بررسی تطبیقی زبان در دو داستان «گدا؛ اثر غلامحسین ساعدی» و «بچه ی مردم؛ اثر جلال آل احمد»
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICHMB12_083
تاریخ نمایه سازی: 19 مرداد 1405
چکیده مقاله:
زبان مهم ترین عنصر تشکیل دهنده جهان داستان است. عناصری چون شخصیت پردازی، فضاسازی، تصویرسازی، دیالوگ گویی و تمام عوامل داستانی به طور مستقیم و غیرمستقیم تحت تاثیر زبان هستند. در داستان های واقع گرای معاصر زبان تنها ابزار بیان نیست بلکه خود به منزله بخشی از ساختار معنا عمل می کند. دو داستان «گدا» از غلامحسین ساعدی و «بچه مردم» از جلال آل احمد با وجود تفاوت در فضا، موقعیت روایی و جنس تجربه شخصیت اصلی هر دو از زبان به عنوان ابزاری برای بازنمایی فرودستی، فشار اجتماعی، بحران هویت و وضعیت انسان در حاشیه بهره می گیرند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که زبان در این دو اثر چه ویژگی هایی دارد و این ویژگی ها چگونه در خدمت بازنمایی جهان داستانی قرار می گیرند. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر خوانش تطبیقی متون می باشد. نتایج نشان می دهد که زبان در داستان «بچه مردم» فشرده، شتاب زده، ذهنی و متناسب با بحران درونی شخصیت زن است؛ در حالی که در داستان «گدا» فرسایشی، تکراری، سنگین و متناسب با وضعیت مزمن فقر و استیصال اجتماعی پیرزن است. همچنین زبان در هر دو اثر گرایش به گفتاری شدن و نزدیکی به بافت عامیانه دارد اما در داستان آل احمد این ویژگی بیشتر در جهت بازنمایی تنش لحظه ای و ذهنیت آشفته راوی عمل می کند و در داستان ساعدی بیشتر در جهت ساختن فضای فروبسته، چرخه ای و فرسوده فقر است. از این منظر می توان گفت زبان در هر دو داستان نقشی بنیادین در شخصیت پردازی، فضاسازی و انتقال نقد اجتماعی ایفا می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
لیلا پاشایی گلمرز
دانشجوی کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه
بهمن نزهت
استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه