مرور یافته های تصویربرداری عصبی و شواهد نوروساینس در اختلالات طیف اسکیزوفرنی، خلقی و اضطرابی: شناسایی مدارهای عصبی و ناهنجاری های عملکردی و ساختاری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HWCONF22_026

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

اختلالات طیف اسکیزوفرنی، اختلالات خلقی و اختلالات اضطرابی، علی رغم طبقه بندی مجزا در راهنماهای تشخیصی سنتی مانند DSM-۵، همپوشانی قابل توجهی در علائم بالینی، عوامل خطر ژنتیکی و پاسخ به درمان نشان می دهند. این همپوشانی ها این فرضیه را تقویت می کند که ممکن است مکانیسم های عصبی زیستی مشترکی در پاتوفیزیولوژی این اختلالات دخیل باشند. این مقاله یک مرور نظام مند و تحلیلی جامع بر یافته های حاصل از مطالعات تصویربرداری عصبی عملکردی (fMRI) و ساختاری (sMRI, DTI) در پنج سال اخیر ارائه می دهد تا مدارهای عصبی و ناهنجاری های مشترک و متمایز را در این سه دسته از اختلالات شناسایی کند. روش شناسی این پژوهش مبتنی بر جستجوی نظام مند در پایگاه های داده معتبر علمی (PubMed, Scopus, Web of Science) و تحلیل کیفی و فراتحلیلی مطالعات منتشر شده بین سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۶ است. یافته های کلیدی حاکی از آن است که ناهنجاری در سه شبکه عصبی اصلی مغز - شبکه حالت پیش فرض (DMN)، شبکه برجستگی (SN) و شبکه اجرایی مرکزی (CEN) - به عنوان یک ویژگی ترنس دیاگنوستیک (فرا تشخیصی) در هر سه گروه اختلال عمل می کند. به طور خاص، اختلال در اتصال پذیری DMN با نشخوار فکری و اختلال خود-ارجاعی، ناهنجاری در عملکرد SN با پردازش غیرطبیعی محرک های هیجانی و برجستگی نابجا، و اختلال در CEN با نقص در عملکردهای اجرایی و کنترل شناختی مرتبط است. ناهنجاری های ساختاری مانند کاهش حجم هیپوکامپ و نازک شدن قشر پیش پیشانی نیز به صورت مشترک مشاهده می شوند، هرچند الگو و شدت آن ها ممکن است بین اختلالات متفاوت باشد. این مقاله با ارائه یک مدل مفهومی یکپارچه، نشان می دهد که چگونه تعاملات پیچیده بین این مدارهای ناکارآمد می تواند به تظاهرات بالینی متنوع اما همپوشان منجر شود. نتایج این مرور بر ضرورت گذار از رویکردهای تشخیصی مبتنی بر علائم به سمت یک چارچوب مبتنی بر مدارهای عصبی برای درک، تشخیص و درمان اختلالات روانی تاکید می کند. این یافته ها می توانند راه را برای توسعه درمان های هدفمند عصبی، مانند تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال (TMS) و نوروفیدبک، که مستقیما مدارهای عصبی خاص را هدف قرار می دهند، هموار سازند.

نویسندگان

مریم زر نقاش

گروه آموزشی روان شناسی بالینی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران

محمد مهدی صلاح

گروه روانشناسی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران

میثم مظفری

گروه روانشناسی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران

علی زارعی

گروه روانشناسی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران