تبارشناسی انجماد رسوم و بحران سوبژکتیویته
۱. مقدمه و طرح مسئله
مفهوم فرهنگ در ادبیات علوم اجتماعی، دلالت بر منظومه ای پویا از ساختارهای معنایی، هنجارها و الگوهای زیست جمعی دارد که انسجام اجتماعی را تضمین می کنند. با این حال، حیات نهادینه ی جوامع همواره مستعد نوعی انجماد ساختاری است؛ جایی که «رسوم» —به عنوان تجسد مادی فرهنگ— از کارکرد انطباقی، میانجی گرایانه و تسهیل گر خود تهی شده و در خدمت مکانیسم های کنترل اجتماعی، نظارت قبیله ای و تولید «شرم سیستماتیک» درمی آیند. این دگردیسی پاتولوژیک، مرز میان صیانت از ارزش های اصیل جمعی و تعرض سازمان یافته به حریم خصوصی سوژه ها را مخدوش ساخته و بستر مناسبی برای بازتولید خشونت و تفتیش عقاید روزمره فراهم می آورد.
هدف از نگارش این جستار، تبارشناسی انتقادی این انجماد سنتی و واکاوی پیوند پنهان میان رسوم فرساینده، آسیب ها و کژروی های حاد اجتماعی (از جمله خشونت های مبتنی بر تملک گرایی تن محور نظیر اسیدپاشی)، و در نهایت، بازخوانی مفهوم بنیادین «انسانیت» است؛ مفهومی که به مثابه رستاخیز سوبژکتیویته و عاملیت انسانی، در برابر تمامیت خواهی فرم زده و قبیله محور قد می کشد.
۲. مرزبندی مفهومی: تبارشناسی فرهنگ، رسم، هنجار و ناهنجاری
برای ایضاح بحث، تفکیک دقیق اصطلاحات و تبیین مکانیسم اثرگذاری آن ها در جامعه ضروری است:
- فرهنگ (Culture)؛ نرم افزار معنابخش: فرهنگ اقیانوس دلالت ها و معانی مشترکی است که انسان در بستر تاریخ برای نجات از اضطراب برهوت هستی خلق کرده است. ادوارد تایلور در تعریفی کلاسیک، فرهنگ را آن کل درهم تنیده ای می داند که شامل دانش، باور، هنر، قانون، اخلاق، و هرگونه عادت یا قابلیتی است که فرد به عنوان عضوی از پیکره ی جامعه کسب می کند (Tylor, 1871). به بیانی ساده تر: «فرهنگ، آن نرم افزاری است که مردم با آن معنا می سازند و نفس می کشند.» فرهنگ بستر تعریف «ما» در تقابل با آشوب واقعیت است؛ ظرفی که ارزش ها و چشم اندازهای اخلاقی جامعه را پی ریزی می کند.
- رسم (Custom)؛ کالبد رفتاری: اگر فرهنگ جریان سیال روح جمعی باشد، رسم الگوهای رفتاری تکرارشونده و عینی آن است (Sumner, 1906). رسوم خطوط راهنمای روزمره اند که کارکردشان کاهش هزینه های تعامل و حل منازعات بدون توسل به ابزارهای قهری بوده است.
- هنجار (Norm) در برابر ناهنجاری و کژروی (Deviance): هنجارها، قواعد رفتاری الزام آور و انتظارات مشترک جامعه اند که مرزهای رفتار مجاز و نامجاز را معین می کنند. در مقابل، «ناهنجاری و کژروی» به هرگونه رفتار، کنش یا وضعیتی اطلاق می شود که از این کدهای توافق شده تخطی کرده و وجدان جمعی را جریحه دار سازد (Durkheim, 1895/1982).
- اثرگذاری بر حیات جمعی: فرهنگ جهت دهنده ی کلان است، هنجارها ابزار انضباطی اند، و رسوم مناسک اجرای آن ها هستند. بحران جامعه شناختی زمانی رخ می دهد که یک «ناهنجاری ضدانسانی» (مانند تجسس، مالکیت خواهی بر کالبد دیگری یا خشونت نمادین) به دلیل تکرار در بستر زمان، لباس «رسم و هنجار» بپوشد و جامعه توان تفکیک میان «اخلاق» و «تحجر» را از دست بدهد.
۳. رسم؛ انجماد فرم و تولد استبداد تکرار
اگر فرهنگ، جریان سیال اندیشه و روح حیات جمعی باشد، «رسم» قرار بود پای تندباد حوادث خط کشی کند و کالبد رفتاری امور را سامان دهد؛ ابزاری برای تنظیم روابط و کاهش اصطکاک های زیست شناختی و اجتماعی. اما تراژدی درست در بزنگاهی زاده می شود که «فرم» بر «محتوا» غلبه می یابد.
رسم، میل هولناکی به سنگ شدگی و تحجر دارد. وقتی رسم از عقلانیت و شفقت تهی شود، از یک راهنمای همزیستی بدل به سیم خاردار قبیله می شود؛ همان کاسه نبات تعارفی که طعم گس فضولی سازمان یافته می دهد! پدیده ای که در آن، تجاوز به خصوصی ترین مرزهای انسان، در زیر پوشش مصلحت سنجی فامیلی و نام دهان پرکن «سنت»، توجیه اخلاقی پیدا می کند. جامعه ای که اسیر رسوم منجمد است، به جای آنکه با فرهنگ زندگی کند، از اهرم «شرمساری ساختگی» (Manufactured Shame) بهره می برد تا هر سوژه ای را که با قالب ریخته گری شده ی قبیله همخوان نیست، سرکوب یا منزوی کند.
۴. از رسوم غلط تا کژروی و عریانی خشونت
مرز میان «تحکم رسوم غلط» و «کژروی های فاجعه بار اجتماعی» (Deviance & Pathology) بسیار باریک تر از آن است که گمان می بریم. وقتی باور جمعی بر این استوار شود که «زن» یا «دیگری» نه یک سوژه ی مختار انسانی، بلکه ملکی مشاع یا دارایی حیثیتی خانواده و ایل است، تخطی از این رسوم در ذهنیت های تمامیت خواه، مجوزی برای مجازات تلقی می شود.
یکی از تاریک ترین ناهنجاری ها و تاول های حاد اجتماعی که طی دهه های اخیر تجربه اش کرده ایم، پدیده ی شوم «اسیدپاشی» است. اسیدپاشی نه فقط یک جنایت، بلکه جنایتی با ته نشست های عمیق ایدئولوژیک و مالکیتی است؛ رفتاری عمیقا سادیستیک که هدفش «ترور چهره» و حذف فیزیکی هویت بصری زن است تا او را به دلیل عدم تمکین به خواست مهاجم، تا ابد پشت نقاب انزوا و شرم محبوس کند (Goffman, 1963). این نقطه، تلاقی جنون فردی با رسوب تاریخی این باور غلط است که اراده ی دیگران، حیاط خلوت خودخواهی ماست.
۵. رستاخیز انسانیت؛ پیروزی سوژه بر ویترین تن
اما در میان این شب تاریک، بزنگاه هایی رخ می دهد که پرده از اصالت وجود برمی دارد. خبر پیوند زناشویی بانوی بازمانده از فاجعه ی اسیدپاشی، صرفا یک رویداد شخصی یا خبری امیدبخش در رسانه ها نبود؛ این یک «سیلی سوبژکتیو بر صورت بربریت کالبدمحور» بود.
مهاجم با ظرف اسید آمده بود تا سوژه را در حدود پوست و گوشت منهدم کند و جامعه با رسوم ویترین محور خود، قرار بود این بانو را تا ابد پس بزند. اما این ازدواج خودجوش، برآمده از عشقی آگاهانه و شجاعتی اگزیستانسیل بود که نشان داد
- انسان، پیش و بیش از آنکه مجموعه ای از استانداردهای ظاهری یا کالایی برای ارزیابی قبیله باشد، «آگاهی، روان و کرامت محض» است.
- وقتی پیوندی بر مدار ادراک والای انسانی شکل می گیرد، نشان می دهد که جرقه های «انسانیت» (Humanity) در برابر طوفان ابتذال و خشونت هنوز شعله ور است.
این رویداد، بیانیه ای صریح علیه تماشاگران فضول بود. هویت آدمی لایه های بیرونی چهره نیست که با مایعی کینه توز حل شود، بلکه جوهره ای است که شرافت، استقامت و شعور انسانی آن را بازتعریف می کند.
۶. نتیجه گیری: بازگشت به امر انسانی
ما به بازنگری ریشه ای در جعبه ابزار فرهنگی مان محتاجیم. رسومی که جز دخالت، تحقیر، بازتولید خشونت و توزیع شرمساری حاصلی ندارند، باید بی هیچ مسامحه ای به بایگانی تاریخ سپرده شوند. باورها ادراک ما از هستی اند؛ اگر باور ما نسبت به دیگری مبتنی بر سلطه، تملک و تفتیش باشد، فاجعه اجتناب ناپذیر است.
در ساحت میدان عمومی و همزیستی اجتماعی، ما پیش از آنکه با جنسیت (زن یا مرد)، قومیت، یا نقاب های قبیله ای تعریف شویم، «فقط و فقط انسانیم». بازپس گیری انسانیت از چنگال رسوم فسیل شده و هنجارهای تحمیلی، تنها سنگر برای حفظ حرمت زیستن است.
منابع :
- Berger, P. L., & Luckmann, T. (1966). The social construction of reality: A treatise in the sociology of knowledge. Anchor Books.
- Durkheim, É. (1982). The rules of sociological method (S. Lukes, Ed.; W. D. Halls, Trans.). Free Press. (Original work published 1895).
- Goffman, E. (1963). Stigma: Notes on the management of spoiled identity. Prentice-Hall.
- Merton, R. K. (1938). Social structure and anomie. American Sociological Review, 3(5), 672–682. https://doi.org/10.2307/2084686
- Sumner, W. G. (1906). Folkways: A study of the sociological importance of usages, manners, customs, mores, and morals. Ginn and Company.
- Tylor, E. B. (1871). Primitive culture: Researches into the development of mythology, philosophy, religion, art, and custom (Vol. 1). John Murray.