مرور روایتی پیامدهای روان شناختی استفاده از هوش مصنوعی مولد در دانشجویان: تمرکز بر تنهایی ادراک شده و تنظیم هیجان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 38

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RAVAN08_0157

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

مقدمه: ظهور هوش مصنوعی مولد و گسترش استفاده از ابزارهایی نظیر چت جی بی تی، جمینی و کلود، تحولات چشمگیری در شیوه یادگیری، تعامل و دسترسی به اطلاعات ایجاد کرده است. در کنار مزایای آموزشی و شناختی این فناوری ها، نگرانی هایی درباره پیامدهای روان شناختی استفاده مفرط از آن ها مطرح شده است. از جمله این نگرانی ها می توان به افزایش تنهایی ادراک شده، کاهش تعاملات اجتماعی مستقیم و وابستگی شناختی و هیجانی به سامانه های هوشمند اشاره کرد. از سوی دیگر، تنظیم هیجان به عنوان یکی از مولفه های اساسی سلامت روان، می تواند در نحوه استفاده افراد از فناوری های نوین نقش تعیین کننده ای داشته باشد. با وجود رشد سریع پژوهش های مرتبط با هوش مصنوعی، تاکنون چارچوب منسجمی برای تبیین ارتباط میان استفاده مسئله ساز از هوش مصنوعی مولد، تنهایی ادراک شده و تنظیم هیجان ارائه نشده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی روایتی مطالعات انجام شده درباره ارتباط استفاده مسئله ساز از هوش مصنوعی مولد با تنهایی ادراک شده و تنظیم هیجان در دانشجویان و ارائه یک مدل مفهومی تبیین کننده این روابط انجام شد. روش: این پژوهش از نوع مرور روایتی است. مقالات منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۶ در پایگاه های علمی معتبر بین المللی شامل اسکوپوس، وب علوم، پاب مد، ساینس دایرکت و گوگل اسکولار مورد جستجو و ارزیابی قرار گرفتند. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، مطالعات واجد شرایط انتخاب و داده های آن ها به روش تحلیل محتوای کیفی و سنتز روایی بررسی شدند. یافته ها: نتایج نشان داد استفاده افراطی و کنترل نشده از ابزارهای هوش مصنوعی مولد با افزایش وابستگی شناختی، کاهش تعاملات اجتماعی چهره به چهره و تشدید احساس تنهایی ادراک شده همراه است. همچنین شواهد پژوهشی بیانگر آن است که افراد دارای ضعف در راهبردهای تنظیم هیجان، بیشتر در معرض استفاده مسئله ساز از این فناوری ها قرار دارند. یافته ها از وجود یک رابطه دوسویه میان تنهایی ادراک شده و گرایش به استفاده مفرط از هوش مصنوعی حمایت می کنند؛ به گونه ای که تنهایی می تواند زمینه ساز استفاده بیشتر از هوش مصنوعی باشد و استفاده افراطی نیز به نوبه خود احساس انزوای اجتماعی را تقویت کند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، تنظیم هیجان می تواند به عنوان متغیر میانجی در رابطه میان استفاده مسئله ساز از هوش مصنوعی مولد و تنهایی ادراک شده عمل کند. از این رو، طراحی مداخلات آموزشی با هدف ارتقای سواد هوش مصنوعی، تقویت مهارت های تنظیم هیجان و افزایش تعاملات اجتماعی واقعی در میان دانشجویان ضروری به نظر می رسد. همچنین پژوهش حاضر با ارائه یک مدل مفهومی، زمینه لازم را برای انجام مطالعات تجربی آینده در حوزه روان شناسی فناوری و سلامت روان فراهم می کند.

نویسندگان

محمد رضا زمندی

مقطع ارشد رشته روانشناسی بالینی

اعظم خداشاهی

دانشجوی کارشناسی روانشناسی

محبوبه ریواده

دانشجوی کارشناسی روانشناسی (گروه روانشناسی دانشگاه پیام نور جغتای)