مطالعه و بررسی هایدگر و فهم هنر
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 46
فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RAVAN08_0885
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
مسئله هنر در تفکر مارتین هایدگر تنها یک موضوع فرعی در میان مباحث هستی شناختی او نیست، بلکه یکی از نقاطی است که در آن تلاش فلسفی او برای بازاندیشی حقیقت هستی آشکار می شود. هایدگر هنر را نه محصول ذوق، نه فعالیتی روان شناختی، نه فناوری بیان احساسات و نه ابزاری برای انتقال معنا می داند، بلکه آن را عرصه ای می بیند که در آن حقیقت وجود می تواند برای انسان گشوده شود. از این رو، تحلیل او در «سرآغاز اثر هنری» صرفا نظریه ای درباره هنر نیست، بلکه گامی مهم برای کنار زدن زیبایی شناسی سنتی و بیان دوباره پرسش هستی است. این مقاله می کوشد بنیان های فهم هنر در اندیشه هایدگر را واکاوی کند. در آغاز، جایگاه هنر در نسبت با پرسش هستی بررسی می شود و نشان داده می شود که چرا هنر برای هایدگر لحظه ای ممتاز از گشودگی است. سپس نقد او بر زیبایی شناسی متافیزیکی و نقد نگاه سوژه محور به هنر مورد توجه قرار می گیرد. در ادامه، مفاهیم بنیادین اندیشه او همچون دازاین، فهم پیشینی، در-جهان-بودن، و حقیقت به مثابه انکشاف تشریح می شوند تا چارچوب هستی شناختی لازم برای ورود به بحث اثر هنری فراهم گردد. بخش اصلی مقاله به تحلیل مفصل از مفهوم «به کار-نهادن حقیقت» در اثر هنری اختصاص دارد؛ جایی که هایدگر از طریق مفاهیمی چون جهان، زمین، چیزوارگی و کشاکش، نحوه ظهور حقیقت در اثر هنری را توضیح می دهد. در این مسیر، مثال هایی چون معبد یونانی و نقاشی ون گوگ به صورت تحلیلی و موسع بررسی می شوند، سپس نقش هنر در بنیان گذاری دوران تاریخی و نسبت آن با تکنولوژی در اندیشه دیرسال هایدگر مورد توجه قرار می گیرد. با بسط این مباحث نشان داده می شود که هنر برای هایدگر تنها یک امر فرهنگی نیست، بلکه لحظه ای بنیان گذار برای وجود انسانی است. در پایان، پیامدهای نظری این نگرش برای مطالعات هنر معاصر و نقد هنری مطرح می گردند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
شقایق نیک نشان
استادیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران