پیاده سازی برنامه های مهارت های زندگی در مدارس: چالش ها و فرصت ها

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 42

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RAVAN08_0550

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

نظام های آموزشی معاصر با مسائلی رو به رو هستند که تنها به آموزش دانش و مفاهیم علمی محدود نمی شود. امروزه آموزش و پرورش صرفا وظیفه انتقال اطلاعات را بر عهده ندارد، بلکه باید در جهت تربیت افرادی متعادل، مسئولیت پذیر، خلاق و دارای توانایی مواجهه با شرایط پیچیده اجتماعی و روانی نیز گام بردارد (دهقانی و اسدی، ۱۳۹۸). در این چارچوب، آموزش مهارت های عاطفی و اجتماعی که با عنوان یادگیری عاطفی و اجتماعی یا SEL شناخته می شود، به عنوان یکی از رویکردهای مهم در تربیت نسل آینده، توجه محققان و سیاست گذاران آموزشی را به خود جلب کرده است (OECD, ۲۰۱۵). یادگیری عاطفی و اجتماعی شامل مجموعه ای از فرایندهای تربیتی و آموزشی است که به تقویت پنج شایستگی اساسی در دانش آموزان می پردازد: خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی، مهارت های ارتباطی و تصمیم گیری مسئولانه (CASEL, ۲۰۲۰). این توانایی ها پایه های اصلی موفقیت تحصیلی، شکل گیری رفتارهای اجتماعی مطلوب، ارتقای سلامت روان و کاهش رفتارهای آسیب زا در کودکان و نوجوانان به شمار می روند (Durlak et al., ۲۰۱۱). نتایج پژوهش های مختلف نشان می دهد دانش آموزانی که به طور منظم در برنامه های SEL شرکت می کنند، معمولا عملکرد تحصیلی بهتری دارند، با مشکلات رفتاری کمتری مواجه می شوند و در برقراری روابط سالم تر و موثرتر موفق تر هستند (میرزایی و ناصری، ۱۴۰۰). با وجود این، در بسیاری از مدارس، به خصوص در نظام های آموزشی سنتی، آموزش SEL هنوز جایگاه مناسب و تثبیت شده ای در برنامه های درسی پیدا نکرده است. پایین بودن سطح آگاهی معلمان نسبت به مفاهیم و شیوه های اجرای این نوع آموزش، نبود برنامه ریزی دقیق و منسجم، و همچنین فشار برای دستیابی به اهداف آموزشی سنتی، از جمله مهم ترین موانع توسعه این رویکرد در مدارس محسوب می شوند (حمیدی، ۱۳۹۷). در مقابل، بسیاری از مطالعات بر این نکته تاکید دارند که وارد کردن SEL به برنامه رسمی درسی، افزون بر کمک به رشد فردی دانش آموزان، می تواند به بهبود جو مدرسه، کاهش تنش ها و تعارضات، و افزایش احساس تعلق دانش آموزان به محیط آموزشی نیز منجر شود (Taylor et al., ۲۰۱۷). اجرای آموزش عاطفی و اجتماعی در مدارس می تواند از طریق شیوه هایی مانند بازی های گروهی، ایفای نقش، گفت وگوهای هدفمند، قصه گویی، تمرین های ذهن آگاهی و مراقبه، و نیز تلفیق این آموزش ها با دروس رسمی مانند ادبیات و مطالعات اجتماعی انجام شود (عباسی و کریمی، ۱۳۹۹). در این مسیر، معلم نقش راهنما و تسهیل گر را ایفا می کند و باید خود الگویی مناسب برای همدلی، ارتباط موثر و مدیریت هیجان ها باشد (Zins et al., ۲۰۰۴). افزون بر این، مشارکت خانواده ها و حاکم بودن فضای مثبت در مدرسه، از عوامل مهم موفقیت در اجرای آموزش های عاطفی و اجتماعی به شمار می آید. بررسی های بین المللی، از جمله گزارش های OECD و مطالعات طولی CASEL، نشان داده اند که اگر آموزش های عاطفی و اجتماعی به درستی اجرا شوند، می توانند آثار ماندگار و بلندمدتی بر پیشرفت تحصیلی و سلامت روان دانش آموزان بر جای بگذارند (OECD, ۲۰۱۵; CASEL, ۲۰۲۰). در ایران نیز، هرچند هنوز توجه کافی به این حوزه نشده است، اما پژوهش های سال های اخیر نشان داده اند که این آموزش ها در کاهش اضطراب، افزایش اعتمادبه نفس و بهبود رفتارهای اجتماعی دانش آموزان دوره ابتدایی و متوسطه نقش مثبتی دارند (صادقی، ۱۳۹۸؛ بابایی، ۱۴۰۰). با در نظر گرفتن اهمیت روزافزون SEL و نیز کمبود مطالعات جامع درباره آن در نظام آموزشی ایران، پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی کتابخانه ای در پی آن است که مفهوم آموزش های عاطفی و اجتماعی و آثار آن بر رشد همه جانبه دانش آموزان را بررسی و تحلیل کند. هدف اصلی این پژوهش، تبیین ضرورت گنجاندن این نوع آموزش در ساختار رسمی آموزش کشور و ارائه راهکارهایی عملی برای معلمان، مدیران و برنامه ریزان درسی است.

نویسندگان

زهرا آروین

کارشناسی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه دولتی یاسوج، آموزش و پرورش استان کهگیلویه و بویراحمد، شهر یاسوج

خدیجه نامجو

کارشناسی علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، پردیس کوثر، آموزش و پرورش استان کهگیلویه و بویراحمد

مجید نامجو

کارشناسی علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، پردیس شهید ایزدپناه، آموزش و پرورش استان کهگیلویه و بویراحمد، مارگون