درآمدی بر اندیشه های اجتماعی و سیاسی در فلسفه رواقی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 50

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICHMB12_077

تاریخ نمایه سازی: 19 مرداد 1405

چکیده مقاله:

فلسفه رواقی در اوایل سده سوم پیش از میلاد توسط خروسیپوس بنیان گذاشته شد و سپس با زحمات زنون کیتیومی، پولیبیوس سیسرون و سنکا به شهرت جهانی رسید. از لحاظ مکانی و زمانی رواقیان به سه گروه: یعنی رواقیان دوره نخست (ما بعد سقراط)، رواقیان دوره میانی و رواقیان عصر رومی تقسیم شده اند. جوهره اصلی تعالیم رواقی، پارسایی، زهد و فضیلت گرایی است که آن هم به واسطه تسلط و حاکمیت بر اراده و نفس حاصل می شود. این فلسفه به انسان می آموزد که چگونه با تکیه بر خرد و اخلاق در برابر دشواری های زندگی ایستادگی کند و به آرامش درونی دست یابد. مبانی فکری فلسفه رواقی بر اصول سازگاری حیات با طبیعت، کسب معرفت و فضیلت، اعتقاد به تساوی انسان ها و بینش مبتنی بر دیدگاه جهان وطن میهنی استوار است. فلسفه اجتماعی و سیاسی رواقیون از سه منظر: ۱- نظریه قانون طبیعی به مثابه نظامی که بر طبیعت و اجتماع حاکم است؛ ۲- تاکید بر اخلاق مداری در زندگی اجتماعی و سیاسی انسان؛ ۳- ارائه مفهوم جهان میهنی و اصل برادری و برابری انسان ها در برابر موانع متعصبانه، زمانه قابل تامل است. هرچند آنان تصویری از حکومت آرمانی ارائه می دهند ولیکن این امر مستلزم اعمال خشونت جهت نیل به تساوی طبقاتی نیست. از این رو می توان رواقیان را ایدئالیست های بدون انقلاب و تحرک دانست. اگرچه اکثریت رواقیان با دولت و خدمت به کشور موافق بودند اما سنکا با این نگرش مخالف بود و تشکیل دولت را نتیجه شرارت و آزمندی انسان می دانست.

کلیدواژه ها:

نویسندگان