نقش سازمان ملل متحد در تحول مفهوم حاکمیت دولت ها در حقوق بین الملل
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8
فایل این مقاله در 6 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
LAWHAMAYESH10_122
تاریخ نمایه سازی: 29 مرداد 1405
چکیده مقاله:
این مقاله به تحلیل نقش محوری سازمان ملل متحد در تحول مفهوم سنتی حاکمیت دولت ها در حقوق بین الملل می پردازد. حاکمیت که از صلح وستفالی (۱۶۴۸) به عنوان اصلی مطلق، انحصاری و غیرقابل مداخله تعریف می شد، تحت تاثیر فعالیت های این سازمان به یک مفهوم «مشروط»، «وظیفه محور» و «مسئولیت محور» تغییر یافته است. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اسنادی، استدلال می کند که سازمان ملل از طریق ایجاد و ترویج هنجارهای حقوق بشر، فعال سازی گسترده فصل هفتم منشور برای نقض های داخلی، و توسعه دکترین «مسئولیت حمایت» (R۲P)، مرزهای اصل عدم مداخله را به طور چشمگیری جابجا کرده است. یافته ها نشان می دهد که نقش شورای امنیت در تعریف وسیع «تهدید صلح» (با مصادیق جدید چون یمن و میانمار)، همراه با نهادینه سازی مسئولیت کیفری افراد توسط دیوان های بین المللی، به تدریج جنبه های مطلق و انحصاری حاکمیت را تحت نظارت و مشروعیت بین المللی قرار داده است. در نهایت، مقاله نتیجه می گیرد که سازمان ملل، حاکمیت را از حق مطلق به یک وظیفه حقوقی در قبال شهروندان و جامعه جهانی تبدیل کرده است، که این تحول، ساختار روابط بین الملل و حقوق بین الملل معاصر را بازتعریف می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
اکبر مطلق العنان
دانش پژوه دکتری تخصصی حقوق بین الملل
جهانگیر باقری
استادیار دانشگاه آزاد واحد مراغه گروه حقوق