بررسی تاثیر داده های ژنتیکی در اخلاق زیستی از منظر حقوق کیفری و جرم شناسی
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 525
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RSHIW08_171
تاریخ نمایه سازی: 9 مهر 1403
چکیده مقاله:
ژنتیک مطالعه وراثت است و وراثت یک فرایند زیستی است که طی آن پدر و مادر ژن های خود را به فرزندان خود منتقل می کنند. علم ژنتیک،علم انتقال اطلاعات زیستی از یک سلول به سلول دیگر، از والد به نوزاد و در ادامه از یک نسل به نسلی دیگر است. فنوتیپ مجموع صفاتفیزیکی یک موجود زنده است. این لغت در مقابل کلمه ژنوتیپ که به معنای مجموعه اطلاعات ژنتیکی فرد است قرار می گیرد. ژنوتیپ بر فنوتیپتاثیر می گذارد، اما می تواند تحت تاثیر محیط، اثرش بیشتر یا کمتر گردد. پیش تر، فنوتیپ تنها به معنای ویژگی هایی بود که می توانستند بهطور مستقیم مشاهده شوند، تحقیقات اخیر حاکی است که درحدود ۲۰۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ ژن انسانی وجود دارد که توسط دانشمندان مورد مرتب سازیقرار گرفته اند. مرتب سازی ژنوم انسانی گامی ابتدایی، در درک این مطلب است که ژن ها دقیقا چگونه با تکامل انسان و عملکرد های اخلاقزیستی او، در ارتباط قرار می گیرند. اما در رابطه با همین ابهامات نیز، مطالعات بسیار مناسبی انجام یافته که ژن های خاص را به گروه وسیعی ازاختلالات، مرتبط می سازد، هم چون اختلال بیش فعالی، کم توجهی، افسردگی، اعتیاد به مشروبات الکلی و حتی اختلال بی اشتهایی و یا پرخوری،اما شاید جالب ترین یافته های ژنتیکی، حاصل تعدادی از مطالعات کمی باشند که ژن های معینی را مورد شناسایی قرار داده اند که با بزهکاری،پرخاشگری و خشونت های جدی، در ارتباط هستند. آن چه مسلم است این که، ژن ها بیشتر زمینه ساز هستند تا این که عاملی تام در وقوعرفتارها باشند. هیچ شخصی به صورت یک ربات تحت تاثیر ژن ها برای ارتکاب رفتاری خاص برنامه ریزی نشده است. به عنوان نمونه یک ژنمی تواند پتانسیل چند رفتار مختلف را در خود داشته باشد و بسته به محیط، عملکرد فرد را تغییر دهد. همچنین یک ژن می تواند تا آخر عمر دریک فرد خاموش باشد، مگر آن که شرایطی برای روشن شدن آن ایجاد شود. در واقع محیط و ژن ها به طور متقابل بر هم تاثیر می گذارند و نبودیکی، مانع از رشد موجود زنده می گردد .
کلیدواژه ها:
نویسندگان
احمدرضا ونکی
دکترای حقوق کیفری و جرم شناسی- عضو علمی دانشگاه پیام نور- وکیل دادگستری