بنزین گران می شود؛ اما جایگزین حمل ونقل کجاست؟

28 شهریور 1405 - خواندن 4 دقیقه - 97 بازدید

افزایش قیمت بنزین اگر صرفا به عنوان راهی برای کاهش مصرف سوخت یا جبران هزینه های اقتصادی دولت مطرح شود، شاید روی کاغذ تصمیمی ساده به نظر برسد؛ اما در زندگی واقعی مردم قیمت بنزین تنها یک عدد در جایگاه سوخت نیست. بنزین بخشی از هزینه جابه جایی، حمل ونقل، تولید و در نهایت قیمت کالاها و خدمات است. به همین دلیل هر تصمیمی برای افزایش قیمت بنزین باید با یک سوال اساسی همراه باشد؛ مردم در برابر هزینه بیشتر برای استفاده از خودروی شخصی، چه گزینه قابل اعتماد و مناسبی برای جابه جایی دارند؟

در بسیاری از کشورها افزایش هزینه استفاده از خودروی شخصی همزمان با توسعه حمل ونقل عمومی به ویژه شبکه ریلی، اتفاق افتاده است. شهروندی که می تواند خودروی خود را کنار بگذارد و با قطاری سریع، ایمن، منظم و مقرون به صرفه به مقصد برسد، انتخاب دارد. اما اگر حمل ونقل عمومی ناکارآمد باشد، افزایش قیمت سوخت عملا انتخاب دیگری پیش روی مردم نمی گذارد.

ایران در این زمینه با یک تناقض جدی روبه روست. کشوری با وسعت جغرافیایی قابل توجه، شهرهای بزرگ و فاصله های طولانی میان مراکز جمعیتی، هنوز از یک شبکه قطار سریع السیر گسترده برخوردار نیست. حتی در برخی مسیرهای نسبتا کوتاه، زمان سفر ریلی چنان طولانی است که برای بسیاری از مسافران، خودرو شخصی یا هواپیما تنها گزینه های عملی به شمار می روند.

تصور کنید فردی بخواهد مسافتی حدود ۳۰۰ کیلومتر را با قطار طی کند، اما این سفر حدود ۱۱ ساعت زمان ببرد. در چنین شرایطی، توصیه به مردم برای اینکه به جای خودروی شخصی از حمل ونقل عمومی استفاده کنند، بیش از آنکه یک انتخاب واقعی باشد، نوعی اجبار است.

مسئله فقط سرعت قطار نیست. حمل ونقل عمومی زمانی می تواند جایگزین خودرو شود که قابل پیش بینی، در دسترس، ایمن، راحت و از نظر اقتصادی منطقی باشد. مسافر باید بداند قطار چه زمانی حرکت می کند، چه زمانی به مقصد می رسد، چند بار در روز امکان سفر وجود دارد و آیا می تواند با هزینه ای معقول به مقصد برسد یا نه. بنابراین اگر سیاست گذار به این نتیجه رسیده است که قیمت بنزین باید افزایش پیدا کند، منطقی است که این تصمیم بخشی از یک بسته بزرگ تر برای اصلاح نظام حمل ونقل کشور باشد، نه یک تصمیم منفرد.

پیش از افزایش قیمت سوخت باید سرمایه گذاری جدی در توسعه خطوط ریلی، نوسازی ناوگان، افزایش سرعت قطارها و ایجاد قطارهای سریع السیر صورت گیرد. در کنار آن، حمل ونقل عمومی شهری و بین شهری باید به گونه ای توسعه یابد که شهروند احساس نکند افزایش قیمت بنزین، بدون فراهم کردن هیچ جایگزینی، صرفا هزینه زندگی او را بالا برده است.

البته مسئله فقط فراهم کردن زیرساخت نیست. اگر قرار است سیاست افزایش قیمت سوخت اجرا شود، باید درباره نحوه بازگشت درآمد حاصل از آن به جامعه نیز شفافیت وجود داشته باشد. مردم باید بتوانند نتیجه این سیاست را در کیفیت جاده ها، قطارها، اتوبوس ها، مترو و سایر خدمات عمومی ببینند.

افزایش قیمت بنزین، بدون توسعه حمل ونقل عمومی، می تواند به سادگی از یک سیاست اصلاحی به یک فشار اقتصادی دیگر بر خانوارها تبدیل شود. اما اگر پیش از آن، گزینه های واقعی و باکیفیت برای جابه جایی ایجاد شده باشد، مردم دست کم امکان انتخاب خواهند داشت.

مسئله اصلی بنابراین فقط قیمت بنزین نیست؛ مسئله این است که آیا برای گران تر شدن استفاده از خودروی شخصی، جایگزین مناسبی ساخته ایم یا نه. اگر قرار است بنزین گران شود، نخست باید کاری کنیم که سفر با حمل ونقل عمومی، برای مردم واقعا امکان پذیر باشد؛ نه اینکه از آنها بخواهیم هزینه بیشتری بپردازند و همچنان همان انتخاب محدود گذشته را داشته باشند.