آیا می توان حقوق کودک را با قصه، بازی و کتاب آموزش داد؟
دکتر محمدمهدی سیدناصری
حقوقدان،پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال
آیا می توان حقوق کودک را با قصه، بازی و کتاب آموزش داد؟
حقوق کودک در نگاه نخست ممکن است مجموعه ای از مفاهیم انتزاعی به نظر برسد: کرامت انسانی، منع تبعیض، مشارکت، حریم خصوصی و مصلحت عالیه کودک. اگر این مفاهیم فقط با تعریف های رسمی و حفظ کردن مواد قانونی آموزش داده شوند، احتمال دارد کودک بتواند واژه ها را تکرار کند، اما هنگام مواجهه با یک موقعیت واقعی نداند چگونه از آن ها استفاده کند. آموزش موثر باید میان دانستن یک حق و توانایی تشخیص و به کارگیری آن پیوند برقرار کند.
راهنماهای آموزشی شورای اروپا، از جمله «کامپاسیتو»، بر استفاده از فعالیت های مشارکتی، بازی، تجربه و گفت وگو در آموزش حقوق بشر به کودکان تاکید دارند. در چنین رویکردی، کودک فقط شنونده نیست؛ در موقعیت های فرضی تصمیم می گیرد، دیدگاه های متفاوت را می شنود و پیامد انتخاب ها را بررسی می کند. این روش ها به ویژه زمانی ارزشمندند که آموزش متناسب با سن، توانایی درک و تجربه زندگی کودک طراحی شود.
برای مثال، می توان داستانی درباره کودکی خواند که از بازی گروهی کنار گذاشته شده است و از دانش آموزان پرسید چه راه حل هایی منصفانه است. در یک نمایش عروسکی، می توان موقعیتی را اجرا کرد که کودک می خواهد مخالفتش را بیان کند اما نگران واکنش بزرگسالان است. در بازی گروهی نیز می توان درباره تقسیم عادلانه منابع یا احترام به نوبت گفت وگو کرد. پس از هر فعالیت، مربی باید کمک کند کودکان تجربه خود را به مفاهیم حقوقی مرتبط کنند.
کتاب و بازی به تنهایی جایگزین محیط امن و رفتار منصفانه بزرگسالان نیستند. اگر داستان درباره احترام باشد، اما کودک در کلاس به دلیل سوال کردن تحقیر شود، پیام آموزشی تضعیف خواهد شد. بنابراین، محتوای آموزشی باید با شیوه اداره کلاس و رفتار واقعی مربیان هماهنگ باشد.
هدف نهایی این نیست که کودک فقط نام حقوق خود را بداند؛ بلکه باید بتواند نشانه های بی عدالتی را تشخیص دهد، درباره آن حرف بزند، راه حل پیشنهاد کند و حقوق دیگران را نیز محترم بشمارد. قصه و بازی زمانی به آموزش حقوق کودک کمک می کنند که از سرگرمی فراتر بروند و به فرصتی برای فهم، تجربه و تمرین رفتار مسئولانه تبدیل شوند.