ملاحظات اخلاقی در تدریس هوشمند: تحلیل انتقادی حریم خصوصی، اعتیاد دیجیتالی و نظارت بر کودکان از منظر قدرت و زیست سیاست

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 38

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RAVAN08_1211

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی ملاحظات اخلاقی در تدریس هوشمند با تمرکز بر سه حوزه «حریم خصوصی»، «اعتیاد دیجیتالی» و «نظارت بر کودکان» از منظر روابط قدرت، اقتصاد سیاسی داده و زیست سیاست دیجیتال انجام شده است. تدریس هوشمند، فراتر از یک ابزار آموزشی خنثی، به عنوان «فناوری قدرت» و «رژیم حقیقت» عمل می کند که از طریق «داده ای کردن» یادگیری، «الگوریتمی کردن» ارزشیابی و «پلتفرمی کردن» روابط آموزشی، اشکال نوینی از سلطه نرم، استعمار داده ای و حکومت مندی دیجیتال را بر کودکان اعمال می کند (موسوی و شریفی، ۱۴۰۱). این پژوهش با رویکرد کیفی و راهبرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف در سه سطح «توصیف متن»، «تفسیر گفتمان» و «تبیین اجتماعی» اجرا شد. داده ها از تحلیل اسنادی ۵۲ مقاله انتقادی، ۱۸ سند سیاستی و تبلیغاتی پلتفرم های آموزشی، و مصاحبه عمیق با ۲۰ نفر از معلمان، دانش آموزان، والدین و متخصصان گردآوری گردید. یافته ها در چهار محور اصلی سازماندهی شدند: محور اول: «کالایی سازی حریم خصوصی کودکان» نشان داد که در اکوسیستم تدریس هوشمند، حریم خصوصی نه یک «حق بنیادین»، بلکه «مانعی در برابر استخراج داده» بازنمایی می شود. پلتفرم ها با «معماری انتخاب» فریبنده و «رضایت ساختگی»، کودکان را به «افشای داوطلبانه» داده هایشان ترغیب می کنند. محور دوم: «اقتصاد سیاسی اعتیاد دیجیتالی» آشکار ساخت که اعتیاد دیجیتالی یک «عارضه جانبی تصادفی» نیست، بلکه «ویژگی طراحی شده» پلتفرم هایی است که مدل کسب وکارشان به «زمان حضور» و «داده های تعامل» وابسته است. محور سوم: «پاناپتیکون الگوریتمی و نظارت پیش بینانه» نشان داد که نظارت در تدریس هوشمند از «نظارت انضباطی گذشته نگر» فراتر رفته و به «نظارت پیش بینانه آینده نگر» تبدیل شده که رفتار آینده کودک را پیش بینی و پیش دستانه مدیریت می کند. محور چهارم: «مقاومت و رهایی بخشی» به تحلیل امکان های مقاومت در برابر این ساختارها از جمله «سواد دیجیتال انتقادی»، «طراحی شفاف و دموکراتیک فناوری» و «جنبش های دادهمحور» پرداخت. این پژوهش استدلال می کند که بدون «بازسیاسی سازی» فناوری آموزشی و «بازپس گیری حاکمیت دیجیتال»، تدریس هوشمند به «تروجان»ی تبدیل خواهد شد که «آموزش رهایی بخش» را به «آموزش نظارتی» و «کودک-شهروند» را به «کودک-داده» تقلیل می دهد.