بررسی بدفهمی های مفاهیم اندازه گیری طول، سطح و حجم در هندسه دوره ابتدایی و راهکارهای رفع آنها

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 39

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RAVAN08_0127

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

یادگیری مفاهیم اندازه گیری در هندسه یکی از مباحث پایه ای و ضروری در ریاضیات دوره ابتدایی محسوب می شود که شامل درک مفاهیم طول، سطح و حجم است. با این حال، دانش آموزان در این سطوح سنی اغلب با بدفهمی های عمیق و پایداری در درک این مفاهیم و ارتباط بین آنها مواجه می شوند. این بدفهمی ها می تواند ریشه در ماهیت انتزاعی مفاهیم هندسی، محدودیت های شناختی مرتبط با سن، روش های تدریس ناکارآمد و نیز کتاب های درسی داشته باشد. شناسایی این کج فهمی ها و ارائه راهکارهای موثر آموزشی برای رفع آنها، نقش تعیین کننده ای در ایجاد بنیاد محکم برای یادگیری ریاضیات در سطوح بالاتر دارد. هدف این مقاله مروری، بررسی نظام مند انواع بدفهمی های رایج دانش آموزان دوره ابتدایی در مورد مفاهیم اندازه گیری طول، سطح و حجم، تحلیل ریشه های شناختی و آموزشی آنها و ارائه راهکارهای مبتنی بر پژوهش برای رفع این بدفهمی ها است. روش کار: این پژوهش به روش مرور تحلیلی-توصیفی انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق جستجوی نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی معتبر فارسی از جمله SID، Magiran، Noormags و پایگاه های انگلیسی شامل ERIC، Scopus، ScienceDirect و SpringerLink جمع آوری شد. کلیدواژه های اصلی شامل: "بدفهمی ریاضی"، "اندازه گیری طول"، "مساحت"، "حجم"، "هندسه ابتدایی"، "Misconceptions in Measurement"، "Length, Area, Volume"، "Elementary Geometry" بود. معیار ورود مطالعات، تمرکز بر دانش آموزان دوره ابتدایی، انتشار در بازه زمانی ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۴ و ارائه یافته های تجربی یا چارچوب های نظری روشن بود. از میان ۱۸۹ منبع اولیه، ۸۲ منبع نهایی انتخاب و با روش تحلیل محتوای کیفی مورد بررسی قرار گرفتند. بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که بدفهمی های دانش آموزان در این حوزه اغلب نظام مند و مقاوم به تغییر هستند. در حیطه طول، عدم تمایز بین مفهوم طول و فاصله و درک نادرست از واحدهای استاندارد شایع است. در سطح، بدفهمی اساسی در درک ماهیت دو بعدی مساحت و ارتباط آن با محیط وجود دارد. در حجم، درک نادرست از سه بعدی بودن و رابطه آن با سطح و طول، مشکل عمده است. راهکارهای موثر بر اساس یافته ها، شامل استفاده از رویکرد آموزش مبتنی بر دستورزی و فعالیت های عینی، تاکید بر فرآیند انتزاع تدریجی از تجربیات ملموس، به کارگیری فناوری های آموزشی تعاملی و بازنمایی های چندگانه، و طراحی ارزشیابی های تشخیصی مستمر است. معلمان با آگاهی از سیر تکامل شناختی مفاهیم اندازه گیری در ذهن کودک و با به کارگیری تدریس مبتنی بر سازنده گرایی می توانند به تصحیح این بدفهمی ها کمک کنند. در نهایت، بازنگری در برنامه درسی و محتوای کتاب های درسی ریاضی دوره ابتدایی با هدف توجه صریح به این بدفهمی های رایج، ضروری به نظر می رسد.

نویسندگان

اسرا عبادی

دانشجوی کارشناسی رشته آموزش ابتدایی، دانشگاه فرهنگیان واحد اروند، آبادان، ایران

ساره مدنی

مدرس گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان اروند، آبادان، ایران