مهندسی مقبولیت؛ تحلیل انتقادی راهبردهای رسانه ای

26 مهر 1405 - خواندن 4 دقیقه - 27 بازدید




در ساختار پیچیده قدرت های مدرن غربی، مشروعیت دیگر تنها از طریق صندوق های رای یا قوانین قانونی به دست نمی آید، بلکه در میدان نبرد روایت ها، در قلب رسانه ها ساخته می شود.

 گروه های سیاسی و اقتصادی برای بقا و گسترش نفوذ خود، نیازمند فرآیندی هستند که در آن اقدامات، تصمیمات و حتی منافع شخصی آن ها، به عنوان «منافع عمومی» یا «ضرورت های تاریخی» در ذهن جامعه حک شود. اینجاست که رسانه ها، فراتر از وظیفه اطلاع رسانی، به عنوان کارخانه های تولید مشروعیت عمل می کنند. این فرآیند، نه از طریق دروغ های آشکار، بلکه از طریق راهبردهای بسیار ظریف و پیچیده ای صورت می گیرد که در آن ها حقیقت، نه حذف، بلکه «بازآرایی» می شود تا با جهت گیری های مورد نظر گروه های قدرتمند همسو گردد. 

یکی از کلیدی ترین راهبردهای این گروه ها، استفاده از تکنیک «جعل ضرورت» است. در این روش، رسانه ها با تمرکز بر تهدیدهای احتمالی یا فرصت های فرضی، پروژه های اقتصادی یا تصمیمات سیاسی خاصی را به گونه ای پوشش می دهند که گویی تنها راه نجات از بحران یا تنها مسیر پیشرفت است. در این فضای هیجانی، هرگونه پرسشگری درباره هزینه های این تصمیمات یا ذینفعان واقعی آن ها، به عنوان اقداماتی مخرب یا غیرعقلانی برچسب می خورد. با این کار، رسانه با ایجاد یک فضای دوقطبی، مخاطب را وادار می کند تا میان «حمایت از پروژه» و «آشفتگی» یکی را انتخاب کند. این نوع پوشش خبری، در واقع عمل نقد را با عمل تخریب یکی می انگارد و بدین ترتیب، راه برای عبور منافع گروه های خاص از فیلترهای نظارتی هموار می شود. راهبرد دیگر، که بسیار زیرکانه تر است، استفاده از «شخصیت سازی های نمادین» و «روایت های قهرمانانه» است.

 گروه های سیاسی و اقتصادی، با بهره گیری از ساختارهای روایی رسانه ای، حول محور خود شخصیت هایی می سازند که نماینده ارزش های اخلاقی یا ملی تلقی می شوند. در این روایت، منافع اقتصادی یک گروه بزرگ، به عنوان بخشی از نبرد برای حفظ هویت یا عدالت جلوه داده می شود. رسانه ها با انتخاب کلمات، موسیقی متن گزارش ها، و حتی زوایای دوربین، به این شخصیت ها و پروژه ها «مشروعیت» می بخشند. در این مرحله، بحث از تضاد منافع یا فساد مالی، به بحثی درباره وفاداری به اصول یا وطن تبدیل می شود. این جابه جایی از «محتوای منطقی» به «نمادهای عاطفی»، یکی از موثرترین ابزارهای رسانه ای برای خنثی کردن مقاومت های اجتماعی در برابر تصاحب منابع توسط گروه های خاص است. علاوه بر این، استفاده از «تخصص گرایی صوری» یا اصطلاحا «پوشش خبری » نیز راهبردی برای مشروعیت بخشی است. رسانه ها با فراخوان از کارشناسان و تحلیلگرانی که با گروه های قدرت پیوند دارند، به تصمیمات سیاسی و اقتصادی، چاشنی علمی می بخشند. این کار باعث می شود که بحث های سیاسی که ماهیتی کاملا ایدئولوژیک و منافع محور دارند، در پوششی از اصطلاحات فنی، آمارهای گزینشی و مدل های پیچیده ریاضی، به عنوان «حقایق علمی و اجتناب ناپذیر» ارائه شوند. این استراتژی، نقد را از حوزه عمومی به حوزه ای محدود و تخصصی می برد که در آن، شهروند عادی یا حتی روزنامه نگار عمومی، توان مقابله با آن «داده های تخصصی» را ندارد. 

 این فرآیند مجموعه ای از اقدامات هوشمندانه است که هدف نهایی آن، تبدیل کردن «اراده قدرت» به «اراده مردم» از طریق مدیریت ذهن و کنترل روایت های خبری است، که در این میان، حقیقت همواره قربانی اقتضای مشروعیت می گردد.