سومین پر سیمرغ: خوانش روانکاوانه لکانی از فقدان منجی و تولد سوژه در اسطوره

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 53

فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LSPCONF12_056

تاریخ نمایه سازی: 31 تیر 1405

چکیده مقاله:

اسطوره ی سیمرغ در شاهنامه ی فردوسی معمولا در قالب روایتی نجات بخش و حامیانه تفسیر شده است؛ موجودی فراانسانی که با مداخله در لحظه، بحران تعادل از دست رفته را بازمی گرداند و نقش منجی را ایفا می کند. این مقاله با اتخاذ رویکردی متفاوت و با بهره گیری از چارچوب نظری روانکاوی ژاک لکان نشان می دهد که کارکرد نمادین سیمرغ را نمی توان صرفا منطق نجات و حمایت خلاصه کرد. فرض اصلی پژوهش آن است که سیمرغ به جای تثبیت وابستگی سوژه به منجی نقش انتقالی ایفا می کند که نهایتا سوژه را برای مواجهه با فقدان منجی و پذیرش مسئولیت تصمیم آماده می سازد. در این راستا مفهوم نمادین «سومین پر سیمرغ» به مثابه صورت بندی نظری معرفی می شود که به غیاب معنادار امکان مداخله ی نهایی سیمرغ اشاره دارد. این مفهوم لحظه ای را نمایندگی می کند که در آن سوژه دیگر قادر به فراخواندن «دیگری بزرگ» نیست و ناگزیر باید در وضعیت فقدان بدون تضمین نجات تصمیم بگیرد. مقاله استدلال می کند که این لحظه معادل مواجهه سوژه با فقدان در «دیگری بزرگ»، عبور از خیال منجی و ورود به نظم نمادین بالغ در معنای لکانی آن است. خوانش حاضر نشان می دهد که اسطوره ی سیمرغ برخلاف قرائت های منجی محور رایج، واجد منطقی ضد وابستگی و تربیتی است و سوژه را به پذیرش مسئولیت میل و کنش خویش فرا می خواند. این تفسیر امکان پیوند میان اسطوره ایرانی و مفاهیم بنیادین روان کاوی لکانی از جمله سوژه، فقدان، نام پدر و اخلاق روان کاوانه را فراهم می سازد و افق تازه ای برای بازخوانی اسطوره های ایرانی در چارچوب نظری معاصر می گشاید.

نویسندگان

سحر صنیعی

هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات، تهران، ایران