بررسی رابطه سوگ طولانی مدت و شدت علائم بالینی در بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
LETCONF11_010
تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405
چکیده مقاله:
تشخیصی سوگ طولانی مدت و حل نشده اغلب با مجموعه ای از علائم هیجانی همپوشان از جمله افسردگی، اضطراب و تجربیات مرتبط با تروما همراه است. با وجود همپوشانی قابل توجه این حالات، درک ما از پویایی های متقابل و تغییرات زمانی این علائم که در طول زمان بر یکدیگر تاثیر می گذارند همچنان محدود است. روشن سازی این الگوهای دینامیک زمانی برای تدوین استراتژی های درمانی هدفمند و اولویت بندی شده برای بزرگسالان مبتلا به فقدان مزمن امری حیاتی است. به موازات این چالش، استرس روانی به عنوان یک مداخله گر کلیدی در بر هم زدن تعادل محور مغز–روده و تشدید علائم سندرم روده تحریک پذیر (IBS) شناخته شده است. این امر ضرورت گسترش رویکردهای درمانی IBS را فراتر از مدیریت صرف علائم گوارشی به سمت تنظیم موثر واکنش های استرس و مولفه های هیجانی مرتبط برجسته می سازد. این مطالعه طولی و مداخله ای با مشارکت ۷۲ بیمار واجد معیارهای Rome I برای IBS با هدف بررسی تاثیر یک برنامه مداخله ای روان شناختی جامع بر سطوح استرس، نشانه های سوگ طول کشیده و شدت IBS انجام شد. برنامه درمانی شامل راهکارهای روان شناختی شخصی سازی شده بر اساس پروفایل استرس هر فرد به صورت هفتگی اجرا گردید. سنجش پیامدها در خط پایه و در نقاط زمانی هفته دوم، چهارم و ششم پس از شروع مداخله صورت پذیرفت. یافته های کلیدی این پژوهش همبستگی قوی بین نشانه های سوگ مزمن و تنش های هیجانی در حوزه های خانوادگی و بین فردی را آشکار ساخت؛ به طوری که ۷۸% از شرکت کنندگان سطح قابل توجهی از فشار روانی را در این ابعاد تجربه می کردند. مداخله روان شناختی منجر به کاهش چشمگیر و آماری معنادار بار استرس کلی از میانگین ۱.۴۵۱ در خط پایه به ۴.۲۷۴ در پایان هفته ششم گردید، همزمان شدت علائم IBS نیز از ۲۷.۵ به ۲۰.۶ تنزل یافت. این نتایج به روشنی اهمیت توجه همزمان به بار استرس و نشانه های باقیمانده سوگ در بیماران IBS را اثبات می کند. یافته ها موید آن است که مداخلات فرد محور و چندبعدی که ابعاد مختلف زندگی روانی اجتماعی را به طور همزمان هدف قرار می دهند قادر به تخفیف موثر تنش های هیجانی و بهبود علائم گوارشی در این جمعیت هستند. توصیه می شود پژوهش های آتی با به کارگیری ابزارهای سنجش سوگ طول مدت با اعتبار علمی بالا و طرح های مطالعاتی با دوره های پیگیری طولانی تر و دقیق تر به کاوش عمیق تر در مسیرهای علی و تغییرات درون فردی در استرس، افسردگی، اضطراب و علائم IBS بپردازند. این پژوهش گامی مهم در جهت توسعه رویکردهای درمانی یکپارچه و مبتنی بر شواهد برای بیماران پیچیده ای است که از اختلالات همزمان روانی و گوارشی رنج می برند.
کلیدواژه ها:
سوگ طولانی مدت ، سندرم روده تحریک پذیر ، محور مغز روده ، استرس روانی ، مداخله روان شناختی ، طرح طولی ، علائم هیجانی ، سلامت روان
نویسندگان
مریم امیری
کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه آزاد سنندج، کرمانشاه ایران