تبدیل هیجانی به عنوان یک مکانیسم تنظیم ناسازگار بررسی نقش میانجیگری عدم تحمل هیجانی در رابطه بین تروما و اختلالات افسردگی و اضطرابی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICPEB09_078

تاریخ نمایه سازی: 29 مرداد 1405

چکیده مقاله:

هدف پژوهش حاضر با هدف آزمون یک مدل ساختاری طراحی شد که در آن رابطه بین تروما و علائم افسردگی و اضطراب با میانجیگری دو سازه عدم تحمل هیجان و تبدیل هیجانی مورد بررسی قرار گرفت. تبدیل هیجانی به عنوان یک مکانیسم تنظیم هیجان ناسازگار و کمتر مطالعه شده تعریف شد که در آن یک هیجان اولیه و تهدید کننده (مانند خشم) به یک هیجان ثانویه و اغلب اجتماعی پذیرتر مانند غم یا اضطراب منتشر تغییر شکل می یابد. روش این مطالعه از نوع توصیفی همبستگی با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل بزرگسالان ساکن اصفهان با سابقه رویداد آسیب زا بود تعداد ۲۵۶ نفر (۹۱ مرد، ۱۶۵ زن) با روش نمونه گیری در دسترس هدفمند انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های مقیاس تاثیر رویداد (IES-R) و پرسشنامه افسردگی، اضطراب و تنیدگی (DASS-۲۱) و مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS) و مقیاس محقق ساخته تبدیل هیجانی را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SmartPLS-۴ و SPSS-۲۶ و تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری با روش حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که تمامی همبستگی های بین متغیرها مثبت و معنادار بودند و مسیرهای مستقیم تروما به افسردگی (B=۰/۱۵) و اضطراب معنادار اما ضعیف بودند (SRMR=۰/۰۶۲). در مقابل مسیرهای غیر مستقیم از طریق متغیرهای میانجی قوی و معنادار بودند. عدم تحمل هیجان قوی ترین نقش میانجی را داشت (۲/۳۶ برای اضطراب و ۲/۳۹ برای افسردگی) و تبدیل هیجانی نیز معنادار بود اما با شدت اثر کمتر (B۰/۰۹ برای اضطراب و ۰/۱۰ برای افسردگی). مدل نهایی نشان داد که اثر عدم تحمل هیجان به طور معناداری قوی تر از تبدیل هیجانی است و توانست ۶۲ درصد از واریانس افسردگی و ۵۸ درصد از واریانس اضطراب را تبیین کند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که رابطه تروما با اختلالات هیجانی عمدتا به صورت غیر مستقیم و از طریق مختل سازی مکانیسم های تنظیم هیجان صورت می پذیرد. در این میان عدم تحمل هیجان به عنوان عامل اصلی و تبدیل هیجانی به عنوان یک مکانیسم تکمیلی و معنادار عمل می کنند. این یافته ها بر لزوم توجه به ارزیابی و هدف گیری این سازه های فراتشخیصی در مداخلات روان درمانی برای قربانیان تروما تاکید می کنند. طراحی پروتکل هایی که به طور همزمان بر افزایش تحمل پریشانی و پردازش هیجانات اولیه متمرکز باشند می تواند راهبرد درمانی موثری باشد.

نویسندگان

شقایق سیدان

دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان خوراسگان