خوانش روان کاوانه تروما و گسست روانی (Dissociation) در زمان بوف کور صادق هدایت بر اساس نظریات ژاک لاکان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MAEICN11_039

تاریخ نمایه سازی: 4 مهر 1405

چکیده مقاله:

رمان بوف کور صادق هدایت از برجسته ترین متون ادبیات داستانی معاصر ایران است که به واسطه ساختار گسسته، فضای کابوس گون و روایت مبتنی بر اضطراب همواره زمینه ساز خوانش های روان کاوانه بوده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تروما و گسست روانی در بوف کور این اثر را بر پایه مفاهیم بنیادین روان کاوی ژاک لاکان به ویژه ساحت های سه گانه خیالی، نمادین و واقع سوژه شکافته، فقدان ابژه کوچک a، نگاه و ناتوانی در نمادین سازی تجربه آسیب را بررسی می کند. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی است و داده های آن از طریق خوانش نزدیک متن و تحلیل صحنه ها، تصاویر و نشانه های تکرار شونده رمان گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که تروما در بوف کور صرفا رخدادی روانی یا خاطره ای سرکوب شده نیست بلکه به مثابه نیرویی ساختاردهنده منطق روایت هویت راوی و مناسبات او با دیگری را شکل می دهد. راوی در مواجهه با امر واقع تروما از ورود پایدار به نظم نمادین باز می ماند و در نتیجه تجربه زیسته او در قالب تکرار، انشعاب هویت، فروپاشی زبان و بازگشت تصویرهای هولناک بازنمایی می شود. بر این اساس بوف کور را میتوان روایتی از شکست سوژه در بازنمایی و نمادین سازی زخم بنیادین دانست؛ زخمی که پیوسته در سطح زبان بدن و تصویر بازمی گردد.

نویسندگان

معین الدین ایمانلو

دانشجو معلم کارشناسی دبیری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان آذربایجان غربی ایران

حمید ایمانلو

معلم مقطع ابتدایی کارشناسی علوم تربیتی آذربایجان غربی، خوی مدرسه شهید عباس بابالو، ایران

مهدی زارع

دانشجو معلم کارشناسی دبیری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان آذربایجان غربی ایران