بررسی نقش میانجی حسادت سازمانی در رابطه بین عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی با در نظر گرفتن نقش تعدیل گر رقابت در محیط کار(مورد مطالعه: کارخانه باراد باطری طلایی برنا)
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 78
فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICMHSR22_032
تاریخ نمایه سازی: 11 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حسادت سازمانی در رابطه بین عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی با در نظر گرفتن نقش تعدیل گر رقابت در محیط کار انجام شد. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی – پیمایشی است. جامعه آماری کارکنان کارخانه باتری سازی تشکیل می دهند که در زمان اجرای پژوهش مشغول به کار بوده اند که تعداد ۵۶ نفر با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. روش نمونه گیری تصادفی ساده بود. داده های نظری از طریق مطالعات کتابخانه ای و داده های میدانی از طریق توزیع پرسشنامه های استاندارد جمع آوری گردید. روایی ابزارها از طریق روایی صوری و تاییدی و پایایی آن ها با آلفای کرونباخ تایید شد. برای تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس و نرم افزار Smart PLS استفاده گردید. یافته ها نشان داد که بین عدالت سازمانی و حسادت سازمانی رابطه ای معکوس و معنادار وجود دارد. به گونه ای که افزایش عدالت در محیط کار موجب کاهش هیجانات منفی نظیر حسادت و رقابت ناسالم می شود. عدالت سازمانی از طریق تقویت اعتماد، تعهد و انگیزش در کارکنان، زمینه بروز رفتارهای فراتر از وظیفه را فراهم می کند. رابطه منفی بین حسادت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی نتایج این فرضیه نشان داد که حسادت سازمانی تاثیر منفی و معناداری بر رفتار شهروندی دارد. کارکنانی که درگیر احساسات منفی مانند حسادت هستند، کمتر تمایل دارند به دیگران کمک کنند یا رفتارهای نوع دوستانه نشان دهند. نقش میانجی حسادت سازمانی در رابطه بین عدالت سازمانی و رفتار شهروندی نتایج نشان داد که حسادت سازمانی نقش میانجی در رابطه بین عدالت و رفتار شهروندی دارد؛ به این معنا که عدالت سازمانی با کاهش حسادت، زمینه بروز رفتارهای شهروندی را فراهم می کند. این یافته با الگوهای هیجانی رفتار سازمانی سازگار است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ریحانه سلیمان نوری
دانشجوی دکتری مدیریت دولتی گرایش منابع انسانی، گروه مدیریت، واحد بجنورد، دانشگاه آزاد اسلامی، بجنورد، ایران
علیرضا دهقان بنادکی
دانشجوی دکتری مدیریت دولتی گرایش منابع انسانی، گروه مدیریت، واحد بجنورد، دانشگاه آزاد اسلامی، بجنورد، ایران
وحید میرزایی
گروه مدیریت، واحد بجنورد، دانشگاه آزاد اسلامی، بجنورد، ایران