رویکرد علوم اعصاب در آموزش: چارچوبی برای درک پویایی های مغزی و کاربرد آن در طراحی اثربخش آموزش و یادگیری: یک مقاله مروری
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RAVAN08_0376
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
عصب آموزش، به عنوان یک حوزه میان رشته ی نوظهور در تقاطع علوم اعصاب و آموزش و پرورش، به بررسی فرآیندهای پیچیده ای می پردازد که زیربنای یادگیری هستند و بینش ها و روش شناسی های نوینی ارائه می دهند. این مقاله اصول بنیادین عصب آموزش را بررسی می کند و به توصیف کنش ورزی پویای میان مکانیسم های نورونی و راهبردهای تربیتی می پردازد. محور اصلی این کاوش، درک انعطاف پذیری و سازگاری قابل توجه مغز است که چگونگی شکل دهی تجربیات یادگیری به شبکه های عصبی را برجسته می سازد. با بهره گیری از تکنیک های پیشرفته تصویربرداری و پژوهش های دقیق عصب شناختی، بینش های ارزشمندی حاصل شده است که درک ما از شناخت، شکل گیری حافظه و پردازش اطلاعات را ارتقا می بخشد. این بینش ها نه تنها درک ما را از مکانیسم های فردی یادگیری غنی می کنند، بلکه هدایت گر توسعه مداخلات آموزشی موثر هستند. عصب آموزش، با تکیه بر همکاری میان رشته ای، به طور یکپارچه دیدگاه های حاصل از علوم اعصاب، روانشناسی و آموزش را در هم می آمیزد تا رویکردهای آموزشی را توسعه دهد که با فرآیندهای ذاتی یادگیری مغز همسو باشند. این همکاری، نوآوری در روش های تدریس را پرورش می دهد، مشارکت یادگیرندگان را افزایش می دهد و دستاوردهای تحصیلی را تقویت می کند. افزون بر این، ادغام فناوری در روش های آموزشی، از واسط های مغز-رایانه تا تجربیات واقعیت مجازی غوطه ورساز، امکان های تازه ای برای ارتقای تعاملات یادگیری و پاسخگویی به سبک های یادگیری و برنامه های درسی گوناگون فراهم می آورد. از طریق به کارگیری راهبردی قدرت دگرگون ساز فناوری، مربیان می توانند محیط های یادگیری غنی و جذابی بیافرینند که فرآیندهای شناختی را تحریک کرده و ثبات دانش را افزایش دهند. عصب آموزش به عنوان نیرویی دگرگون ساز در نظریه و عمل آموزشی ظهور می کند که مربیان را توانمند می سازد تا رویکردهای تربیتی را طراحی کنند که با پیچیدگی های مغز انسان به دقت هماهنگ شده اند. این امر راه را برای ایجاد چشم اندازی آموزشی فراگیرتر و اثربخش تر هموار می سازد. این مطالعه در دل یک مرور نظام مند از پژوهش ها و مدل های گفتمان عصب آموزشی در مخازن دیجیتال ۱۵ سال گذشته جای گرفته است و بر ماهیت پویا و در حال تکامل این حوزه و تاثیر آن بر آموزش معاصر تاکید می ورزد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
نجمه افشاری
کارمند آموزش وپرورش ناحیه ۴ اصفهان - ایران
ندا افشاری
کارمند آموزش وپرورش شهرستان بروجرد- ایران
نرگس روزبهانی
کارمند آموزش وپرورش شهرستان بروجرد- ایران