گذار از حافظه محوری به سواد انتقادی: بازاندیشی در اهداف و روش های ارزشیابی آموزشی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35
فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RAVAN08_1232
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ضرورت، چالش ها و راهبردهای گذار از نظام ارزشیابی حافظه محور به ارزشیابی مبتنی بر سواد انتقادی در نظام آموزشی ایران انجام شده است. سواد انتقادی به عنوان توانایی «خواندن فراتر از سطح متن»، «تحلیل گفتمان های قدرت»، «پرسش گری از مفروضات بدیهی» و «بازسازی معنا در بافت اجتماعی»، یکی از مهم ترین شایستگی های شهروندی در عصر اطلاعات است (وثوقی و شریفی، ۱۴۰۱). با این حال، نظام ارزشیابی آموزشی در ایران همچنان عمدتا بر «سنجش محفوظات»، «بازتولید اطلاعات» و «پاسخ های صحیح از پیش تعیین شده» متمرکز است و نه تنها «سواد انتقادی» را نمی سنجد، بلکه به طور ضمنی آن را «تنبیه» می کند. این پژوهش با رویکرد کیفی و راهبرد نظریه داده بنیاد انتقادی اجرا شد. داده ها از سه منبع گردآوری گردید: تحلیل اسنادی برنامه درسی ملی، آیین نامه های ارزشیابی و نمونه سوالات امتحانات نهایی (دوره ۱۳۹۵-۱۴۰۲)؛ مصاحبه عمیق با ۲۴ معلم، دانش آموز و متخصص برنامه درسی؛ و مشاهده میدانی در ۸ مدرسه. یافته ها نشان داد که نظام ارزشیابی فعلی با «غلبه سوالات دانشی و حافظه ای» (۷۸٪ سوالات امتحانات نهایی در سطح «به خاطر سپردن»)، «فقدان سوالات تحلیلی، انتقادی و تاملی»، «فرهنگ نمره محوری و کنکور»، «فشار به معلمان برای آموزش به آزمون» و «ترس دانش آموزان از ابراز نظر متفاوت» مشخص می شود. تحلیل تطبیقی با چارچوب های بین المللی (PISA، چارچوب سواد انتقادی فیرکلاف و لوک) نشان داد که «سواد انتقادی» تقریبا به طور کامل در ارزشیابی های ایران «غایب» است. این پژوهش «مدل ارزشیابی سواد انتقادی» را با چهار سطح «رمزگشایی متن»، «تحلیل گفتمان»، «نقد اجتماعی» و «بازسازی و اقدام» و با راهبردهای عملیاتی «سوالات باز و چندپاسخی»، «تحلیل متون چندوجهی»، «پروژه های تحقیق انتقادی»، «مناظره و بحث گروهی» و «پوشه کار تاملی» پیشنهاد می دهد. پیامدهای این گذار شامل «پرورش شهروندان منتقد و آگاه»، «کاهش اقتدارگرایی در آموزش»، «افزایش انگیزه درونی» و «آمادگی برای زندگی در جامعه دموکراتیک» است.
کلیدواژه ها: