بازاندیشی سایه در روانشناسی روان تحلیلی: یونگ از نقاب تا خودشناسی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICPEB09_019
تاریخ نمایه سازی: 29 مرداد 1405
چکیده مقاله:
مفهوم سایه یکی از بنیادی ترین ایده ها در روان شناسی روان تحلیل کارل گوستاو یونگ است که به جنبه های سرکوب شده، نپذیرفته و ناخودآگاه شخصیت انسان اشاره دارد. با وجود جایگاه محوری این مفهوم در بسیاری از متون روان شناسی معاصر، سایه اغلب صرفا به عنوان نیرویی منفی و شرور تلقی می شود. این مقاله با رویکردی مفهومی نظری، به بازاندیشی در مفهوم سایه پرداخته و تلاش کرده است تا ابعاد فردی، اجتماعی و فرهنگی آن را روشن سازد. تحلیل نشان می دهد که سایه صرفا مجموعه ای از تمایلات تاریک نیست بلکه حامل ظرفیت های بالقوه خلاقیت و رشد نیز می باشد. مواجهه آگاهانه با سایه نه تنها به فرآیند فردیت یابی کمک می کند بلکه می تواند از بازتولید فرافکنی های مخرب در روابط میان فردی و جمعی جلوگیری کند. افزون بر این سایه در بستر فرهنگی و تاریخی نیز نقشی مهم ایفا می کند؛ جایی که تعصبات، پیش داوری ها و عقده های جمعی ریشه در جنبه های نادیده گرفته روان دارند. در نهایت بازاندیشی سایه می تواند بستری برای درک ژرف تر از روان انسان و نیز توسعه راهکارهای تازه در روان درمانی، آموزش و حوزه های میان رشته ای فراهم سازد. بر این اساس، نتیجه اصلی مقاله آن است که سایه نه تهدیدی برای خودآگاهی بلکه فرصتی برای رشد فردی و اجتماعی است؛ فرصتی که تنها از راه پذیرش و ادغام آن در روان می توان به شکوفایی دست یافت.
نویسندگان
احسان محمدی مرام
کارشناسی مشاوره و راهنمایی دانشگاه فرهنگیان تهران ایران
علی رضا محمدی مرام
کارشناسی مشاوره و راهنمایی دانشگاه فرهنگیان تهران ایران