گسترش ابتذال در زیرزمین هیپ هاپ: نقدی بر آلبوم فدایی
راست قامتان تاریخ همگی مرده اند و ابتذال در گوشت ها و خون ها ریشه دوانده؛ جز برای تعداد اندکی
با افول آخرین ستارگان هنر در اواخر قرن بیستم و با شروع قرن بیست و یک و سیطره بیش از پیش نئولیبرالیزم فرهنگی، چنان هر روزه دست نامرئی بازار در فرهنگ گسترش مییابد و فرهنگ را به پول، کالا و یک جسد مبتذل (و نه یک جسم فعال/متحرک) تبدیل میکند که دزدان بزرگ تاریخ نیز نیز از شتاب و فراگیری این دست، انگشت به دهان مانده اند.
مهمترین ویژگی بازار، عامه پسند بودن آن است زیرا بازار به دنبال جذب مشتری میباشد و جذب مشتری در فرهنگ فرومایه جهان کنونی و نه فقط ایران، مترادف همان عامه پسند بودن است. بنابراین هر هنر بازاری ای، عامه پسند محسوب میشود و چگونگی آن را شرایط بازار تعیین میکند. گرچه گاهی موسیقی عامه پسند در تقابل با تاریخ موسیقی غربی (باروک، کلاسیک، مدرنیسم و...) و محلی و قومی فهمیده میشود و لزوما مرتبط با بازار نیست که در این صورت موسیقی های عامه پسندی که بازاری نیستند، خود را با جریان فرعی در تقابل با موسیقی های جریان اصلی یا خود را با موسیقی از نوع زیرزمینی معرفی میکنند.
هنر بازاری در درجه نخست به پول، شهرت و تمام چیزهایی که بتواند برای صاحبان سرمایه یا گردانندگان آن سودی داشته باشد، تعلق دارد و از این جهت مبارزات زیرزمینی نیز به خنده، تفریح، سرگرمی، تخلیه هیجانات، فعالیت های تینیجری و گسترش ابتذال در زیر و بم زیرزمین! میانجامد و این کارها بیشتر به یک اسکیزوفرنی فرهنگی میماند که زمانی یک لیبل مدعی زیرزمینی بودن که از طبقات فرودست، ظلم و ستم هر روزه میخواند چنان به دست غیبی بازار دست دوستی میدهد که حتی برای دیس/هیت/چلنج های شخصی خودش با یک بدبخت غرق شده دیگر در این رذالت و فرومایگی، از اعتراضات مردمی مایه میگذارد.
سطحی بودگی از ریشه های پروبال گرفتن این اسکیزوفرنی فرهنگی است؛ لات بی کتاب بودن، احتمال هر چیزی را میدهد. زمانی که اعتراض پای بند به یک تئوری منسجم فکری برآمده از جهان واقعی نباشد، بسیار خطرناک میشود و اگر آن اعتراض از صحنه پس رانده شود به گسیختگی روانی معترض منجر میشود؛ به جسمی مرده و غیرمتحرک؛ به بنزی بدون بنزین! و شاید به یک حوری غیربهشتی که برای خودستایی به تماشای فرودستان ایرانی درآورده شده تا فیلمبردار این نمایش را راضی نگهدارد.