خانه امن برای کودک یعنی چه؟

29 شهریور 1405 - خواندن 18 دقیقه - 12 بازدید




 



برای این پرسش، «خانه امن» را نباید فقط خانه ای بدون کتک و خشونت جسمی دانست. از منظر حقوق کودک، خانه امن جایی است که کودک در آن همزمان امنیت جسمی، امنیت روانی، احترام، تعلق، حریم خصوصی، امکان بیان نظر و حمایت در برابر آسیب را تجربه کند. کنوانسیون حقوق کودک، دولت ها را مکلف به حمایت کودک در برابر همه اشکال خشونت جسمی و روانی می کند و یونیسف نیز محیط امن و حمایتگر را یکی از پایه های رشد سالم کودک می داند.

برای بسیاری از ما «خانه امن» یعنی جایی که در آن از باران و سرما در امان باشیم، غذایی برای خوردن داشته باشیم و شب ها در را ببندیم و احساس کنیم خطری از بیرون تهدیدمان نمی کند. اما برای کودک، معنای خانه امن بسیار عمیق تر است. خانه امن فقط چهار دیوار و سقف نیست؛ جایی است که کودک بتواند در آن بدون ترس از تحقیر، کتک، تهدید، طرد شدن یا بی اعتنایی رشد کند. خانه امن جایی است که کودک بداند اگر اشتباه کرد، هنوز دوست داشتنی است؛ اگر ناراحت شد، کسی به حرفش گوش می دهد؛ اگر ترسید، می تواند کمک بخواهد؛ و اگر با خطری مواجه شد، بزرگسالان مسئول از او حمایت خواهند کرد. به همین دلیل، خانه امن را نباید فقط با میزان رفاه اقتصادی خانواده سنجید. ممکن است کودکی در خانه ای بزرگ و مجهز زندگی کند، اتاق شخصی داشته باشد، بهترین امکانات آموزشی را در اختیار داشته باشد، اما از خشم پدر، تحقیر مادر، اختلاف دائمی والدین یا تهدید به طرد شدن بترسد. چنین خانه ای از نظر ظاهری ممکن است مرفه باشد، اما از منظر حقوق کودک الزاما محیطی امن نیست. برعکس، خانواده ای ممکن است امکانات مالی محدودی داشته باشد، اما رابطه ای سرشار از احترام، حمایت، گفت وگو و امنیت برای کودک فراهم کند. امنیت کودک فقط مسئله امکانات نیست؛ مسئله کیفیت رابطه و حمایت نیز هست.

کنوانسیون حقوق کودک در ماده ۱۹، کودک را در برابر همه اشکال خشونت جسمی یا روانی، آسیب، سوءرفتار، بی توجهی و بهره کشی، از جمله هنگامی که کودک تحت مراقبت والدین یا سایر مراقبان قرار دارد، مورد حمایت قرار می دهد. کمیته حقوق کودک نیز تاکید کرده است که این حمایت باید در برابر خشونت در همه محیط هایی که کودک در آنها حضور دارد اعمال شود و خانه، صرفا به دلیل اینکه محیط خانوادگی است، از قلمرو حمایت حقوق کودک خارج نیست.

از این منظر، نخستین ویژگی خانه امن این است که کودک از خشونت در امان باشد. این مسئله فقط به کتک زدن محدود نمی شود. فریادهای مداوم، تهدید، تحقیر، توهین، ترساندن، تمسخر، طرد عاطفی و رفتارهایی که کودک را به شکل مستمر در وضعیت ترس و ناامنی قرار می دهند نیز می توانند به امنیت روانی او آسیب بزنند. یونیسف نیز خشونت علیه کودک را شامل اشکال جسمی، عاطفی و جنسی می داند و تاکید می کند که این خشونت می تواند در خانه، مدرسه و فضای مجازی رخ دهد.

بنابراین، خانه ای که در آن کودک هر شب منتظر است ببیند والدینش امروز به چه دلیل عصبانی خواهند شد، از نظر حقوق کودک خانه کاملا امنی نیست؛ حتی اگر هیچ کس او را کتک نزند. کودکی که دائما با جمله «اگر این کار را بکنی، می گذارمت و می روم» یا «اگر دوباره اشتباه کنی، بلایی سرت می آورم» زندگی می کند، ممکن است از نظر جسمی سالم باشد، اما امنیت روانی او در معرض تهدید قرار گرفته است.

دومین ویژگی خانه امن، قابل پیش بینی بودن رابطه با بزرگسالان است. کودک برای رشد به این اطمینان نیاز دارد که رفتار بزرگسالان کاملا غیرقابل پیش بینی نیست. اگر یک رفتار امروز با خنده والد روبه رو شود و فردا همان رفتار با خشونت شدید پاسخ داده شود، کودک نمی داند چگونه محیط اطراف خود را درک کند. البته هیچ پدر و مادری قرار نیست همیشه آرام و بدون خطا باشد؛ مسئله این است که کودک نباید در محیطی رشد کند که خشم و واکنش بزرگسالان دائما برای او تهدیدی نامعلوم باشد.

خانه امن به معنای خانه ای بدون اختلاف نیست. هیچ خانواده ای همیشه آرام نیست. والدین ممکن است با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند، خسته شوند، عصبانی شوند یا درباره مسائل مختلف بحث کنند. مسئله مهم این است که اختلاف بزرگسالان به ناامنی کودک تبدیل نشود. کودک نباید داور اختلاف والدین باشد، نباید مجبور شود طرف یکی را بگیرد و نباید پیام رسان دعوای آنها شود. حتی شاهد بودن خشونت میان مراقبان نیز می تواند برای کودک آسیب زا باشد. یونیسف تاکید کرده است که وقتی خشونت در خانه میان مراقبان رخ می دهد، کودک حتی اگر مستقیما مورد ضرب وشتم قرار نگیرد، می تواند از پیامدهای آن آسیب ببیند. خانه ای که باید محل آرامش و حفاظت باشد، اگر به صحنه خشونت تبدیل شود، احساس امنیت بنیادی کودک را تهدید می کند.

ویژگی سوم خانه امن، احترام به کرامت کودک است. کودک قرار نیست برای اینکه مورد احترام قرار بگیرد، ابتدا بزرگ شود. حتی کودک خردسال نیز انسان دارای کرامت است. بنابراین جمله هایی مانند «تو بچه ای و چیزی نمی فهمی»، «تو هیچ کاره ای»، «تا وقتی در این خانه هستی هیچ حقی نداری» فقط تذکرهای تربیتی نیستند؛ اگر به الگوی مستمر رفتار تبدیل شوند، می توانند احساس ارزشمندی کودک را تخریب کنند.

والدین حق دارند برای کودک مرز تعیین کنند. کودک نمی تواند هر کاری که می خواهد انجام دهد و هر خواسته ای را به قانون خانه تبدیل کند. اما مرزبندی با تحقیر متفاوت است. والد می تواند بگوید «زدن خواهر یا برادرت قابل قبول نیست»؛ لازم نیست بگوید «تو یک بچه بد و بی تربیت هستی». می تواند بگوید «امروز اجازه استفاده از تلفن را نداری چون قاعده ای را که با هم تعیین کرده بودیم رعایت نکردی»؛ لازم نیست کودک را تهدید یا تحقیر کند. خانه امن، خانه ای است که در آن اشتباه کردن مساوی با از دست دادن محبت نیست. این یکی از عمیق ترین ویژگی های امنیت عاطفی کودک است. کودک باید بداند که رفتار او می تواند پیامد داشته باشد، اما ارزش انسانی او با یک اشتباه از بین نمی رود.

کودکی که لیوانی را می شکند، نمره بد می گیرد، دروغ می گوید یا تکلیفی را انجام نمی دهد، ممکن است نیازمند اصلاح رفتار باشد؛ اما نباید نتیجه بگیرد که به دلیل این اشتباه دیگر شایسته محبت نیست. تربیت سالم باید بین «رفتار نادرست» و «کودک به عنوان انسان» تفاوت بگذارد. خانه امن همچنین خانه ای است که در آن کودک شنیده می شود. شنیده شدن به معنای آن نیست که کودک همیشه حرف آخر را می زند یا هر خواسته ای که دارد باید پذیرفته شود. والدین همچنان مسئول تصمیم گیری و حفاظت از کودک اند. اما کودک باید تجربه کند که احساسات، نگرانی ها و دیدگاه هایش بی اهمیت نیستند.

اگر کودک می گوید از مدرسه می ترسد، والد باید بپرسد چرا. اگر می گوید از رفتار یکی از بستگان ناراحت است، نباید فورا حرف او را بی اهمیت بداند. اگر می گوید در فضای مجازی مورد آزار قرار گرفته، باید جدی گرفته شود. حق شنیده شدن کودک یکی از پایه های مشارکت واقعی اوست و با افزایش سن و رشد او، اهمیت بیشتری پیدا می کند. در خانه امن، پرسیدن کمک نشانه ضعف نیست. کودک باید بداند اگر کسی او را تهدید کرد، اگر مورد آزار قرار گرفت، اگر اشتباهی جدی مرتکب شد یا اگر از چیزی ترسید، می تواند به یک بزرگسال قابل اعتماد مراجعه کند. خانه ای که کودک را از گفتن حقیقت می ترساند، ممکن است ناخواسته او را در برابر خطر آسیب پذیرتر کند. این نکته در مورد سوءاستفاده اهمیت ویژه ای دارد. بسیاری از کودکان ممکن است به دلیل ترس از سرزنش، مجازات یا بی اعتمادی، درباره تجربه های آسیب زا صحبت نکنند. بنابراین یکی از نشانه های خانه امن این است که کودک بداند اگر مشکلی را بیان کند، اولین واکنش خانواده حمایت و بررسی خواهد بود، نه سرزنش خود کودک.

خانه امن همچنین خانه ای است که در آن کودک مجبور نیست بار مشکلات بزرگسالان را به دوش بکشد. اختلاف اقتصادی، مشکلات زناشویی، نگرانی های مالی یا تعارض های خانوادگی ممکن است واقعیت زندگی خانواده باشند، اما کودک نباید به جایگاه «مشاور عاطفی والدین»، «داور دعوا» یا «مسئول نجات خانواده» منتقل شود. کودک حق دارد کودک بماند. این جمله ساده معنای عمیقی دارد. کودک نباید احساس کند که باید مشکلات بزرگسالان را حل کند تا خانواده از هم نپاشد. والدین مسئول حل مسائل بزرگسالان اند و نباید امنیت عاطفی کودک را برای مدیریت اختلاف های خود قربانی کنند.

خانه امن، حریم خصوصی کودک را نیز تا حد امکان محترم می شمارد. همان طور که پیش تر گفته شد، کودک به دلیل اینکه فرزند خانواده است، فاقد حریم شخصی نیست. اتاق، وسایل شخصی، نوشته ها و ارتباطات او ممکن است در حد متناسب با سن و شرایط، قلمرو خصوصی داشته باشند. والدین مسئول امنیت کودک اند، اما مسئولیت حمایتی با نظارت نامحدود و دائمی یکسان نیست. در عین حال، امنیت و حریم خصوصی مقابل یکدیگر نیستند. اگر نشانه جدی از خطر وجود داشته باشد، والدین باید از کودک حمایت کنند. اما اصل این است که مداخله باید متناسب با خطر باشد و تا حد امکان کمترین تعرض را به حریم کودک ایجاد کند. هدف از نظارت باید حفاظت باشد، نه کنترل کودک برای ارضای کنجکاوی یا اعمال قدرت.

خانه امن همچنین باید محل آموزش مرزهای بدنی باشد. کودک باید بداند بدن او متعلق به خودش است و دیگران نمی توانند بدون دلیل و برخلاف خواست او به حریم بدنی اش تجاوز کنند. البته در مورد کودکان خردسال، مراقبت های بهداشتی و حفاظتی ممکن است نیازمند کمک بزرگسال باشد؛ اما حتی این موارد نیز باید با احترام، توضیح و توجه به احساس کودک همراه باشد.

کودکی که از سنین پایین می آموزد «بدن من ارزشمند است»، «اگر کسی مرا ناراحت کرد می توانم بگویم نه» و «اگر چیزی باعث ترس من شد می توانم از یک بزرگسال قابل اعتماد کمک بخواهم»، در واقع بخشی از توانایی محافظت از خود را یاد می گیرد. اما خانه امن فقط خانه ای نیست که کودک در آن «از خطر دور» نگه داشته شود. خانه امن باید محیط رشد نیز باشد. کودک برای رشد نیاز به بازی، یادگیری، کشف کردن، پرسیدن، تجربه کردن و حتی اشتباه کردن دارد. اگر خانواده برای جلوگیری از هر اشتباهی همه تصمیم ها را به جای کودک بگیرد، ممکن است امنیت را با کنترل اشتباه کند.

امنیت واقعی باید به تدریج با توانمندی همراه شود. کودک باید متناسب با سن و ظرفیت های در حال تحول خود فرصت پیدا کند انتخاب کند، مسئولیت بپذیرد و پیامد انتخاب های کم خطر را تجربه کند. گزارش سال ۲۰۲۶یونیسف درباره ظرفیت های در حال تحول کودک نیز بر همین پیوند میان حمایت، رشد و افزایش تدریجی توانایی کودک برای اعمال حقوق خود تاکید می کند.

به همین دلیل، خانه امن برای یک کودک سه ساله و یک نوجوان شانزده ساله دقیقا یک شکل ندارد. کودک خردسال ممکن است برای رفت وآمد، استفاده از ابزارها یا ارتباط با دیگران به نظارت نزدیک نیاز داشته باشد. نوجوان به فضای بیشتری برای تصمیم گیری و حریم شخصی نیاز دارد. اصل ثابت است، اما شیوه حمایت باید همراه با رشد کودک تغییر کند.

خانه امن همچنین خانه ای عاری از تبعیض است. کودک نباید به دلیل جنسیت، معلولیت، وضعیت اقتصادی، ظاهر، زبان، عملکرد تحصیلی یا ویژگی های دیگر احساس کند که ارزشش از خواهر، برادر یا دیگر کودکان کمتر است. اگر یک کودک دائما با دیگری مقایسه شود، تحقیر شود یا به او گفته شود که «تو مثل بقیه نیستی و بنابراین کمتر ارزش داری»، امنیت عاطفی او آسیب می بیند. امنیت کودک حتی در نحوه صحبت کردن والدین درباره او در حضور دیگران نیز اهمیت دارد. خانه امن جایی نیست که والدین مشکلات خصوصی کودک را برای سرگرمی دیگران تعریف کنند، اشتباه های او را در جمع به نمایش بگذارند یا ضعف هایش را وسیله شوخی کنند. کودک باید بداند که خانواده پناهگاه اوست، نه اولین جایی که حیثیتش در آن شکسته می شود.

از سوی دیگر، خانه امن به معنای خانه ای کاملا بدون قانون نیست. اتفاقا کودک برای احساس امنیت به قواعد روشن نیاز دارد. کودک باید بداند چه رفتارهایی مجاز نیستند، چرا بعضی محدودیت ها وجود دارند و اگر قاعده ای را نقض کرد چه پیامد متناسبی خواهد داشت. تفاوت در این است که قواعد در خانه امن با خشونت، ترس و تحقیر اجرا نمی شوند. انضباط بدون خشونت یکی از پایه های چنین خانه ای است. یونیسف تاکید می کند که روش های خشونت آمیز تربیت می توانند پیامدهای منفی داشته باشند و حمایت از خانواده ها برای استفاده از روش های غیرخشونت آمیز و حمایتگرانه اهمیت دارد.

خانه امن همچنین خانه ای است که در آن والدین می توانند اشتباه کنند و عذرخواهی کنند. این ویژگی کمتر مورد توجه قرار می گیرد. بعضی والدین تصور می کنند عذرخواهی از کودک اقتدار آنها را از بین می برد؛ در حالی که وقتی پدر یا مادر می گوید «من نباید با تو آن طور حرف می زدم»، در واقع مسئولیت پذیری را آموزش می دهد. کودک یاد می گیرد قدرت به معنای بی خطا بودن نیست و انسان می تواند پس از اشتباه، مسئولیت رفتار خود را بپذیرد.

امنیت عاطفی از همین رفتارهای کوچک ساخته می شود. در آغوش گرفتن کودک وقتی ترسیده است، گوش دادن به او وقتی ناراحت است، توضیح دادن تصمیمی که دوست ندارد، عذرخواهی پس از یک رفتار نادرست، احترام به حریم شخصی او و حمایت از او هنگام مواجهه با خطر، همگی قطعات یک تصویر بزرگ ترند: تصویری که به کودک می گوید «تو در این خانواده تنها نیستی».

اما شاید مهم ترین ویژگی خانه امن این باشد که کودک از گفتن حقیقت نترسد. اگر کودک بداند که هر اشتباه با خشونت پاسخ داده می شود، ممکن است دروغ گفتن را برای محافظت از خود یاد بگیرد. اگر بداند هر اعترافی به تحقیر منجر می شود، ممکن است سکوت کند. اگر بداند هر شکایتی علیه یک بزرگسال با جمله «تو بچه ای و چیزی نمی فهمی» پاسخ داده می شود، ممکن است دیگر کمک نخواهد.

بنابراین، امنیت خانه فقط با قفل کردن درها ساخته نمی شود؛ با ساختن رابطه ای ساخته می شود که کودک بتواند در آن حرف بزند. این موضوع برای والدین نیز اهمیت دارد. گاهی ناامنی کودک از قصد آسیب رسانی ناشی نمی شود؛ ممکن است از خستگی، فشار اقتصادی، مشکلات خانوادگی، ناآگاهی یا ناتوانی والد در مدیریت خشم ناشی شود. یونیسف نیز تاکید کرده است که فشار و بحران می تواند توان والدین و مراقبان را برای فراهم کردن ثبات و مراقبت حمایتگرانه کاهش دهد؛ به همین دلیل حمایت از خود خانواده ها نیز بخشی از نظام حمایت از کودک است.

پس وقتی از «خانه امن» صحبت می کنیم، نباید تمام مسئولیت را بر دوش یک مادر یا پدر گذاشت. خانواده نیز به حمایت نیاز دارد: حمایت اجتماعی، خدمات مناسب، آموزش والدگری، دسترسی به خدمات سلامت و حمایت روانی، حمایت اقتصادی و نظام موثر حمایت از کودک. حمایت از کودک بدون حمایت از خانواده در بسیاری از موارد دشوار یا ناپایدار خواهد بود. با این حال، یک اصل نباید فراموش شود: مشکلات بزرگسالان توضیح رفتار خشونت آمیز هستند، اما مجوز آن نیستند. خستگی، فشار مالی یا اختلاف خانوادگی ممکن است علت افزایش تنش باشد، اما کودک نباید هزینه آن را با بدن، کرامت و امنیت روانی خود بپردازد. خانه امن همچنین خانه ای است که در آن کودک احساس نمی کند برای دوست داشته شدن باید «کودک کامل» باشد. نمره عالی، رفتار بی نقص، اتاق مرتب و موفقیت تحصیلی نباید شرط تعلق کودک به خانواده باشد. کودک باید بداند که می تواند شکست بخورد و دوباره تلاش کند، اشتباه کند و جبران کند، ناراحت باشد و حرف بزند، و همچنان عضوی ارزشمند از خانواده باقی بماند.

در نهایت، شاید بتوان خانه امن را با چند جمله ساده توصیف کرد: خانه ای که کودک در آن از کتک نمی ترسد؛ از تحقیر نمی ترسد؛ از بیان حقیقت نمی ترسد؛ از اشتباه کردن نمی ترسد؛ از درخواست کمک نمی ترسد؛ و مطمئن است که اگر اتفاقی برایش بیفتد، یک بزرگسال قابل اعتماد وجود دارد که حرفش را می شنود و برای حفاظت از او اقدام می کند.

خانه امن، خانه ای نیست که در آن هیچ مشکلی وجود ندارد؛ خانه ای است که در آن مشکلات به قیمت از دست رفتن امنیت کودک حل نمی شوند. ممکن است والدین خسته شوند، اختلاف نظر داشته باشند، اشتباه کنند و حتی گاهی کنترل احساسات خود را از دست بدهند. اما خانه امن خانه ای است که پس از خطا، امکان جبران وجود دارد؛ پس از اختلاف، گفت وگو ممکن است؛ پس از ترس، حمایت وجود دارد؛ و پس از اشتباه کودک، هنوز راه بازگشت به آغوش خانواده بسته نشده است.

کودک باید بتواند وقتی در خانه را پشت سر خود می بندد، احساس کند به جایی برگشته است که قرار است از او مراقبت شود، نه جایی که باید از مراقبان خود بترسد. خانه برای کودک فقط محل زندگی نیست؛ نخستین تجربه او از مفهوم امنیت، اعتماد، کرامت و حق است. اگر کودک در خانه امنیت را یاد بگیرد، جهان را با اعتماد بیشتری تجربه خواهد کرد؛ و اگر در خانه ترس را یاد بگیرد، ممکن است سال ها طول بکشد تا معنای واقعی امنیت را دوباره پیدا کند. پس خانه امن برای کودک، در نهایت، خانه ای است که در آن «قدرت بزرگسال» جای «حقوق کودک» را نمی گیرد؛ جایی که والدین همزمان می توانند قاطع و مهربان، مراقب و احترام گذار، مرزبگذار و شنوا باشند. کودک به خانه ای نیاز ندارد که در آن هرگز اشتباه نکند؛ به خانه ای نیاز دارد که وقتی اشتباه می کند، هنوز احساس کند امن است. این نگاه با رویکرد کنونی یونیسف نیز همسوست: هدف، فراهم کردن محیطی امن، حمایتگر و پرورش دهنده برای کودک و همزمان تقویت خانواده ها و مراقبان است؛ زیرا بسیاری از خطرهای کودک در همان محیط هایی رخ می دهد که باید بیشترین حفاظت را برای او فراهم کنند.


 

دکتر محمدمهدی سیدناصری

حقوقدان،پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال