آموزش حقوق کودک
دکتر محمدمهدی سیدناصری | از شناخت حقوق کودک تا توانمندسازی کودک، خانواده و جامعه برای پاسداری از حقوق کودکان
42 یادداشت منتشر شدهچرا روش های قدیمی دیگر برای کودکان امروز جواب نمی دهد؟
زمان ما این طوری نبود! چرا روش های قدیمی دیگر برای بچه های امروز جواب نمی دهد؟
خیلی از والدین وقتی با رفتار فرزندشان روبه رو می شوند، ناخودآگاه به کودکی خودشان برمی گردند: «ما هم بچه بودیم، چرا این طور نبودیم؟» مسئله اینجاست که کودک امروز در همان جهانی بزرگ نمی شود که پدر و مادرش در آن بزرگ شدند. او از سال های ابتدایی زندگی با اینترنت، گوشی، ویدئوهای کوتاه، بازی های آنلاین و دسترسی تقریبا فوری به اطلاعات مواجه است. بنابراین طبیعی است که بعضی از روش هایی که برای نسل های قبل کار می کردند، امروز به همان شکل نتیجه ندهند.
اما تفاوت نسل ها به این معنا نیست که هر چیزی از گذشته باید کنار گذاشته شود. احترام، مسئولیت پذیری، صداقت، همدلی، مرزبندی و یاد گرفتن پیامد رفتارها، تاریخ مصرف ندارند. چیزی که تغییر کرده، روش رساندن این ارزش ها به کودک است.همان طور که جهان کودک تغییر کرده، زبان تربیت هم باید تغییر کند.
برای مثال، زمانی والد می توانست بگوید «این را نپرس، چون من می گویم» و کودک هم معمولا راه دیگری برای پیدا کردن پاسخ نداشت. امروز اگر کودک درباره موضوعی سوال کند، ممکن است چند ثانیه بعد ده ها پاسخ متفاوت روی صفحه ببیند. اگر والد فقط بگوید «چون من بزرگ ترم»، احتمالا سوال کودک تمام نمی شود؛ فقط ممکن است دیگر آن را از والد نپرسد. در چنین شرایطی، اقتدار والدین بیشتر از اینکه به «دانستن همه جواب ها» وابسته باشد، به توانایی گفت وگو و راهنمایی کردن وابسته است.
از طرف دیگر، والدین امروز با کودکی مواجه اند که بخشی از تجربه های اجتماعی اش ممکن است بیرون از خانه اتفاق بیفتد. دوستی، بازی، مقایسه، اختلاف و حتی فشار همسالان می تواند در فضای آنلاین ادامه پیدا کند. بنابراین تربیت دیگر فقط درباره این نیست که کودک در خانه چگونه رفتار می کند؛ باید به او یاد بدهیم وقتی والدین حضور ندارند، در موقعیت های پیچیده چه تصمیمی بگیرد.
این تغییر البته به معنای آزادی بی حدوحصر هم نیست. یکی از اشتباه ها این است که چون دنیای امروز پیچیده تر شده، والدین تصور کنند دیگر نمی توانند «نه» بگویند یا قانون بگذارند. کودک همچنان به مرز، نظم و بزرگسالی که بتواند در مواقع لازم تصمیم بگیرد نیاز دارد. تفاوت در این است که مرزهای خوب قرار نیست کودک را فقط مطیع کنند؛ باید به او کمک کنند کم کم صاحب قدرت تصمیم گیری شود.
شاید مهم ترین تغییر، حرکت از «کنترل کودک» به سمت «آماده کردن کودک» باشد. کنترل یعنی تا وقتی من هستم، نگذارم اشتباه کند. تربیت یعنی آن قدر با او حرف بزنم، تجربه ایجاد کنم و پیامدها را به او نشان بدهم که وقتی من نیستم، بتواند بهتر انتخاب کند. این تفاوت در دنیای دیجیتال اهمیت بیشتری پیدا می کند، چون هیچ پدر و مادری نمی تواند بیست وچهارساعته کنار صفحه فرزندش بنشیند.
در نهایت، قرار نیست والدین برای تربیت فرزند امروز، والدین دیروز خودشان را فراموش کنند. اتفاقا بسیاری از اصول قدیمی هنوز ارزشمندند؛ فقط باید با شرایط جدید ترجمه شوند. کودک امروز همچنان به محبت نیاز دارد، اما محبت شاید امروز یعنی شنیدن بدون قضاوت. به قانون نیاز دارد، اما قانون باید قابل فهم و قابل گفت وگو باشد. به استقلال نیاز دارد، اما استقلال باید مرحله به مرحله ساخته شود.
پس شاید سوال درست این نباشد که «روش های تربیتی قدیمی خوب بودند یا بد؟» سوال مهم تر این است: کدام اصل را باید حفظ کنیم و کدام روش را باید برای دنیای جدید دوباره یاد بگیریم؟
محمدمهدی سیدناصری |پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال