از صحنه زنده تاتر تا نمایشگر تلفن همراه : نگاهی به تحول کارکرد بصری در انتقال روایت

10 آبان 1405 - خواندن 4 دقیقه - 33 بازدید




داستان گویی از دیرباز با تصویر و حرکت گره خورده است ، اما آنچه در طول تاریخ تغییر کرده، روشی است که ما با آن «دیدن» را تجربه می کنیم. اگر بخواهیم مسیر تحول انتقال روایت را بررسی کنیم، باید از تئاتر شروع کنیم؛ جایی که کارکرد بصری بر پایه «تمامیت صحنه» بنا شده است. در تئاتر، تصویر توسط چشم خود مخاطب ساخته می شود؛ یعنی کارگردان تمام فضا را بر روی صحنه می چیند، اما هر تماشاگر بسته به زاویه نشستن خود، بخشی از آن را می بیند و بخش دیگر را با تخیل خود پر می کند. در اینجا، کارکرد بصری بر پایه «حضور کل» است؛ شما نمی توانید روی یک چهره زوم کنید یا جزئیاتی را که در گوشه صحنه است نادیده بگیرید، مگر اینکه بازیگر بخواهد آن را به شما نشان دهد. این یعنی در تئاتر، تصویر یک موجودیت ثابت و هم زمان است که مخاطب باید با تمام وجود در آن غرق شود تا روایت را درک کند. اما وقتی تکنولوژی وارد میدان می شود و سینما متولد می شود، این سلطه از دست مخاطب خارج شده و به دست «لنز» می افتد. در سینما، کارکرد بصری از حالت «نمایش کل» به حالت «هدایت نگاه» تغییر می کند. فیلم ساز با استفاده از کلوزآپ، شما را مجبور می کند که فقط به بغض در حال جاری شدن یک بازیگر نگاه کنید و با استفاده از نمای باز، شما را در میان یک جنگ بزرگ قرار می دهد. در سینما، تصویر دیگر یک فضای ثابت نیست، بلکه جریانی است که با کات زدن و حرکت دوربین، مسیر دید شما را دیکته می کند. در واقع، سینما به جای اینکه اجازه دهد شما صحنه را کاوش کنید، شما را در یک مسیر بصری از پیش تعیین شده حرکت می دهد تا دقیقا همان چیزی را ببینید که روایت داستان برای شما لازم دارد. با این حال، این تحول با ورود تلویزیون و در نهایت گوشی های هوشمند، وارد مرحله ای می شود که می توان آن را «بصری سازی صمیمانه و تکه تکه» نامید. تلویزیون با آوردن تصویر به فضای خصوصی خانه، فاصله میان مخاطب و روایت را از بین برد، اما در عین حال، کارکرد بصری را از حالت «نمای بزرگ و حماسی» به سمت «نمای نزدیک و مصرفی» سوق داد. در تلویزیون، تصویر دیگر قرار نیست شما را به یک دنیای دوردست ببرد، بلکه قرار است در کنار شما، در همان تخت یا مبل، حضور داشته باشد. این موضوع باعث شد که روایت ها از حالت دراماتیک سنگین به سمت روایت های سریع تر و ساده تر برود. اما تکامل نهایی زمانی رخ داد که نمایشگرها از تلویزیون های بزرگ به نمایشگرهای کوچک موبایل تبدیل شدند. در عصر تلفن های همراه ، کارکرد بصری دچار یک انقلاب ساختاری شده است؛ ما اکنون با تصاویر عمودی، ویدئوهای کوتاه و قاب های بسیار محدود روبرو هستیم. در این مرحله، روایت دیگر نه در عظمت سینما، و نه در صمیمیت تلویزیون، بلکه در «سرعت و تکه تکه بودن» معنا پیدا می کند. در موبایل، تصویر باید در کسری از ثانیه توجه شما را جلب کند، بنابراین کارکرد بصری به سمت شدت یافتگی و کنتراست های بالا رفته است. ما از دورانی که باید برای دیدن یک روایت، به یک سالن تئاتر یا سینما می رفتیم، به دورانی رسیده ایم که روایت، در قالب قاب های کوچک و سریع، مستقیما در کف دست ما جریان دارد. این مسیر، نشان دهنده گذار از «تماشای یک رویداد» به «مصرف یک تصویر» است؛ مسیری که در آن فضا کوچک تر، زمان کوتاه تر و قدرت کنترل نگاه، از کارگردان به الگوریتم های دیجیتال سپرده شده است.