اسکیزوفرنی سازمانی: تشخیص و درمان شکاف هویت و عملکرد

8 دی 1404 - خواندن 4 دقیقه - 230 بازدید



موضوع اسکیزوفرنی سازمانی (Organizational Schizophrenia) یکی از چالش های عمیق در روان شناسی سازمانی است که به تضاد شدید میان «آنچه سازمان می گوید» و «آنچه سازمان انجام می دهد» اشاره دارد. این وضعیت منجر به بی اعتمادی، استرس مزمن کارکنان و در نهایت شکست استراتژیک می شود.

در ادامه، یادداشتی علمی با رویکرد توصیه ای برای مدیران تدوین شده است:

اسکیزوفرنی سازمانی وضعیتی است که در آن سازمان دچار دوگانگی شخصیتی می شود. در این حالت، بخش های مختلف سازمان اهدافی متضاد را دنبال می کنند یا فرهنگ واقعی حاکم بر محیط کار، ۱۸۰ درجه با ارزش های اعلام شده در وب سایت و کاتالوگ های شرکت تفاوت دارد. این گسیختگی، درست مانند بیماری اسکیزوفرنی در انسان، باعث می شود سازمان واقعیت های بازار را به درستی درک نکند و پیام های متناقضی به ذینفعان صادر کند.

نشانه های اسکیزوفرنی در سازمان

مدیران ارشد باید بتوانند این علائم هشداردهنده را شناسایی کنند:

  • پیام های دوگانه (Double Bind): مدیریت از کارکنان می خواهد خلاق باشند (پیام الف)، اما همزمان آن ها را برای کوچکترین انحراف از دستورالعمل های قدیمی توبیخ می کند (پیام ب).
  • انزوا و جزیره ای عمل کردن: بخش های مختلف (مثلا فروش و تولید) به جای همکاری، علیه یکدیگر فعالیت می کنند؛ گویی هر کدام در دنیای متفاوتی زندگی می کنند.
  • هویت های موازی: وجود یک فرهنگ رسمی (بسیار منضبط) و یک فرهنگ غیررسمی (بسیار بی نظم و متکی بر لابی گری) که هیچ ارتباطی با هم ندارند.

علل شکل گیری این اختلال

  • شکاف در تیم رهبری: وقتی اعضای هیئت مدیره در مورد جهت گیری کلان سازمان توافق ندارند، هر کدام بخش زیرمجموعه خود را به سویی می کشند.
  • ساختارهای پاداش متناقض: سازمان شعار «کار تیمی» می دهد، اما پاداش ها را صرفا بر اساس «رقابت فردی» پرداخت می کند.
  • تغییرات محیطی سریع: تلاش برای حفظ سنت های قدیمی در حالی که همزمان ادای مدرن بودن درآورده می شود، سازمان را دچار ازخودبیگانگی می کند.

توصیه های استراتژیک برای مدیران (مسیر درمان)

الف) همسوسازی ارزش ها و رفتارها (Alignment)

بزرگترین درمان برای اسکیزوفرنی سازمانی، صداقت استراتژیک است.

  • توصیه: ارزش های سازمانی خود را بازنگری کنید. اگر نمی توانید به «نوآوری» پاداش دهید، آن را از لیست ارزش ها حذف کنید. بهتر است سازمانی با اهداف ساده اما منسجم باشید تا سازمانی با آرمان های بزرگ اما متناقض.

ب) مدیریت «یادگیری زدایی» برای خروج از تضاد

همان طور که در مبحث فراموشی سازمانی ذکر شد، اسکیزوفرنی اغلب ناشی از چسبیدن به دانش منسوخ است.

  • توصیه: فرآیندهایی که با استراتژی جدید در تضاد هستند را رسما «دفن» کنید. اجازه ندهید رویه های قدیمی در سایه رویه های جدید به حیات خود ادامه دهند.

ج) شفاف سازی کانال های ارتباطی

در سازمان های اسکیزوفرنیک، شایعات جای ارتباطات رسمی را می گیرند.

  • توصیه: جلسات گفتگو (Town Hall Meetings) برگزار کنید که در آن کارکنان بتوانند تضادهایی که مشاهده می کنند را بدون ترس بیان کنند. مدیر باید «صدای واقعیت» را به سازمان بازگرداند.

د) بازطراحی سیستم های ارزیابی عملکرد

  • توصیه: معیارهای ارزیابی را طوری تنظیم کنید که رفتار متناقض را جریمه کند. اگر پاداش ها با شعارها همسو نباشند، کارکنان به جای اهداف سازمان، به دنبال منافع شخصی در دل هرج ومرج خواهند بود.

پیامد درمان: رسیدن به یکپارچگی سازمانی

سازمانی که از اسکیزوفرنی رها شده است، دارای شخصیت منسجم(Integrity) است. در چنین سازمانی:

Ø انرژی کارکنان به جای حل تضادهای داخلی، صرف رقابت در بازار می شود.

Ø تصمیم گیری ها سریع تر و با خطای کمتر انجام می گیرد (چون معیارها روشن است).

Ø برند کارفرمایی سازمان تقویت شده و نخبگان جذب محیطی می شوند که در آن تکلیفشان با اهداف روشن است.

نتیجه گیری برای مدیران: سازمان اسکیزوفرنیک، سازمانی است که در آن «روح» و «جسم» جدا از هم کار می کنند. وظیفه شما به عنوان مدیر، پیوند دوباره میان آرمان ها (استراتژی) و واقعیت های روزمره (عملیات) است تا سازمان به یک هویت واحد و قدرتمند دست یابد.