حکمت متعالیه علوی و اثرگذاری آن بر ادب تعلیمی و حکمی فارسی
محل انتشار: اولین همایش ملی علوم انسانی وحکمت اسلامی
سال انتشار: 1400
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 417
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NCHIW01_441
تاریخ نمایه سازی: 30 دی 1400
چکیده مقاله:
ادب حکمی فارسی، گنجینه ای بی همتا و تعالی گرا با شعبه ها و گستره بسیار وسیع است که ژرف ترین اندیشه های آرمانی و مصلحانه را از برترین مکاتب فکری و ایدئولوژی برگزیده و برای برخورداری در آنات و تجربیات گوناگون آدمی در پهنه حیات ارائه نموده است؛ آشنایی با اسلام، به گونه ای فزاینده، بر پویایی و شکوفایی این نوع ادبی افزود که ماحصل آن به شکل میراثی شگرف از تعالیم حکمی و تربیتی در اختیار ماست. قرآن و نهج البلاغه، همواره دو آبشخور عظیم و بی همانند الهام معانی و مضامین برای این خزانه بیمانند بوده است و ادبای پارسیگو از زیبایی های هنری و آراستگی های معنایی حکمت قرآنی و علوی در کنار سیره نبوی، بیشترین فایده را برای ساخت کلام حکیمانه اندرزگو برده اند. مساله اصلی این تحقیق، نشان دادن گوشهای از اثرپذیری ادبیات حکمی و تربیتی فارسی از حکمت علوی در سایه برخورداری از مواعظ نهج البلاغه بوده است؛ این پژوهش،که تحقیقی کمی و کیفی است، به شیوه توصیفی و تحلیل محتوای قیاسی انجام یافت. بدین منظورامهات آثار تعلیمی فارسی انتخاب شد و مشابهات حکمتهای علوی با مضامین اندرزهای موجود در این متون بررسی و تحلیل شد. به این نتایج دست یافتیم: از میان سه نوع حکمت (عقلی، اخلاقی و علمی) بیشترین فراوانی، در حکمتهای اخلاقی دیده میشود؛ از میان فضائل چهارگانه اخلاقی (عفت، عدالت، شجاعت و حکمت در معنی دانش)، فضیلت عفت (و زیرمجموعه آن یعنی صبر، حکم، قناعت، سخاوت) بیشترین بسامد را داراست؛ فضایل عدالت، شجاعت و حکمت در ردیفهای بعدی قرار میگیرند. همچنین فضایل مشابه تاکید شده در حکمتهای علوی و متون تعلیمی بیشتر در بعد ارتباطی انسان با دیگری جای دارند که حاکی از اجتماعی بودن حکمتهای متناظر و نیز تاکید خداوند بر اولویت حق الناس بر سایر حقوق بر ذمه بشر است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
نرگس اسکویی
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب، ایران