بررسی سطح استراتژی های مدیریت تعارض مدیران و پیوند آن بااسترس شغلی کارکنان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36
فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RAVAN08_1294
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
پیچیدگی روابط کاری در محیط های چند فرهنگی امروز، افرادی را با ویژگی های مختلف شخصیتی، نیازها، باورها، ارزش ها، انتظارات و ادراکات متفاوت در خود جای داده است. ساختارهای اداری و بوروکراسی سازمان که شرایط تنش و مجادله را در محیط های خشک و غیر منعطف کاری به وجود آورده است، باعث ایجاد استرس شغلی شده است و مدیریت تعارض را به یکی از بزرگترین موضوعات مدیران در قرن حاضر تبدیل کرده است (گرجی، ۱۳۹۳). استرس شاید عمومی ترین مسئله زندگی انسان امروزی باشد. همه انسان ها در زندگی روزمره در معرض انواع فشارهای روانی قرار دارند؛ کارگرها در محیط کارخانه، پزشکان و پرستاران در بیمارستان، معلم در سر کلاس، ورزشکاران در صحنه مسابقات و دانش آموزان در محیط آموزشگاهی از این امر مستثنی نیستند. در جهان امروزی، انسان ها بخش عمده ای از حیات اجتماعی خود را در محیط های شغلی و کاری سپری می کنند و از آنجا که کار یک جنبه مهم و پر معنی از زندگی هر انسانی است به نظر می رسد که توجه به مسئله استرس شغلی و دیگر مشکلات روانی ضروری باشد. محیط شغلی همواره بر فرد تاثیر می گذارد. به عبارت دیگر ویژگی های شغلی و ویژگی های شخصی به طور دائم در ارتباط متقابل و پویا هستند (یوسفی و همکاران، ۱۳۹۶). به طور کلی موضع گیری های مختلف در خصوص استرس را در سه سطح مفهومی می توان خلاصه کرد: به نظر هانس سلیه (۱۹۵۶) استرس عبارت از پاسخ هایی خاص هستند که انعکاس یک موقعیت را روی فردی که تحت فشار و استرس قرار دارد، تعیین می کند. به عبارت دیگر سلیه استرس را پاسخی می داند که بدن در برابر خواست هایی که بر آن وارد می شود، نشان می دهد. هولمز و راهه (۱۹۱۰۰) معتقدند محرک هایی معینی که از محیط به فرد وارد می شود و او را تحت فشار قرار می دهد استرس نام دارد. آن ها به رویدادهای استرس زای زندگی که نقش مهمی در پدیدآیی استرس دارند توجه می کنند و در پژوهش های خود به مجموعه ای از رویدادهای زندگی اشاره می کنند که می توانند استرس را در یک فرد به وجود آورند. ریچارد لازاروس (۱۹۹۱) به عنوان کنشی متقابل میان شخص و محیط می نگرد و مطرح می کند که استرس از طریق تعامل ویژه بین شخص و محیط حاصل می شود (راس، ۱۹۹۴، ترجمه خواجه پور، ۱۳۸۷). استرس واژه ای است در اصل به معنای فشار و نیرو؛ علی رغم کاربردهای روز افزون مفهوم و اصطلاح استرس در علوم مختلف هنوز درباره ماهیت و تعریف آن توافق چندانی وجود ندارد. در واقع مشکل اصلی، مفهوم سازی تعریف استرس به دیدگاه و کاربردهای گوناگون آن برمی گردد (یوسفی و همکاران، ۱۳۹۶). استرس های شغلی می تواند سلامت جسمی و روانی نیروی کار را تهدید نماید و کارکرد اجتماعی فرد را مختل کند که این خود تهدید جدی بر عملکرد و بهره وری سازمانی به حساب می آید. استرس شغلی واکنش جسمی و روانی مضری است که در اثر تعامل فرد با محیط و عدم هماهنگی بین نیازهای کاری با توانایی ها و خواسته های شخص ناشی می شود. اگرچه استرس شغلی در تمام مشاغل وجود دارد ولی در حرفه هایی که با سلامتی انسان ها سر و کار دارند این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می کند. پرستاران به دلیل ماهیت حرفه ای حساسی که دارند به طور مداوم در معرض استرس قرار دارند (ضیغمی و اصغرزاده ۱۳۹۰). اما نکته اساسی اینجاست که مدیریت بتواند تعارضات سازمانی را با استفاده از روندهای خلاق به نحو مطلوب کنترل کند تا بتواند تغییرات مثبت در سازمان به وجود بیاورد، کیفیت تصمیم گیری ها را بهبود بخشد، افکار و نظریات جدید را در سازمان ها مطرح کند، از ایجاد یک محیط تنش زا و پر از استرس برای کارکنان جلوگیری کند و رضایت شغلی را افزایش دهد زیرا یک محیط استرس زا عملکرد کارکنان را کند، و احساس نارضایتی و رکود و خمیدگی در آنان به وجود می آورد. بنابراین مدیریت سازمان باید اولا نسبت به تعارض های موجود در سازمان حساس باشد و همیشه سطح بهینه ای از آن را مد نظر داشته باشد، ثانیا سعی کند تا این تعارض ها را بر روی اهداف متمرکز سازد (شلتون، کارلت، ۲۰۱۴). تحقیقات صورت گرفته موید این مطلب است که استرس ناشی از محیط کار بر عملکرد کارکنان تاثیر می گذارد. با توجه به مطالب ارائه داده شده در سطور بالا می توان اذعان داشت که فشار عصبی یا استرس آثار مخربی بر عملکرد و کارایی مدیران و کارکنان و اعضای سازمان می گذارد و موجب کاهش بازده کاری آنان می شود. با شناخت استرس شغلی می توان در جهت رفع، کاهش و یا اعتدال آن برداشت. مسئله این پژوهش اینگونه بیان شود که در بسیاری از سازمان ها تعارض به صورت یک مسئله جدی وجود دارد، شاید در همه جا این پدیده دارای چنان قدرتی نباشد که موجب انحلال سازمان گردد، ولی تردیدی نیست که بر عملکرد سازمان، اثرات ناگوار بگذارد یا شرایطی را به وجود آورد که سازمان بسیاری از نیروهای کارآمد خود را از دست بدهد (پالمر، ۲۰۱۵). سازمان آموزش و پرورش به جهت دارا بودن نقش آموزشی و فرهنگی، نیازمند هماهنگی صحیح بین ساختار و استراتژی است. در صورت عدم وجود یکپارچگی در این زمینه رسیدن به اهداف تعالی سازمانی غیر ممکن یا با مشکل مواجه خواهد شد. لذا توجه به استراتژی های مدیریت و بهداشت روانی کارکنان و سایر کارکنان مدارس و آگاهی از منابع استرس شغلی ناشی از عوامل شغلی و محیطی از اهمیت بالایی برخوردار است و باید مورد توجه قرار گیرد. تحقیق حاضر به چند دلیل از اهمیت خاصی برخوردار است، نخست شناخت تعارض ناشی از عوامل فردی، گروهی، سازمانی و مدیریتی و شناخت استراتژی های مدیران در برخورد با این تعارض ها که بر عملکرد کارکنان تاثیر می گذارد. دوم اینکه با شناخت استراتژی های اثربخش مدیریت تعارض و ارتباط آن با استرس شغلی می توان عملکرد کارکنان را بهبود بخشید. آگاهی از نتایج این تحقیق می تواند برای دست اندرکاران تعلیم و تربیت، بخصوص در تدوین برنامه های آموزشی مدیران جهت افزایش کارایی و اثربخشی آنان مفید باشد. لذا این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین استراتژی های مدیریت تعارض مدیران و میزان استرس شغلی کارکنان انجام می گیرد.
نویسندگان
کبری فتحی
دانش آموخته کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی گرایش کارآفرینی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه، کارمند فرمانداری قصرشیرین، ایران.