کودک در خانه چه حقوقی دارد؟

29 شهریور 1405 - خواندن 12 دقیقه - 17 بازدید




 



وقتی از حقوق کودک صحبت می کنیم، بسیاری از ما ناخودآگاه به مدرسه، دادگاه، بیمارستان، نهادهای حمایتی یا قوانین رسمی فکر می کنیم؛ در حالی که شاید مهم ترین میدان تحقق حقوق کودک، جایی بسیار نزدیک تر از همه اینها باشد: خانه. کودک پیش از آنکه با قانون آشنا شود، حقوق خود را در رفتار پدر و مادر، در نحوه شنیده شدن حرف هایش، در شیوه برخورد با اشتباه هایش، در میزان احترام به حریم شخصی اش و حتی در نوع خطاب شدنش تجربه می کند. خانه می تواند نخستین مدرسه حقوق کودک باشد؛ اما اگر در آن کودک تحقیر شود، صدایش شنیده نشود، حریمش نادیده گرفته شود یا خشونت با عنوان تربیت توجیه شود، همان خانه می تواند نخستین جایی باشد که کودک در آن می آموزد «حق» چیزی است که بزرگسالان درباره آن تصمیم می گیرند.

نخستین حق کودک در خانه، برخورداری از کرامت و احترام است. کودک، حتی اگر بسیار خردسال باشد، انسان است و ارزش انسانی او به سن، میزان درآمد خانواده، نمرات مدرسه، میزان اطاعت یا توانایی هایش وابسته نیست. فرزند بودن به معنای مالکیت والدین بر کودک نیست. والدین مسئول مراقبت، تربیت و حمایت از کودک هستند، اما این مسئولیت به آنها اجازه نمی دهد شخصیت کودک را نادیده بگیرند یا هر رفتاری را صرفا به دلیل رابطه والد و فرزندی مشروع تلقی کنند. کمیته حقوق کودک نیز صریحا کودک را «صاحب حق» می داند، نه دارایی والدین و نه صرفا موضوعی برای نگرانی و مراقبت بزرگسالان.

کودک در خانه حق دارد از خشونت در امان باشد. این شاید یکی از روشن ترین و در عین حال مهم ترین حقوق او باشد. خشونت فقط کتک زدن نیست. تحقیر مداوم، تهدید، ترساندن، توهین، آزار روانی، بی اعتنایی شدید و رفتارهایی که به سلامت جسمی یا روانی کودک آسیب می زنند نیز نمی توانند صرفا به دلیل وقوع در محیط خانواده از دایره حمایت حقوقی خارج شوند. ماده نوزدهم کنوانسیون حقوق کودک دولت ها را مکلف می کند کودک را در برابر همه اشکال خشونت جسمی یا روانی، آسیب، سوءاستفاده، غفلت و بدرفتاری، از جمله زمانی که در مراقبت والدین یا سرپرستان قرار دارد، حمایت کنند. بنابراین «تربیت» نمی تواند پوششی برای خشونت باشد.

کودک همچنین حق دارد در خانه احساس امنیت کند. امنیت فقط به معنای این نیست که دیوارهای خانه فرو نریزد یا کودک غذای کافی داشته باشد. امنیت روانی نیز بخشی از زندگی سالم کودک است. کودکی که دائما از خشم یکی از اعضای خانواده می ترسد، نمی داند چه زمانی تحقیر خواهد شد، یا برای بیان یک اشتباه کوچک احساس خطر می کند، ممکن است از نظر جسمی در خانه حضور داشته باشد اما از نظر روانی در محیطی امن زندگی نکند. خانه سالم محیطی است که در آن کودک بتواند سوال بپرسد، اشتباه کند، نگرانی خود را بیان کند و برای دریافت کمک احساس ترس نداشته باشد.

یکی دیگر از حقوق مهم کودک در خانه، حق شنیده شدن است. این حق به این معنا نیست که هر تصمیمی باید مطابق خواسته کودک باشد. کودک حق دارد درباره موضوعاتی که بر زندگی او اثر می گذارد نظر بدهد و بزرگسالان نیز باید متناسب با سن و میزان رشد او، برای دیدگاهش اهمیت واقعی قائل شوند. کمیته حقوق کودک تاکید کرده است که حق مشارکت کودک باید از زندگی روزمره او، از جمله در خانه، آغاز شود. بنابراین وقتی خانواده درباره تغییر مدرسه، برنامه زندگی، روابط خانوادگی یا موضوعات مهم دیگر تصمیم می گیرد، نادیده گرفتن کامل دیدگاه کودک با رویکرد حقوق کودک سازگار نیست.

در اینجا یک تفاوت بسیار مهم وجود دارد: شنیدن کودک با تسلیم شدن در برابر هر خواسته او یکی نیست. ممکن است والدین پس از شنیدن نظر کودک تصمیم دیگری بگیرند، اما باید بتوانند برای او توضیح دهند چرا چنین تصمیمی گرفته اند. کودک باید احساس کند که نظرش بی ارزش نیست، حتی اگر نتیجه نهایی دقیقا مطابق خواسته او نباشد. این تجربه به کودک می آموزد که مشارکت، گفت وگو و مسئولیت بخشی از زندگی اجتماعی است.

کودک در خانه حق حریم خصوصی نیز دارد. گاهی تصور می شود چون کودک زیر سن قانونی است، پس هیچ حریم خصوصی ندارد و والدین می توانند هر زمان و به هر شکل وارد وسایل شخصی، نوشته ها، ارتباطات یا فضای خصوصی او شوند. اما کنوانسیون حقوق کودک، حریم خصوصی کودک را به رسمیت شناخته و از او در برابر مداخلات خودسرانه یا غیرقانونی در زندگی خصوصی، خانواده، خانه و ارتباطاتش حمایت می کند. البته دامنه و شیوه اعمال این حق باید با سن، میزان رشد کودک، شرایط خانوادگی و ضرورت های واقعی حمایت از او متناسب باشد؛ اما اصل حق به صرف کودک بودن از بین نمی رود.

این موضوع در عصر ارتباطات اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اینکه والدین مسئول امنیت کودک هستند، به این معنا نیست که کودک هیچ حریم شخصی ندارد. عکس های خصوصی، گفت وگوهای شخصی، نوشته های کودک، وسایل شخصی و اطلاعات مربوط به زندگی او نیز باید با حساسیت و احترام مورد توجه قرار گیرند. نظارت والدین در مواردی که برای امنیت کودک ضرورت دارد می تواند بخشی از مسئولیت حمایتی آنان باشد، اما نظارت نباید بدون دلیل به کنترل مطلق و دائمی تبدیل شود. هرچه کودک رشد می کند و توانایی بیشتری برای مراقبت از خود پیدا می کند، شیوه حمایت نیز باید متناسب با این رشد تغییر کند.

کودک حق دارد در خانواده مورد تبعیض قرار نگیرد. دختر و پسر، کودک دارای معلولیت و کودک بدون معلولیت، فرزند بزرگ تر و کوچک تر، کودک با عملکرد تحصیلی بالا و کودک دارای مشکلات آموزشی، همگی از کرامت و حقوق انسانی برخوردارند. تفاوت در نیازها ممکن است تفاوت در نوع حمایت را ضروری کند، اما تفاوت در حمایت نباید به تفاوت در ارزش انسانی منجر شود. اگر یک کودک به دلیل جنسیت، وضعیت جسمی، پیشینه خانوادگی، زبان، وضعیت اقتصادی یا ویژگی های شخصی خود تحقیر یا محروم شود، مسئله فقط یک رفتار نامناسب خانوادگی نیست؛ بلکه با اصل برابری و منع تبعیض نیز ارتباط پیدا می کند.

کودک در خانه حق دارد از مراقبت مناسب برخوردار باشد. این مراقبت فقط تامین غذا و لباس و محل خواب نیست. رشد جسمی، روانی، عاطفی، آموزشی و اجتماعی کودک نیز اهمیت دارد. والدین مسئولیت دارند محیطی فراهم کنند که کودک بتواند در آن رشد کند و استعدادها و شخصیت خود را تا حد امکان پرورش دهد. به همین دلیل، بی توجهی شدید به نیازهای کودک نیز می تواند در تعارض با حقوق او قرار گیرد. کودک هم حق حمایت دارد و هم حق رشد؛ و این دو از یکدیگر جدا نیستند.

حق آموزش نیز در خانه آغاز می شود. خانه جایگزین مدرسه نیست، اما نگرش خانواده نسبت به یادگیری می تواند مسیر آموزشی کودک را شکل دهد. کودکی که دائما به دلیل اشتباه در یادگیری تحقیر می شود، ممکن است از پرسیدن و تجربه کردن بترسد. در مقابل، کودکی که سوال پرسیدن برایش مجاز است، اشتباه کردن را پایان دنیا نمی داند و برای رشد فکری خود تشویق می شود، از آموزش معنای عمیق تری دریافت می کند. حقوق کودک فقط این نیست که صندلی مدرسه ای در اختیار او قرار گیرد؛ حق رشد و شکوفایی او نیز باید در محیط خانواده جدی گرفته شود.

کودک حق بازی و استراحت نیز دارد. گاهی در فرهنگ های بسیار نتیجه محور، بازی به عنوان کاری بی فایده و اتلاف وقت دیده می شود؛ گویی کودک فقط زمانی ارزشمند است که درس بخواند، کلاس برود یا عملکرد قابل اندازه گیری داشته باشد. در حالی که بازی، استراحت، فعالیت فرهنگی و فرصت تجربه کردن بخشی از رشد کودک است. زندگی کودک نباید به برنامه ای فشرده از تکلیف و ارزیابی تبدیل شود. کودکی که فرصت بازی، استراحت و ارتباط طبیعی با همسالان خود ندارد، بخشی مهم از نیازهای رشدی خود را از دست می دهد.

یکی دیگر از حقوق کودک در خانه، حق داشتن هویت و روابط خانوادگی محترمانه است. نام، هویت، ارتباط با خانواده و آگاهی از پیشینه شخصی برای شکل گیری شخصیت کودک اهمیت دارد. در مواردی که والدین از یکدیگر جدا شده اند نیز اصل باید این باشد که تصمیم های مربوط به ارتباط کودک با والدین و خانواده گسترده با توجه به منافع عالیه کودک و شرایط واقعی او اتخاذ شود، نه صرفا بر اساس اختلافات بزرگسالان. کودک نباید به ابزار فشار، انتقام یا پیام رسان اختلافات میان والدین تبدیل شود.

کودک همچنین حق دارد متناسب با سن و توانایی خود اطلاعات دریافت کند و بتواند درباره موضوعات مربوط به زندگی اش پرسش کند. پنهان کردن همه واقعیت ها از کودک همیشه به معنای حمایت از او نیست. البته اطلاعات باید متناسب با سن و میزان درک کودک ارائه شود و از قرار دادن او در معرض محتوای آسیب زا جلوگیری شود. اما کودک برای رشد فکری و تصمیم گیری تدریجی به اطلاعات مناسب نیاز دارد. حمایت واقعی گاهی به جای سکوت کامل، یعنی توضیح درست، ساده و متناسب با شرایط کودک.

در خانواده، آزادی اندیشه و شکل گیری شخصیت کودک نیز باید محترم شمرده شود. کودک انسان در حال رشد است و قرار نیست تمام شخصیت او از پیش توسط والدین طراحی شود. والدین حق و مسئولیت راهنمایی دارند، اما راهنمایی با تحمیل دائمی تفاوت دارد. کنوانسیون حقوق کودک نیز میان مسئولیت والدین برای هدایت کودک و ظرفیت های در حال تحول او ارتباط برقرار می کند؛ یعنی هرچه کودک رشد می کند، باید فرصت بیشتری برای اعمال آگاهانه حقوق خود پیدا کند.

از این منظر، حتی بسیاری از مسائل ظاهرا ساده خانوادگی نیز موضوع حقوق کودک هستند. اینکه کودک چگونه خطاب می شود، آیا اجازه دارد بدون ترس درباره ناراحتی خود حرف بزند، آیا وسایل شخصی اش محترم شمرده می شود، آیا می تواند درباره برخی امور متناسب با سن خود انتخاب کند، آیا در تصمیم های مربوط به خودش شنیده می شود، آیا برای اشتباه هایش تحقیر می شود یا فرصت یادگیری پیدا می کند، آیا میان او و خواهر و برادرش تبعیض وجود دارد و آیا خانه برای او محیطی امن است یا محیطی پر از ترس؛ همه اینها بخشی از تجربه روزمره حقوق کودک اند.

بنابراین حقوق کودک در خانه نباید به مجموعه ای از قواعد پیچیده حقوقی تبدیل شود که فقط حقوقدانان بتوانند آن را بفهمند. معنای ساده آن این است که کودک باید در خانه محترم باشد، امن باشد، شنیده شود، از خشونت در امان بماند، حریم خصوصی متناسب با سن خود داشته باشد، مورد تبعیض قرار نگیرد، از مراقبت و فرصت رشد برخوردار باشد و به تدریج بتواند در امور مربوط به زندگی خود نقش بیشتری ایفا کند. این حقوق در برابر مسئولیت های والدین قرار نمی گیرند؛ بلکه چارچوبی هستند که مسئولیت والدین باید درون آن معنا پیدا کند.

شاید مهم ترین نکته این باشد که خانه اولین جایی است که کودک در آن می آموزد «من چه ارزشی دارم؟». اگر پاسخ عملی خانواده این باشد که «ارزش تو به نمره هایت، میزان اطاعتت یا خواسته های ما بستگی دارد»، کودک ممکن است احترام به خود را مشروط و شکننده بیاموزد. اما اگر تجربه روزمره او این باشد که «تو حتی وقتی اشتباه می کنی، انسان محترمی هستی؛ حرفت شنیده می شود؛ از تو حمایت می کنیم؛ اما همزمان مسئولیت رفتارهایت را نیز به تو یاد می دهیم»، آن گاه خانه واقعا به نخستین مدرسه حقوق کودک تبدیل می شود.

حقوق کودک از پشت در خانه آغاز می شود. جامعه نمی تواند از کودک انتظار داشته باشد در آینده به حقوق دیگران احترام بگذارد، اگر خودش در کودکی احترام به کرامت، حریم خصوصی، گفت وگو، برابری و امنیت را تجربه نکرده باشد. کودک بیش از آنکه حقوق خود را از کتاب های قانون بیاموزد، آنها را از رفتار بزرگسالانی می آموزد که هر روز با او زندگی می کنند. به همین دلیل، پرسش اساسی فقط این نیست که «کودک در خانه چه وظایفی دارد؟»؛ پیش از آن باید پرسید: آیا خانه ای که از کودک انتظار مسئولیت پذیری دارد، حقوق او را نیز به رسمیت می شناسد؟ مبنای حقوقی این بحث، به ویژه مواد ۳، ۵، ۱۲، ۱۶، ۱۸ و ۱۹ کنوانسیون حقوق کودک است؛ یعنی منافع عالیه کودک، راهنمایی متناسب با ظرفیت های در حال تحول، حق شنیده شدن، حریم خصوصی، مسئولیت والدین و حمایت در برابر خشونت.


 

دکتر محمدمهدی سیدناصری

حقوقدان،پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال