مقایسه اثربخشی تنبیه و پاداش در محیط کلاس (روانشناسی تربیتی)
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 52
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RAVAN08_1255
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی دو رویکرد کلاسیک و نوین در مدیریت رفتار یادگیری انجام شد: رویکرد مبتنی بر تنبیه و پاداش (بر اساس نظریه شرطی سازی عاملی اسکینر) و رویکرد مبتنی بر حمایت از نیازهای روانشناختی (بر اساس نظریه خودتعیین گری دسی و رایان). این مطالعه به صورت مرور نظام مند با تحلیل محتوای کیفی ۲۸ منبع معتبر شامل مقالات علمی-پژوهشی، فراتحلیل ها و کتب مرجع منتشرشده بین سال های ۱۹۹۹ تا ۲۰۲۴ انجام شد. یافته ها نشان داد که پاداش های بیرونی شرطی، اگرچه در کوتاه مدت می توانند عملکرد کمی دانش آموزان را افزایش دهند، اما به بهای تضعیف انگیزه درونی، کاهش خلاقیت، سطحی شدن راهبردهای یادگیری و ایجاد وابستگی به تایید بیرونی تمام می شوند. تنبیه نیز نه تنها در حذف پایدار رفتار نامطلوب ناکارآمد است، بلکه پیامدهای جانبی سنگینی نظیر افزایش اضطراب، کاهش عزت نفس، تخریب رابطه معلم-دانش آموز و شکل گیری انگیزش دفاعی-اجتنابی به دنبال دارد. در مقابل، حمایت از نیازهای بنیادین خودمختاری، شایستگی و ارتباط در محیط کلاس، ضمن افزایش انگیزش خودمختار، به یادگیری عمیق تر، خلاقیت بیشتر، پایداری رفتار یادگیری در بلندمدت و بهزیستی روانشناختی دانش آموزان منجر می شود. اثر کاهش دهنده پاداش بر انگیزه درونی (Undermining Effect) در ۶۳٫۶ درصد از مطالعات تجربی تایید شد و پایداری یادگیری در رویکرد مبتنی بر خودتعیین گری تا یک سال پس از مداخله نیز مشاهده گردید. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تکیه صرف بر تنبیه و پاداش در محیط کلاس، اگرچه در کنترل رفتار آنی موثر است، اما در بلندمدت با غایت تعلیم و تربیت یعنی پرورش یادگیرندگانی خودانگیخته، عمیق اندیش و مسئول در تعارض است. بر اساس یافته ها، مدل سه وجهی جایگزین شامل حق انتخاب معنا دار (خودمختاری)، بازخورد اطلاعاتی به جای قضاوتی (شایستگی) و ایجاد امنیت روانی و تعلق (ارتباط) ارائه شده است. همچنین، چالش های عملی اجرای این رویکرد از جمله فشار نظام ارزشیابی سنتی، نیاز به توانمندسازی معلمان و مقاومت اولیه دانش آموزان شرطی شده مورد بحث قرار گرفته است. در نهایت، پژوهش های آتی بر انجام مطالعات طولی بومی، طراحی بسته های آموزشی برای معلمان و بررسی نقش متغیرهای تعدیل گر نظیر ویژگی های شخصیتی و بافت فرهنگی تاکید دارند. نتیجه نهایی آنکه معلمان باید از سیستم های پاداش شرطی و از پیش اعلام شده پرهیز کرده و به جای آن، از تحسین های تصادفی، اختصاصی و متمرکز بر فرایند یادگیری استفاده نمایند تا بتوانند نسلی خودمختار و عاشق یادگیری پرورش دهند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
هادی علی بابائی
دانشجو آموزش ابتدایی، دانشگاه شهید رجایی ارومیه
عرفان کارگری
دانشجو آموزش ابتدایی، دانشگاه شهید رجایی ارومیه
محمد نجفی
دانشجو آموزش ابتدایی، دانشگاه شهید رجایی ارومیه
رضا علی بابائی
دبیر رسمی زیست شناسی آموزش و پرورش، آموزش و پرورش آذربایجان غربی شهرستان نقده