چگونه توانستم دانش آموز دیرآموزم را به سطح دیگر دانش آموزانم برسانم؟
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RAVAN08_0701
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تغییر ثابت ترین رکن جوامع انسانی است. امکانات و شرایط اجتماعی نیز متناسب با این تغییرات متحول می شوند. هر تغییری در پی نیازی می آید و نیازها نیز در پی تغییرات متحول شده و انسان را در مقابل نیازهای دیگری قرار می دهند. این تغییر و تحولات روندی متعامل و متکامل را در پیش می گیرند به نحوی که انسان حاضر، متاثر از تغییر و تحولات اجتماعی، به انسانی بدل شده است که بدون شک نیازهای او خصوصا نیازهای اجتماعی و به تبع آن پاره ای از نیازهای فردی بسیار متفاوت از نیازهای انسان چند دهه ی گذشته است. یکی از نیازهایی که مستقیما تحت تاثیر این تغییر و تحولات اجتماعی قرار گرفته است، نیازهای آموزشی است. براساس تقسیم بندی سال ۱۹۵۰، عقیده بر این بود که دانش آموزان دیرآموز یعنی دانش آموزانی که در هیچ کدام از حیطه های رفتارهای انطباقی مثل برقراری ارتباط، رفتار اجتماعی و... مشکلی ندارند اما بهره ی هوش آنها بین ۷۰ تا ۸۴ است و مشکل اصلی آنها در پیشرفت تحصیلی است جز کودکان عقب مانده ی ذهنی هستند در حالی که در تقسیم بندی ها و تعاریفی که از عقب ماندگی ذهنی پس از دهه ی ۱۹۵۰ تاکنون ارایه شده است این گروه از کودکان جز گروه کودکان عقب مانده ذهنی قرار نمی گیرند زیرا هیچ کدام از مشکلاتش را که بچه های عقب مانده ی ذهنی در رفتارهای انطباقی دارند از خود نشان نمی دهند و مشکل آنها اساسا در یادگیری دروس و موفقیت تحصیلی است. هدفی که در این تحقیق دنبال می شود، در درجه ی اول عبارت است از ارایه ی یک شناخت واقع بینانه از دانش آموزان دیرآموز در سایه ی چنین شناختی است که می خواهیم به این نتیجه برسیم این دانش آموزان دارای عقب ماندگی ذهنی نیستند، بلکه دارای محدودیت های یادگیری یا محرومیت های محیطی هستند که اثر خود را بر روی پیشرفت تحصیلی آنها می گذارد. در مرحله ی دوم نظام آموزشی تلفیقی است که چنین نظامی، نه تنها فرصت حضور دانش آموزان دیرآموز در کنار همسالان در مدارس عادی فراهم می شود بلکه امکانات متفاوتی نیز برای رویارویی با مشکلات تحصیلی این دانش آموزان نیز مطرح می شود. با عنایت به اینکه در دهه ی اخیر نظام آموزشی به این باور رسیده است که «یک دانش آموز دیرآموز عقب مانده ذهنی نیست» بسیاری از کارها را آسان کرده است همین که این گروه از دانش آموزان می توانند در کنار دانش آموزان عادی ادامه تحصیل دهند و با یک روند عادی مواجه هستند گام بزرگی در برطرف شدن افت تحصیلی آنان می باشد. کلاس بنده نیز از این امر مستثنی نبوده است و در کلاس دانش آموزی که با آموزش بسیار محدود وارد کلاس دوم شده بود. در ابتدا تمام سعی خود را کردم تا ایشان را از آشفتگی روحی و منزوی بودن برهانم و بعد به آموزش تخصصی این دانش آموز پرداختم.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
شیرین شیخ زاده
کارشناسی جغرافیای روستایی، دانشگاه پیام نور واحد هشترود، ایران، آموزگار مدارس سازمان سما