زمانمندی روان: تحلیل روان شناختی تجربه زمان در چارچوب اندیشه وایتهد

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 42

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RAVAN08_0761

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

با وجود اهمیت بنیادین زمان، در بسیاری از رویکردهای جریان اصلی روان شناسی تجربی زمان را به صورت خطی، کمی و عینی در نظر می گیرد؛ یعنی همان زمانی که با ساعت و تقویم سنجیده می شود. این رویکرد در تبیین تجربه زیسته افراد، به ویژه در موقعیت های آسیب شناختی، با محدودیت های جدی مواجه است. در مقابل، دیدگاه های فرایندی و پدیدارشناختی تاکید می کنند که تجربه روانی همواره در حال «شدن» است و نمی توان آن را به واحدهای ایستا فروکاست. فلسفه فرایند آلفرد نورث وایتهد با نقد متافیزیک جوهری، واقعیت را نه مجموعه ای از اشیای ثابت، بلکه شبکه ای از رویدادها و فرایندهای در حال تکوین می داند. زمان در این فلسفه نه خطی و فیزیکی، بلکه درونی ست و سازنده تجربه است. به زعم وایتهد، ذهن و تجربه آگاهانه را باید در افق خلاقیت، تداوم و «شدن» فهم کرد. این مقاله در پی ارائه چارچوبی مفهومی است که فلسفه فرایند وایتهد را با یافته های پدیدارشناختی و رویکردهای معاصر روان شناسی پیوند زند. مقاله حاضر دارای ماهیتی نظری–تحلیلی است و در ابتدا تلاش می کنیم تا چارچوب فلسفه فرایند وایتهد را تبیین نمائیم، سپس به بررسی مفهوم زمانمندی روان از منظر فرایندی می پردازیم و در ادامه، اختلالات زمانمندی در تجربه آسیب شناختی تحلیل شده و در نهایت پیامدهای نظری و بالینی این دیدگاه برای روان شناسی و روان درمانی مورد بحث قرار می گیرد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که روان شناسی برای فهم دقیق تر ذهن و تجربه انسانی، نیازمند گذار از مدل های ایستای ذهن است. ذهن در این چارچوب نه مخزنی از حالات، بلکه فرایندی در حال شدن است که در هر لحظه گذشته را بازتفسیر کرده و به سوی آینده گشوده می شود. در سطح بالینی، این مقاله کوشیده نشان دهد که هدف درمان را می توان فراتر از کاهش نشانه ها، به بازجریان یافتن تجربه زمان در نظر گرفت. یکی دیگر از نتایج ضمنی این پژوهش، تاکید بر نقش بنیادین فلسفه در توسعه مفهومی روان شناسی است. درعین حال، این مقاله ماهیتی نظری–تفسیری دارد و به طور مستقیم بر داده های تجربی تکیه نمی کند. ازاین رو، نتایج آن نیازمند آزمون و بسط در زمینه های تجربی و بالینی گوناگون است.

نویسندگان

بهاره صهبائی لطفی

دانشجوی کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی، موسسه آموزش عالی الکترونیکی ایرانیان

علیرضا صهبائی لطفی

کارشناس ارشد مخابرات، شرکت مخابرات ایران