ادبیات به عنوان رسانه: کارکردهای ارتباطی و اجتماعی ادبیات در دوره مشروطه
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 43
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RAVAN08_0543
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
جنبش مشروطیت ایران که در آستانه قرن چهاردهم هجری و در واکنش به حاکمیت استبداد و ناکارآمدی حکومتی پدید آمد، یکی از نقاط سرنوشت ساز در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران محسوب می گردد. در این میان، ادبیات فارسی کارکردی چشمگیر و منحصربه فرد در جهت تکوین، ترویج و تثبیت اندیشه های مشروطه طلبی و دگرگونی های جامعه داشته است. ادبیات این عصر علاوه بر آنکه تصویرگر رویدادهای سیاسی و اجتماعی بود، در قامت ابزاری برای مبارزه، آگاهی دهی و بسیج توده ها نیز عمل می نمود. ادیبان، شاعران و ژورنالیست های هوادار مشروطه، با استفاده از قالب های گوناگون ادبی از جمله شعر، داستان، هزل و سخنرانی، مفاهیمی مانند دادگری، آزادی، حاکمیت قانون، حقوق شهروندی و لزوم دگرگونی ساختارهای استبدادی را به زبان قابل فهم برای عموم مردم تبدیل کردند. شعر که همواره از جایگاهی رفیع در فرهنگ ایران برخوردار بوده، در این دوره به رسانه ای برای اعتراض سیاسی-اجتماعی مبدل گشت. شاعرانی نظیر میرزاده عشقی، ایرج میرزا، ملک الشعرای بهار و عارف قزوینی با به کارگیری زبان طنز، نقد و عواطف ملی، آثاری آفریدند که جامعه را به مشارکت در جریان تحولات ترغیب می کرد. همچنین، روزنامه ها و مجلات که در دوره مشروطه رونقی چشمگیر یافتند، بستری برای انعکاس دیدگاه های روشنفکران و افکار عمومی شدند. نگارش مقالات و ایراد خطابه های سیاسی با تکیه بر شگردهای بیانی ادبی، در تقویت حس میهندوستی و خواست اصلاحات موثر واقع شدند. ادبیات عصر مشروطه با ایجاد پیوند فکری میان نخبگان و عموم مردم، به مردمی شدن گفتمان اجتماعی یاری رساند. این ادبیات همچنین موجب دگرگونی در زبان و شیوه نگارش فارسی شد؛ به طوری که نثر فارسی از قالب های پیچیده و کلاسیک فاصله گرفت و به سوی زبانی ساده تر و همه فهم تر حرکت کرد. در این فرایند، ادبیات نقش میانجی را در انتقال ایده های مدرن غربی به جامعه ایران ایفا نمود و به رشد تدریجی اندیشه های نو و عرفی گرا در فضای فکری کشور کمک کرد. به طور خلاصه، ادبیات مشروطه را می توان هم بازتاب دهنده و هم پیش برنده تحولات این دوره دانست. این دوران، نمونه ای بارز از همکاری ادبیات و سیاست برای دستیابی به دگرگونی های بنیادین اجتماعی است و نشان می دهد چگونه زبان می تواند به ابزاری برای مقاومت، آگاهی بخشی و دگرگونی تبدیل گردد. عملکرد پویای ادبیات در دوره مشروطیت، الگویی ملموس برای بررسی تعامل ادبیات و جامعه در دیگر برهه های تاریخی ایران نیز فراهم می آورد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علی اکبر خرمی
کارشناسی ارشد، زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه دولتی یاسوج
مهین ملکی
کارشناسی علوم و معارف اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یاسوج
نسرین چراغی
کارشناسی، زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد یاسوج