، شهر عوض کنند و سبک زندگی شان را از نو بسازند. این آزادی زیاد، البته استرس و اضطراب شدیدی هم به همراه دارد چون هیچ تکیه گاه محکمی نمانده است.
آنتونی گیدنز و «انتخاب هویت»:
گیدنز معتقد است در دنیای سنتی، هویت آدم ها آماده به آن ها تحویل داده می شد (مثلا پسر فلان خانواده، با فلان شغل موروثی). اما امروز هویت دیگر «داده شده» نیست، بلکه «پروژه ای است که خودمان باید بسازیم». نوع لباس پوشیدن، نوع غذا خوردن، ورزش کردن، نوع تفریح و حتی عقاید ما، همگی انتخاب های فردی ما هستند تا به دیگران بگوییم «من کیستم».
۲. تغییرات سبک زندگی در عمل (خودمان چطور زندگی می کنیم؟)
این فردگرایی و مدرن شدن، سبک زندگی ما را در چند حوزه به کلی زیرورو کرده است:
تغییر معنای ازدواج و خانواده:
قبلا ازدواج یک ضرورت اجتماعی و اقتصادی قاطع بود. اما امروز، فردگرایی باعث شده ازدواج به یک «انتخاب شخصی برای خوشبختی» تبدیل شود. به همین دلیل خیلی ها دیرتر ازدواج می کنند، یا مدل های جدیدی از زندگی (مثل زندگی مجردی یا ازدواج های بدون فرزند) را انتخاب می کنند. هر وقت هم کیفیت رابطه افت کند، چون «فرد» اصالت دارد، ترجیح می دهد به جای تحمل کردن، جدا شود.
کالایی شدن سلیقه و هویت:
در دنیای فردگرا، سبک زندگی یعنی «من چه می خرم و چطور مصرف می کنم». نوع کافه ای که می رویم، کتابی که دست می گیریم، ماشینی که سوار می شویم یا حتی عکسی که استوری می کنیم، ابزارهایی هستند تا به دیگران بگوییم ما آدم های خاص و متفاوتی هستیم. به این پدیده «مصرف گرایی نمایشی» هم می گویند.
استقلال مالی و عاطفی نسل جدید:
نسل جدید اصلا زیر بار این نمی رود که دیگران برایش تصمیم بگیرند. استقلال فردی ارزش بسیار بالایی پیدا کرده است. آدم ها ترجیح می دهند تنهایی آرام بخش داشته باشند تا اینکه در یک رابطه یا جمع سنتی خفه کننده و کنترل گر قرار بگیرند.
خلاصه کلام
جامعه شناسان می گویند فردگرایی به آدم ها «آزادی بی نظیری» برای انتخاب مسیر زندگی شان داده است، اما در عین حال «بهای سنگینی» هم از آن ها گرفته است؛ بهایی مثل احساس تنهایی عمیق، بی ثبات شدن روابط، و استرس دائمی اینکه «نکند در این انتخاب های بی شماری که دارم، اشتباه کنم و عقب بمانم!»