امواج مغز؛ دارایی است، نه داده!
هر بار که با گوشی هوشمندم ثبت خواب را فعال می کنم، می دانم دستگاه فقط مدت خوابم را اندازه نمی گیرد، بلکه امواج مغزم را به صورت خام در پوشه ای دیجیتال ذخیره می کند. این که کدام باند فرکانسی فعال است، چند دقیقه در رویای عمیق بوده ام و چه میزان خستگی مانده است، جریان دارد. از منظر مهندسی، این فقط سیگنال است؛ ولتاژی چند میکروولتی که از پوست سر گرفته می شود. اما پرسشم این است: آیا واقعا فقط سیگنال است؟
در چند دهه اخیر، دستگاه های واسط مغز و رایانه (BCI) را از آزمایشگاه به خانه ها کشانده ایم. هدست هایی که با EEG تمرکز ورزشکار یا وضعیت خلقی راننده را می سنجند یا به بیماران ضایعه نخاعی ارسال فرمان حرکتی می دهند. پیشرفت بی نظیری است، اما این فناوری، به زبان ساده، در حال ثبت مهم ترین سند جسمی وجود ماست: سیگنال های ذهن.
نکته ای که کمتر به آن توجه می شود، این است که داده مغزی برخلاف اثر انگشت یا تصویر چهره، از حدود آگاهی ما عبور می کند. مغز اطلاعاتی تولید می کند که خودمان هم از وجودشان خبر نداریم؛ مثل موجی که ۳۰۰ هزارم ثانیه بعد از دیدن تصویری آشنا ایجاد می شود و نشان می دهد این تصویر پیش از این برای ما آشنا بوده است، حتی اگر وانمود کنیم نشناخته اش. به این پدیده در بیوالکتریک «پتانسیل وابسته به رویداد» یا همان موج P300 می گویند. مهندسین از آن برای ساخت دستگاه های ارتباطی با بیماران استفاده می کنند؛ ولی روشن است که همین مکانیسم می تواند درک ناخواسته ای از ذهن ما به داده کاوها بدهد.
اینجاست که فقه می تواند پاسخ گویند. امامیه در قاعده ای مشهور فرموده اند: «الناس مسلطون علی اموالهم و انفسهم»؛ انسان بر اموال و شئون وجودی خود سلطه دارد. داده مغزی، چه فیزیک آن را در نظر بگیرید و چه واقعیت شناختی آن را، تبار و رابطه اش به «نفس» انسان باز می گردد. یعنی نمی توان گفت یک داده خنثی است. اگر چنین باشد، ضبط و استخراج و بهره برداری از آن بدون اجازه صریح و آگاهانه فرد، علاوه بر نقض حقوق عمومی قلمرو خصوصی، تعرض به قلمرو سلطنت نفس اوست.
ممکن است بگویید کاربر هنگام نصب همان هدست، عبارت «موافقم» را پیش از نصب اپلیکیشن پذیرفته است. یک ریزه. لطفا بفرمایید این بله، شامل اجازه برای کشف گرایش های ناخودآگاه، سنجش سلامت روان آینده و فروش داده به شرکت بیمه هم می شود؟ قطعا نه. در فقه، اذن باید متعلقش معلوم باشد و در چیزی که مورد غرر و جهل است، رضایت نافذ نیست. رضایت بر پردازش یک بعد از سلامت، به معنی رضایت بر دسترسی به تمام لایه های پنهان ذهنی نیست.
به همین دلیل است که می گویم قاعده هایی مانند «لاضرر»، سلطنت بر نفس و حرمت تجسس در آیه شریفه «ولا تجسسوا» در اینجا بیش از هر زمان معنادارند. چرا؟ چون فناوری معاصر، دقیقا همان تجسس محرمی است که شریعت آن را ممنوع کرده، منتها با لباس زیبای «سلامت هوشمند».
حالا اگر پرسش این باشد که مهندس پزشکی چه وظیفه ای دارد، پاسخم ساده است: طراحی ای که با «حریم عصبی» هم سو باشد. باید سیگنال خام را تا جایی که ممکن است در لبه دستگاه (داخل خود هدست) پردازش کرد و فقط ویژگی های پردازش شده را ارسال نمود تا کسی فرصت استخراج باطن را نیابد. بتوانیم برای هدست های مغزی همان ساختاری را بسازیم که برای فهمیدن افکار، اجازه می خواهد.
به باور من، اگر روزی تکنولوژی پرسید «حق ندارم از ذهن تو بدون اجازه بفهمم؟»، تنها پاسخی که از آسمان فقه به ما می رسد این است: نه، حق نداری؛ مگر اذن آگاهانه و تفصیلی که در آن هیچ غرری نباشد.