شناسایی عوامل شکل دهنده به فرسودگی شغلی معلمان در مدارس مناطق محروم رویکرد تحلیل مضمون
محل انتشار: هجدهمین کنفرانس بین المللی دستاوردهای نوین پژوهشی در علوم تربیتی، روانشناسی و علوم اجتماعی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ARSEP18_009
تاریخ نمایه سازی: 24 مرداد 1405
چکیده مقاله:
هوش هیجانی در مدارس به عنوان یکی از ارکان کلیدی یادگیری کل نگر نقشی حیاتی در تلطیف فضای آموزشی و ارتقای پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ایفا می کند؛ با این حال معلمان در مسیر پیاده سازی این مهارت ها با چالش های متعددی روبرو هستند. هدف از پژوهش حاضر واکاوی عمیق موانع به کارگیری هوش هیجانی در فرآیند یاددهی- یادگیری از دیدگاه معلمان و شناسایی عوامل بازدارنده در این حوزه است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت کیفی است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته عمیق با ۱۵ نفر از معلمان و صاحب نظران آموزشی که به روش نمونه گیری هدفمند (قضاوتی) انتخاب شده بودند، گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و بر اساس الگوی گام به گام براون و کلارک صورت گرفت. جهت روایی و پایایی داده ها از روش بازبینی توسط مشارکت کنندگان و تحلیلگران همتا استفاده شد. یافته ها پس از تحلیل و کدگذاری مصاحبه ها ۵ مضمون فراگیر شناسایی گردید که تبیین کننده شبکه مضامین موانع موجود هستند. این مضامین شامل «موانع ساختاری و بوروکراتیک»، «موانع آموزشی و حرفه ای»، «موانع فردی و روانشناختی»، «موانع فرهنگی و محیطی» و «موانع انگیزشی و معیشتی» می باشند. یافته ها نشان داد که غلبه فرهنگ نمره محوری و کثرت سرفصل های درسی به عنوان کاتالیزور باعث حاشیه نشینی ابعاد عاطفی شده و فرصت تعاملات مبتنی بر هوش هیجانی را از معلمان سلب می کند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش منجر به طراحی مدلی گردید که نشان می دهد عدم به کارگیری هوش هیجانی، معلول پیوند میان محدودیت های ساختاری و فشارهای شغلی است. استقرار موفق یادگیری اجتماعی عاطفی در مدارس مستلزم تحول در نظام ارزشیابی از کمی به کیفی، ارائه آموزش های مهارتی کاربردی در دانشگاه فرهنگیان و تامین سلامت روان معلمان از طریق بسته های حمایتی است. این فرآیند در نهایت منجر به تغییر پارادایم از آموزش صرفا شناختی به سمت آموزش همه جانبه و انسان مدار می گردد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
شهریار نجفی
کارشناس آموزش ابتدایی