پذیرش و چالش های آموزش تطبیقی در نظام های آموزشی ایران و کشورهای غربی: یک مطالعه تطبیقی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 41

فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RAVAN08_1221

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان پذیرش و چالش های آموزش تطبیقی در نظام های آموزشی ایران و کشورهای غربی (ایالات متحده، انگلستان و استرالیا) انجام شده است. آموزش تطبیقی به عنوان رویکردی مبتنی بر شخصی سازی یادگیری از طریق فناوری های دیجیتال و هوش مصنوعی، در کشورهای غربی با سرعت بیشتری در حال گسترش است، در حالی که در ایران با موانع بیشتری مواجه می باشد (زارعی و همکاران، ۱۴۰۱). این پژوهش با روش تطبیقی کیفی و با استفاده از الگوی چهارمرحله ای جرج بردی و تحلیل اسنادی اجرا شد. داده ها از تحلیل اسناد سیاستی، گزارش های OECD و یونسکو، مقالات علمی و مصاحبه با ۱۸ متخصص فناوری آموزشی از ایران و کشورهای غربی گردآوری گردید. یافته ها نشان داد که در کشورهای غربی، «زیرساخت فنی پایدار»، «فرهنگ نوآوری و خطرپذیری»، «سرمایه گذاری کلان بخش خصوصی»، «سیاست های تشویقی دولت» و «آمادگی بالای معلمان» عوامل اصلی پذیرش هستند. چالش های آنها شامل «نگرانی های حریم خصوصی»، «شکاف دیجیتالی»، «مقاومت برخی معلمان» و «هزینه های نگهداری» است. در ایران، عوامل بازدارنده شامل «ضعف زیرساخت فنی»، «فقدان محتوای بومی»، «مقاومت فرهنگی و نهادی»، «فقدان سیاست های منسجم»، «آمادگی پایین معلمان» و «محدودیت های اقتصادی» می باشد. با این حال، «ضرورت ناشی از همه گیری کرونا»، «جمعیت جوان و آشنا به فناوری» و «تاکید اسناد بالادستی» به عنوان عوامل تسهیل کننده شناسایی شدند. تحلیل تطبیقی نشان داد که «عامل انسانی» (معلم) و «زیرساخت» دو تفاوت اساسی میان ایران و کشورهای غربی است. در نهایت، راهبردهایی برای افزایش پذیرش آموزش تطبیقی در ایران ارائه گردید.

کلیدواژه ها: