خون نامه کوثر در سحرگاه دهم رمضان؛ تبارشناسی شهادت مظلومانه، سیره زیستی و پیوند قدسی دختر رهبر شهید و طفل چهارده ماهه در آستانه وصال علوی

26 مهر 1405 - خواندن 21 دقیقه - 19 بازدید




مقدمه تحلیلی؛ انفجار نور در شب تاریک تزویر

تاریخ تحولات توحیدی همواره با نقاط عطف خون باری گره خورده است که در آن، خط فاصل میان حق و باطل نه با خطابه و رسانه، بلکه با نثار ناب ترین و پاک ترین علقه های بشری ترسیم شده است. در منظومه اندیشه اسلامی، شهادت اولیای الهی همواره جامع میان دو ساحت عقلانیت و عاطفه، یا حماسه و مظلومیت بوده است. با این حال، هنگامی که خورشید فقاهت و ولایت، در بستر شهادتی سرخ، عزیزترین ثمرات وجودی و نوامیس تکوینی خود را به همراه می آورد، متن تاریخ از سطح تحلیل های صرف سیاسی فراتر رفته و به ساحت ملکوت و روضه های ابدی متصل می شود.

واقعه سحرگاه دهم رمضان، آن گاه که کینه دیرینه نظام سلطه و شقاوت موشک های صهیونیستی بر بیت ساده، بی تکلف و مردمی رهبر شهید فرود آمد، رویدادی چندبعدی را رقم زد. در بطن این رخداد، شهادت پاره تن ایشان—دختری عفیف، مومنه، دانشمند و بی نام ونشان در هیاهوهای دنیوی—به همراه طفل شیرخوار و چهارده ماهه اش، فصلی گشود که در تاریخ معاصر بی بدیل است. این نوشتار بر آن است تا در روایتی ممتد، عمیق و همه جانبه، به تبیین دقیق ابعاد شخصیتی، زیست بوم معنوی، سحرگاه خونین واقعه، لحظات کشف پیکرها، رسوایی ماشین جنگ شناختی دشمن و دلالت های عاشورایی و تمدنی این عروج ملکوتی بپردازد.

گفتار یکم: دختر در منظومه تربیتی رهبر شهید؛ بازخوانی سیره زیستی، حیا و گمنامی

۱. تبارشناسی تربیت در بیت زهد و فقاهت

برای شناخت هویت زنی که در سحرگاه رمضان کالبدش حائل میان ترکش و کودک شد، باید به آبشخور تربیتی او نگریست. او در خانه ای چشم به جهان گشود که دیوارهای کاه گلی اش، صدای تلاوت های نیمه شب، بوی کاغذ کتاب های خطی و عطر ساده چای سحری را در خود حفظ کرده بود. در بیت رهبری که ساده زیستی اش زبانزد خاص و عام بود، دختران نه شاه دخت بودند و نه صاحب رانت های ویژه؛ بلکه نخستین درس زندگی شان، گمنامی، پرهیز از تبرج و خدمت بی ادعا به جامعه بود.

این بانوی شهید، تحصیلات عالیه را در کمال متانت و وقار در رشته های علوم انسانی و معارف اسلامی گذرانده بود، بی آنکه هرگز از نام و عنوان پدر برای کسب جایگاه، منصب یا تریبونی بهره گیرد. نزدیکان نقل می کنند که حتی در محافل علمی دانشگاهی و حوزوی، بسیاری از هم دوره ای های او تا سال ها نمی دانستند که این دانشجوی کوشا، متواضع و محجوب، دختر شخص اول کشور است. این منش، تجلی عینی دستور قرآنی «تلک الدار الآخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض ولا فسادا» بود.

۲. پیوند قلبی و معنوی دختر با پدر؛ مقام «ام ابیها» در عصر معاصر

رابطه عاطفی میان رهبر شهید و دخترش، فراتر از رابطه متعارف پدر و فرزندی بود. این پیوند، شباهتی تام به الگوی نبوی در تکریم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) داشت. دختر، در سال های پس از ارتحال مادر گرانقدر یا در ایام بیماری های مقطعی رهبر، چونان پروانه ای گرد وجود ایشان می چرخید. او امین رازهای معنوی پدر بود؛ کسی که سجاده نماز شب، مهر تربت و تسبیح تربت را برای مناجات های سحرگاهی مهیا می کرد و تسلی بخش خستگی های روزمره مردی بود که بار سنگین امت اسلامی و جبهه مقاومت جهانی را بر شانه های استوار خود حمل می کرد.

حضور دختر در بیت پدری در سحرگاه رمضان، نه یک بازدید تشریفاتی، بلکه استمرار همان سیره حضور، خدمت و انس معنوی بود. او آمده بود تا در شب های میهمانی خدا، در کنار پدر افطار کند، در کنار او قرآن بخواند، و فرزندش از نفس های ملکوتی پدربزرگ بهره مند شود.

گفتار دوم: طفل چهارده ماهه؛ غنچه نوشکفته در محراب ولایت

۱. تولد در آستانه تحولات بزرگ امت

نوه چهارده ماهه رهبر شهید، نماد حیات، امید و امتداد نسلی خاندانی بود که قرن ها در خدمت مکتب تشیع زیسته بودند. کودکی نوپا، با چشمانی روشن و لبخندی معصومانه، که تازه نخستین واژه ها را بر زبان جاری می ساخت. پدربزرگی که سیاست مداران جهان از صلابت نگاهش در هراس بودند، با دیدن این طفل، سیمایی سراسر مهر و عطوفت می یافت؛ او را در آغوش می گرفت، در گوشش اذان و اقامه تلاوت می کرد و با لبان روزه دار، پیشانی اش را غرق بوسه می ساخت.

۲. تصویر کودک در سحرگاهان رمضان

در شب واقعه، کودک چهارده ماهه در تب وتاب ایام دندان درآوردن و راه افتادن بود. او بی خبر از محاسبات نظام سلطه، بی خبر از رادارهای پیشرفته و پهپادهای شناسایی دشمن، در گوشه ای از اتاق ساده روی بالشی کوچک آرمیده بود و گاه بیدار می شد و با شیر مادر و نوای لالایی های قرآنی آرام می گرفت. در همان دقایق، پدربزرگ در گوشه ای دیگر بر سجاده نشسته و غرق در ابتهال بود، و مادر در رفت وآمد میان مطبخ و اتاق، سحری ساده ای از نان و پنیر و خرما مهیا می ساخت.

این تصویر—حضور هم زمان فقیه عارف، مادری پاک دامن و طفلی چهارده ماهه در آستانه سحر—کامل ترین تابلو از آرامش مومنانه و مظلومیت مطلق انسان در برابر توحش مدرن بود.

گفتار سوم: لحظه نگاری فاجعه؛ آذرخش کینه بر آسمان سحر

۱. غرش در افق؛ هجوم موشک های کینه توز

ساعت های پایانی سحرگاه دهم رمضان بود؛ زمانی که طبق روایات، ابواب رحمت الهی گشوده می شود و فرشتگان برای ثبت توبه ها و مناجات ها فرود می آیند. ناگهان حریم آسمان شکافته شد. صدای سهمگین چند فروند موشک نقطه زن که با کینه ای انباشته از شکست های پی درپی جبهه استکبار هدایت می شدند، سکوت شهر را درید.

هدف، کاخ یا پادگانی نظامی نبود؛ هدف، دیوارهای گلی و آجری خانه ای در انتهای یک کوچه بن بست بود که سال ها مرکز ثقل عزت اسلام به شمار می رفت. در کسری از ثانیه، امواج انفجار با قدرتی مهیب در و پنجره ها را فرو ریخت، سقف ها را شکافت و آواری از آتش، ترکش، بتن و غبار سرخ فام را بر سر اهل بیت آوار کرد.

۲. واکنش واپسین؛ اعجاز مادری و غیرت ایمانی

در مواجهه با انفجار، زمان منجمد می شود، اما غرایز آسمانی فعال تر می گردند. در آن کسر ثانیه، سه واکنش هم زمان و شگفت رخ داد:

۱. رهبر شهید: با شنیدن نخستین غرش و لرزش زمین، با تنی که سال ها نشان ترور و جانبازی بر خود داشت، از سجاده برخاست و دستان خویش را به سوی دختر و نوه اش گشود تا آنان را در پناه بال های عبای خویش گیرد؛ حرکتی که تا واپسین نفس، نماد شبانی و پناه بودن او برای اهل بیت و امتش بود.

۲. مادر (دختر رهبر شهید): قانون مادری در مکتب اسلام با ایثار مطلق بازتعریف می شود. او فرصت گریختن به سمت حیاط یا پناه گرفتن در کنج دیوار را داشت، اما چشمانش تنها یک نقطه را دید: کودک چهارده ماهه اش. دختر رهبر شهید با یک جهش عاشقانه، خود را روی گهواره و بستر کودک انداخت. دستانش را چون قفلی محکم به دور بدن طفل حلقه کرد و سر و سینه خویش را درست در مسیر آوار و ترکش های سهمگین قرار داد تا تن نحیف فرزندش نسوزد و مجروح نشود.

۳. طفل: در میان صدای رعدآسای انفجار، چشمان معصومش برای آخرین بار در نگاه مادر گره خورد و در گرمای آغوش او، پیش از آنکه هوای مسموم باروت ریه های کوچکش را بسوزاند، پر کشید.

گفتار چهارم: روایت کاوش و امداد؛ سندی مکتوب از آغوشی منجمد در عشق

۱. ورود به قتلگاه سحرگاهی

تیم های امداد و نجات و نیروهای حفاظتی که دقایقی پس از انفجار وارد محوطه شدند، با منظره ای روبه رو شدند که توصیف آن، کلمات را به آتش می کشد. خانه با خاک یکسان شده بود. بوی تند گوگرد و باروت با بوی سوختگی سجاده و عطر گلاب درآمیخته بود. در میان دیوارهای فروریخته، پرتوهای سرخ فلق به درون خرابه می تابید و ذره های غبار خونین در هوا معلق بود.

نخستین پیکری که در نزدیکی محراب عبادت یافته شد، پیکر مطهر رهبر شهید بود؛ با محاسنی خضاب شده به خون، سر و سینه ای شکافته از ترکش های بزرگ و دست راستی که هنوز تربت سیدالشهدا را در مشت فشرده بود.

۲. اعجاز آغوش مادری در میان خاکستر

اما آنچه زانوان نیرومندترین فرماندهان و امدادگران حاضر در صحنه را لرزاند و فریاد یازهرای آنان را به آسمان بلند کرد، پیکر مطهر دختر رهبر و فرزندش بود.

پیکر دختر در فاصله ای کوتاه از سجاده پدر قرار داشت. نیمی از سقف بتنی بر پشت و شانه های او فرود آمده بود و ترکش های گداخته، چادر مشکی و لباس های او را سوزانده و تن مطهرش را شکافته بود. اما شگفتی زمانی آشکار شد که امدادگران آوار سنگین را از روی او کنار زدند:

دختر رهبر شهید به حالت سجده روی زمین افتاده بود، اما نه بر خاک، بلکه بر کالبد طفل چهارده ماهه اش. هر دو دست بانو مانند حلقه ای از فولاد به دور نوزاد قفل شده بود. صورت مادر بر پیشانی کودک چسبیده بود، به گونه ای که حتی غبار انفجار بر گونه های لطیف نوزاد ننشسته بود. مادر موفق شده بود کودک را از ضربه مستقیم آوار حفظ کند، اما موج خردکننده انفجار، قلب هر دوی آن ها را در یک آن متوقف ساخته بود.

امدادگران نقل کرده اند هنگامی که تلاش کردند پیکر کوچک کودک را برای انتقال به برانکارد جدا کنند، متوجه شدند انگشتان مادر چنان در پارچه لباس کودک گره خورده و عضلات در لحظه عروج چنان منقبض شده بود که گویی این دو کالبد به یک وجود واحد تبدیل شده اند. پزشکان قانونی و خادمان اعلام کردند که این دو پیکر باید همان گونه که شهید شده اند—در آغوش یکدیگر—غسل داده شده و کفن شوند.

گفتار پنجم: ابعاد حقوقی، سیاسی و فروپاشی امپراتوری دروغ

۱. جنایت جنگی تمام عیار و نقض فاحش حقوق بین الملل

هدف قرار دادن یک اقامتگاه مسکونی غیرنظامی در دل یک شهر پرجمعیت، شهادت یک رهبر دینی و معنوی، به همراه دختری بی دفاع و طفلی چهارده ماهه، از منظر حقوق کیفری بین المللی، مصداق بارز و غیرقابل انکار جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی است. ترور طفل شیرخوار و مادرش نشان داد که ادعاهای مضحک «حملات جراحی شده» و «دقت نقطه زنی تسلیحات غربی»، پوششی فریبکارانه برای پنهان ساختن خوی نسل کشی و تروریسم دولتی است.

۲. ضربه شست حقیقت به پروپاگاندای جنگ شناختی

سال ها بود که اندیشکده های صهیونیستی و رسانه های معاند، با صرف میلیاردها دلار بودجه، تصویرسازی دروغینی از بیت رهبری ارائه می دادند. آنان ادعا می کردند که فرزندان رهبر در کشورهای اروپایی زندگی می کنند، ثروت های افسانه ای اندوخته اند و از هرگونه گزند و تهدیدی در امان هستند.

شهادت دختر رهبر شهید و نوه چهارده ماهه اش در زیر سقف کاه گلی همان خانه ای که پدر در آن زیست می کرد، بزرگ ترین شکست شناختی تاریخ را به دستگاه تبلیغاتی دشمن تحمیل کرد:

  • این خون نشان داد که رهبر امت، فرزندان خود را در صف مقدم خطر قرار داده بود؛
  • این خون ثابت کرد که زندگی خاندان رهبری نه تنها از سطح زندگی ضعیف ترین اقشار جامعه بالاتر نبوده، بلکه در ساده ترین وضعیت ممکن سپری می شده است؛
  • این خون نشان داد که میان خون دختر رهبر و خون دختران غزه، لبنان، دمشق و یمن هیچ تفاوتی وجود ندارد؛ همه در یک سنگر و هدف یک موشک صهیونیستی قرار گرفته اند.

گفتار ششم: خوانش تطبیقی و تداعی های عاشورایی؛ از گودال تا ویرانه های سحرگاه دهم رمضان

۱. پیوند با واقعه در و دیوار و شهادت محسن (ع)

رویداد سحرگاه دهم رمضان، تجسم عینی روضه در و دیوار مدینه بود. شهادت مادری جوان در حالی که جنین یا طفل خردسال خود را در حمایت از حریم ولایت در آغوش فشرده بود، مستقیما ذهن و ضمیر مومنان را به مصیبت حضرت فاطمه زهرا (س) و شهادت مظلومانه حضرت محسن (ع) پیوند داد. دختر رهبر شهید با شهادتش نشان داد که بانوی مسلمان ایرانی، ادامه دهنده حقیقی خط عصمت و طهارت است و دفاع از امامت و ولایت را تا پای جان و نثار طفل شیرخوار ادامه می دهد.

۲. تجلی روضه علی اصغر (ع) بر دست های تاریخ

طفل چهارده ماهه این واقعه، باب الحوائج نوین جبهه مقاومت شد. در عاشورا، خون گلوی علی اصغر (ع) بود که سیدالشهدا آن را به آسمان پاشید و فرمود: «هون علی ما نزل بی انه بعین الله». در سحرگاه دهم رمضان نیز، خون طفلی که هنوز طعم زندگی را نچشیده بود، بر دامن پاک مادر و پیشگاه پروردگار ریخته شد تا سندی جاودانه بر حقانیت این مسیر باشد. دشمنی که با جنگنده های مدرن و موشک های چندمیلیون دلاری به جنگ طفلی چهارده ماهه می آید، پیشاپیش سقوط اخلاقی و نابودی تاریخی خود را امضا کرده است.

۳. پدر، دختر و نوه؛ تبار پاکی که یک جا فدا شد

در تاریخ اسلام، کم نظیر است که سه نسل پیاپی از یک بیت شریف—پدربزرگی در اوج حکمت و رهبری، دختری در کمال عفت و فرزانگی، و نوه ای در نهایت معصومیت و پاکی—در یک زمان، در یک مکان و بر اثر یک ضربت کینه توزانه به معراج روند. این تقارن مقدس، نماد تام اخلاص، انقطاع الی الله و فداکاری خاندانی است که هر چه داشتند در طبق اخلاص نهادند.

گفتار هفتم: تشییع قرن و خروش اقیانوس امت؛ بدرقه کاروان نور

۱. صحنه ای که اشک ها را به طوفان خشم بدل ساخت

روز تشییع، روز حشر تاریخی ملت ایران و امت اسلام بود. در میان اقیانوسی از انسان های سیاه پوش، در کنار تابوت بلندقامت رهبر شهید، دو تابوت به چشم می خورد که نگاه هر بیننده ای را بارانی می کرد:

  • تابوت بانویی مجاهد که با پرچم سرخ «یا فاطمه الزهرا» تزیین شده بود؛
  • و تابوتی کوچک، سبک و سفیدرنگ، با ابعاد یک گهواره کوچک، مزین به پرچم سبز علوی و ته لهجه ای از حریر سرخ.

مردم با دیدن آن تابوت کوچک بر فراز دستان داغدار، دیگر آرام و قرار نداشتند. شیون مادران ایرانی با فریادهای حیدر حیدر مردان درآمیخته بود. آن تابوت کوچک، نه فقط پیکر یک نوزاد، بلکه تجسم وجدان بیدار یک تمدن بود که بر دوش ملت تشییع می شد.

۲. سوگند انتقام؛ طفلی که کابوس ستمگران شد

فریادهای «هیهات منا الذله» و مطالبه انتقام سخت که از عمق جان میلیون ها تشییع کننده برمی خاست، ناشی از درک این مظلومیت بود. طفل چهارده ماهه رهبر شهید، با رفتنش خواب را از چشمان فرماندهان نظامی و سیاست مداران جنایتکار صهیونیستی ربود؛ چرا که خونی که از رگ های کودکی شیرخوار به ناحق بر زمین بریزد، آتشی برمی افروزد که جز با سرنگونی کاخ های ستمگران خاموش نخواهد شد.

فرجام؛ آرمیدن در حریم رضوان و طلیعه صبح ظهور

سرانجام پیکرهای مطهر در آغوش خاک آرام گرفتند. مادری که تا آخرین قطره خون فرزندش را حمایت کرد، اکنون در بهشت برین در جوار جده اش حضرت زهرا (س) نشسته است و نوزادش را در آغوش دارد. پدربزرگ شهید با لبخندی رضایت بخش، به خیل یاران شهیدش پیوسته و گواهی می دهد که این خاندان، هیچ حقی را از این مکتب دریغ نکردند.

عروج هم زمان پدر، دختر و نوه در سحرگاه دهم رمضان، مشعلی فروزان بر تارک تاریخ معاصر برافروخت. این واقعه نشان داد که پیوند مردم و رهبری در ایران اسلامی، پیوندی است از جنس گوشت، پوست، خون و باورهای عمیق عاشورایی. این شهادت مظلومانه، طهارت بخش جامعه، ابطال کننده فتنه ها و پیش درآمد پیروزی قطعی جبهه حق بر باطل در سپیده دم عصر رهایی خواهد بود.

سلام بر آن سحرگاه خونین؛

سلام بر پدری که مقتدای شهیدان شد؛

سلام بر دختری که در مقام ام ابیها، سنگر مادری و ولایت را با خون خویش حفظ کرد؛

و سلام بر آن طفل چهارده ماهه که در آغوش مادر و در کنار نیای شهیدش، آینه دار مظلومیت ابدی حق گردید.

فهرست تفصیلی و طبقه بندی شده منابع و مآخذ پژوهش

الف) متون مرجع دینی، روایی و تفسیری

۱. قرآن کریم؛ ترجمه مهدی الهی قمشه ای.

۲. نهج البلاغه؛ گردآوری سید شریف رضی، ترجمه و شرح سید علی نقی فیض الاسلام، انتشارات فیض الاسلام.

۳. صحیفه سجادیه؛ ترجمه و شرح سید صدرالدین بلاغی، انتشارات حسینیه ارشاد.

۴. ابن بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)؛ من لا یحضره الفقیه، تصحیح علی اکبر غفاری، قم: دفتر انتشارات اسلامی، جلد چهارم (باب جهاد، شهادت و حقوق دماء).

۵. ابن بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)؛ عیون اخبار الرضا علیه السلام، تحقیق مهدی لاجوردی، تهران: نشر جهان.

۶. ابن شهرآشوب، محمد بن علی؛ مناقب آل ابی طالب، نجف: مطبعه حیدریه (پیرامون مظلومیت اهل بیت و شان ام ابیها).

۷. طباطبایی، سید محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، مجلدات مرتبط با ایثار، جهاد فی سبیل الله و مقام شهدا.

۸. طبرسی، فضل بن حسن؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، تهران: انتشارات ناصرخسرو.

۹. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت: موسسه الوفاء، مجلدات ۴۲ و ۴۳ (فصل سیره و مصائب صدیقه طاهره سلام الله علیها و فرزندان ایشان)، و مجلد ۴۵ (مقتل حضرت علی اصغر علیه السلام و یاران سیدالشهدا).

ب) اسناد، بیانیه ها و گزارش های میدانی رخداد

۱۰. شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران؛ بیانیه رسمی اعلام خبر شهادت قائد عظیم الشان امت اسلامی و اعضای بیت معظم له در سحرگاه دهم رمضان، اسفند ۱۴۰۴.

۱۱. ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران؛ گزارش کارشناسی میدانی پیرامون مشخصات فنی پرتابه ها، اصابت موشک های متجاوز و ابعاد تخریب سازه مسکونی بیت رهبری، اسفند ۱۴۰۴.

۱۲. جمعیت هلال احمر و سازمان امداد و نجات کشور؛ صورت جلسه عملیات آواربرداری و تفحص پیکرهای مطهر؛ ثبت وضعیت نحوه استقرار، آغوش مادری و کشف کالبد دختر رهبر شهید و طفل چهارده ماهه، تهران، اسفند ۱۴۰۴.

۱۳. سازمان پزشکی قانونی کشور؛ گزارش معاینه ابدان مطهر شهدا و تایید پیوستگی فیزیکی و امتناع از جداسازی پیکر شهید خردسال از آغوش والده مطهره تا زمان تدفین، تهران، دهم رمضان ۱۴۴۷ هجری قمری.

۱۴. دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب اسلامی؛ ویژه نامه ثبت خاطرات و اسناد تاریخی پیرامون سیره خانوادگی، ساده زیستی بیت و شهادت اعضای معظم خاندان، بهار ۱۴۰۵.

ج) مبانی حقوق بین الملل کیفری و نقض حقوق بشردوستانه

۱۵. کنوانسیون های چهارگانه ژنو (۱۹۴۹ میلادی)؛ به ویژه کنوانسیون چهارم پیرامون حمایت از اشخاص غیرنظامی در زمان جنگ و پروتکل های الحاقی نخست و دوم (۱۹۷۷ میلادی).

۱۶. اساسنامه دیوان کیفری بین المللی (اساسنامه رم)؛ مواد ۶، ۷ و ۸ پیرامون تعریف جنایات نسل کشی، جنایات علیه بشریت و مصادیق جنایت جنگی در هدف قرار دادن تعمدی زنان، کودکان و مناطق مسکونی غیرنظامی.

۱۷. ضیائی بیگدلی، محمدرضا؛ حقوق بین الملل بشردوستانه: مخاصمات مسلحانه و حمایت از مصونان، تهران: انتشارات گنج دانش.

۱۸. عبدالهی، محسن؛ حمایت از افراد آسیب پذیر (زنان و کودکان) در حقوق بین الملل کیفری، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش های حقوقی شهر دانش.

۱۹. کاسسه، آنتونیو؛ حقوق کیفری بین المللی، ترجمه حسین پیران و همکاران، تهران: نشر جنگل (فصل نقض فاحش تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان).

د) مطالعات نظری، گفتمان انقلاب اسلامی و جامعه شناسی حماسه

۲۰. خامنه ای، سید علی؛ مجموعه بیانات و رهنمودها پیرامون جایگاه زن، مقام مادری و الگوی سوم زن مسلمان، انتشارات انقلاب اسلامی.

۲۱. خامنه ای، سید علی؛ سیره علوی و جلوه های جهاد و شهادت در نهج البلاغه، انتشارات انقلاب اسلامی.

۲۲. مطهری، مرتضی؛ قیام و انقلاب مهدی (عج) به ضمیمه شهید، تهران: انتشارات صدرا.

۲۳. مطهری، مرتضی؛ حماسه حسینی، دوره سه جلدی، تهران: انتشارات صدرا (تحلیل نقش زنان و کودکان در ماندگاری نهضت عاشورا).

۲۴. اصغری افتخاری، علی؛ قدرت نرم، رسانه های سلطه و کالبدشکافی جنگ شناختی در عصر آشوب، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (ع).

۲۵. پورعزت، علی اصغر؛ مبانی حکمرانی علوی و عدالت محوری در سیره نظری و عملی اولیای دین، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

۲۶. شریعتی، علی؛ فاطمه فاطمه است، تهران: انتشارات چاپخش (خوانش جایگاه هویتی و ایثارگری دختر در تاریخ رسالت).