تحلیل امکان سنجی ادغام و ساماندهی دانشگاه پیام نور با رویکرد مدیریت تحول: راهبردی برای افزایش کارایی، تجمیع منابع و آزادسازی دارایی های ملکی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 126

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICMHSR22_089

تاریخ نمایه سازی: 11 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

گستردگی شبکه دانشگاه پیام نور در سه دهه اخیر، نقش مهمی در توسعه عدالت آموزشی و افزایش دسترسی به آموزش عالی در ایران ایفا کرده است. این دانشگاه با ماموریت ارائه آموزش نیمه حضوری و ایجاد مراکز متعدد استانی و شهرستانی، توانسته است فرصت های آموزشی را به اقشار کم برخوردار و مناطق محروم برساند. بااین حال، تحولات اقتصادی، رشد فناوری های آموزش الکترونیک، تغییر سیاست های کلان آموزش عالی، فشارهای بودجه ای دولت و الزامات جدید آمایش سرزمین، استمرار مدل سنتی این دانشگاه را با چالش های متعدد مواجه ساخته است. پراکندگی جغرافیایی واحدها، بهره وری پایین پژوهش، هزینه های بالای نگهداشت زیرساخت ها، کاهش جمعیت دانشجویی، و رقابت با موسسات آموزش الکترونیک و خصوصی، ضرورت بازنگری در ساختار و حکمرانی دانشگاه پیام نور را برجسته می کند. این پژوهش با رویکرد تحلیل سیاستی و مدیریت تحول سازمانی، امکان سنجی ادغام تدریجی دانشگاه پیام نور در چارچوب دانشگاه های دولتی و منطقه ای را بررسی می کند. محور اصلی تحلیل، بررسی ابعاد مدیریتی، اقتصادی، حقوقی، و نهادی این تحول است و تمرکز ویژه بر روش های ادغام سازمانی و مدیریت دارایی های ملکی دارد. با مرور ادبیات جهانی، بررسی تجارب ادغام دانشگاه ها در کشورهایی مانند چین، انگلستان، استرالیا و مالزی، و تحلیل وضعیت موجود پیام نور، مقاله یک مدل مرحله ای مدیریت تحول ارائه می دهد که شامل چهار مرحله: آماده سازی و ایجاد اجماع، ارزیابی جامع، اجرای آزمایشی و پایلوت، گسترش مرحله ای و تثبیت نهادی است. هر مرحله دارای سازوکارهای مدیریتی، معیارهای ارزیابی عملکرد، و ابزارهای مدیریت ریسک و ارتباط با ذی نفعان است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ادغام پیام نور، در صورت اجرای مرحله ای و با مدیریت تحول حرفه ای، می تواند منجر به افزایش بهره وری آموزشی و پژوهشی، کاهش هزینه های عملیاتی، و آزادسازی قابل توجهی از دارایی های ملکی شود. این دارایی ها، در قالب صندوق مدیریت دارایی با شفافیت مالی و نظارت حرفه ای، قابلیت سرمایه گذاری مجدد در پروژه های پژوهشی، فناوری، و توسعه زیرساخت ها را خواهند داشت. از سوی دیگر، موفقیت ادغام نیازمند شفافیت در تصمیم گیری، مدیریت هوشمندانه ذی نفعان، کاهش مقاومت سازمانی و مشارکت کارکنان، دانشجویان و جامعه محلی است. تحلیل وضعیت موجود نشان می دهد که پراکندگی واحدهای آموزشی، توزیع نامتوازن اعضای هیئت علمی و عدم وجود خوشه های پژوهشی متمرکز، بهره وری پژوهشی را محدود کرده است. همچنین، زیرساخت های فیزیکی بسیاری از واحدها کمتر از ۳۰–۴۰ درصد ظرفیت مفید استفاده می شوند و هزینه نگهداشت بالایی دارند. این شرایط موجب افزایش هزینه های سرانه آموزش، کاهش بازدهی دارایی ها و ضعف در ارائه خدمات آموزشی باکیفیت شده است؛ بنابراین، تمرکز ماموریت ها، تجمیع منابع و بهبود ساختار مدیریتی، اهداف کلیدی این طرح است. مدل پیشنهادی مدیریت تحول، شامل اصول راهبردی مرحله ای، حاکمیت شفاف و مشارکتی، مدیریت حرفه ای دارایی ها، تضمین شفافیت و پاسخگویی، و محوریت فناوری اطلاعات است. از نظر نیروی انسانی، تدوین سیاست های حمایتی برای انتقال شغلی، بازآموزی کارکنان، ایجاد بسته های جبرانی و مسیرهای ترقی علمی و حرفه ای ضروری است. در بعد فناوری، یکپارچه سازی سامانه های آموزشی، پرونده های دانشجویان و منابع کتابخانه ای، به همراه تضمین امنیت اطلاعات، پایه های موفقیت ادغام را تشکیل می دهد. از منظر دارایی های ملکی، اصول مدیریت شامل طبقه بندی دارایی ها، تاسیس صندوق مدیریت دارایی، ارزیابی مستقل ارزش املاک و شفافیت فرایندها است. الگوهای مالی شامل فروش مستقیم، مشارکت عمومی - خصوصی، اجاره بلندمدت و تبدیل فضاها به مراکز خدمات فناوری و کارآفرینی است. برآوردهای اولیه نشان می دهد که آزادسازی حتی ۱۰–۲۰ درصد از دارایی های مازاد، سرمایه قابل توجهی برای پروژه های پژوهشی و توسعه زیرساخت ها فراهم خواهد کرد و هم زمان هزینه های ثابت و عملیاتی کاهش می یابد. چالش های ادغام شامل مقاومت سازمانی و سیاسی، مسائل حقوقی و استخدامی، ریسک های اجتماعی و کاهش دسترسی آموزشی، و تضمین کیفیت آموزشی است. راهکارها شامل طراحی برنامه جامع ارتباطی، سیاست های حمایتی، بازنگری حقوقی، توسعه آموزش الکترونیکی، ایجاد سامانه های تضمین کیفیت و مشارکت سندیکاها و تشکل های کارگری در تصمیم گیری است. شاخص های ارزیابی موفقیت (KPI) شامل کاهش هزینه های اداری، رشد تولیدات پژوهشی، درآمد حاصل از مدیریت دارایی ها، ظرفیت استفاده از فضاهای آموزشی، میزان رضایت دانشجویان و کارکنان، کاهش موازی کاری اداری و سهم بودجه پژوهشی است. این شاخص ها باید در کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت اندازه گیری شوند. نتیجه گیری کلیدی این است که ادغام و ساماندهی دانشگاه پیام نور، اگر با مدیریت تحول علمی، مرحله ای، شفاف و مشارکتی انجام شود، می تواند نقطه عطفی در اصلاح مدیریت آموزش عالی ایران باشد. این پروژه علاوه بر بهبود بهره وری و کاهش هزینه ها، می تواند مدل الگویی برای سایر دانشگاه ها و نهادهای عمومی باشد و زمینه ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش ملی را فراهم کند.

نویسندگان

نوید جاروبی

دانشجوی دکتری مدیریت صنعتی (گرایش تحقیق در عملیات)، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران