مسعود حاجیلو
40 یادداشت منتشر شدهلیزینگ و اقتصاد انرژی در دانشگاه ها؛ بازطراحی تامین مالی زیرساخت های بهره وری انرژی و گذار به دانشگاه کم کربن
دانشگاه در اقتصاد معاصر صرفا یک نهاد آموزشی و پژوهشی نیست، بلکه یک بنگاه بزرگ مصرف کننده انرژی، مالک مجموعه ای از دارایی های فیزیکی و فناورانه و در عین حال یک بازیگر مهم در زنجیره سرمایه گذاری سبز محسوب می شود. پردیس های دانشگاهی، ساختمان های آموزشی و پژوهشی، خوابگاه ها، بیمارستان های دانشگاهی، آزمایشگاه ها، مراکز داده، کارگاه ها، کتابخانه ها و فضاهای خدماتی، حجم قابل توجهی از انرژی برق، گاز، سرمایش و گرمایش را مصرف می کنند و همین موضوع، هزینه انرژی را به یکی از مولفه های مهم ساختار هزینه دانشگاه تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، مسئله اقتصاد انرژی در دانشگاه را نمی توان صرفا از زاویه کاهش مصرف بررسی کرد؛ بلکه باید آن را به عنوان مسئله ای در حوزه سرمایه گذاری، بهره وری دارایی، مدیریت چرخه عمر، تامین مالی سبز و بازطراحی ساختار هزینه تحلیل کرد. اینجاست که صنعت لیزینگ می تواند از یک ابزار سنتی تامین مالی تجهیزات به یک سازوکار تخصصی برای تامین مالی تحول انرژی دانشگاه ها تبدیل شود؛ سازوکاری که با انتقال تمرکز از خرید تجهیزات به خرید «ظرفیت صرفه جویی و عملکرد انرژی»، امکان اجرای پروژه هایی را فراهم می کند که در مدل بودجه ای سنتی به دلیل محدودیتCAPEX یا پیچیدگی بازگشت سرمایه، سال ها به تعویق می افتند.
بخش قابل توجهی از پروژه های بهره وری انرژی دانشگاه ها ماهیت سرمایه بر دارند. تعویض سیستم های سرمایش و گرمایش، نصب تجهیزات کم مصرف، بازطراحی موتورخانه ها، ارتقای سیستم های مدیریت ساختمان، نصب پنل های خورشیدی، بهینه سازی روشنایی، استفاده از تجهیزات هوشمند، بهبود عایق بندی ساختمان، نصب کنتورهای هوشمند و توسعه سامانه های مدیریت انرژی، همگی نیازمند سرمایه گذاری اولیه هستند؛ در حالی که منافع اقتصادی آنها عمدتا در قالب کاهش هزینه انرژی و در یک افق زمانی چندساله ظاهر می شود. این فاصله زمانی میانCAPEX و Cash Flow Saving یکی از مهم ترین موانع توسعه پروژه های انرژی در دانشگاه هاست. لیزینگ می تواند با تبدیل هزینه سرمایه ای اولیه به پرداخت های دوره ای، این شکاف را کاهش دهد و امکان Cash Flow Matching میان هزینه تامین مالی و صرفه جویی ایجادشده را فراهم کند.
در این مدل، دانشگاه الزاما نباید مالک تمام تجهیزات انرژی باشد. آنچه برای دانشگاه اهمیت دارد، دسترسی به سطح مشخصی از خدمت انرژی با هزینه کمتر و قابلیت اطمینان بیشتر است. این تغییر از Asset Ownership بهAsset Access می تواند مبنای توسعه مدل هایی مانند Energy-as-a-Service قرار گیرد. در چنین ساختاری، شرکت لیزینگ یا سرمایه گذار تخصصی، تجهیزات انرژی را تامین و نصب می کند و دانشگاه در مقابل، پرداخت های دوره ای متناسب با قرارداد انجام می دهد. در صورت طراحی دقیق قرارداد، بخشی از پرداخت ها می تواند از محل صرفه جویی واقعی انرژی تامین شود. بنابراین به جای آنکه دانشگاه ابتدا هزینه سرمایه گذاری را پرداخت کند و سپس منتظر بازگشت سرمایه بماند، پروژه از همان ابتدا بر مبنای جریان نقدی حاصل از کاهش مصرف انرژی طراحی می شود.
این مدل در نیروگاه های خورشیدی دانشگاهی ظرفیت بسیار بالایی دارد. دانشگاه ها معمولا دارای سطوح وسیع پشت بام، پارکینگ و زمین های قابل استفاده برای نصب سامانه های فتوولتائیک هستند. اما محدودیت منابع مالی، پیچیدگی خرید تجهیزات و عدم قطعیت درباره بازگشت سرمایه ممکن است مانع توسعه این ظرفیت شود. لیزینگ خورشیدی می تواند با تامین مالی پنل ها، اینورترها، سیستم های ذخیره سازی و تجهیزات کنترلی، سرمایه گذاری اولیه دانشگاه را کاهش دهد. در اینجا ارزش اقتصادی دارایی صرفا به قیمت پنل محدود نمی شود، بلکهProduction Capacity، نرخ تولید انرژی، عمر مفید، Degradation Rate، هزینه نگهداری و ارزش باقیمانده در مدل مالی وارد می شود. چنین ساختاری به شرکت لیزینگ اجازه می دهد قرارداد را بر مبنای عملکرد واقعی دارایی انرژی طراحی کند.
از منظر مدیریت مالی دانشگاه، یکی از مهم ترین مزایای این رویکرد، تبدیل انرژی از یک Expense Center به یک Productivity Asset است. در مدل سنتی، قبض انرژی صرفا هزینه ای جاری محسوب می شود که باید از بودجه دانشگاه پرداخت شود. اما با اجرای پروژه های بهره وری و انرژی تجدیدپذیر، بخشی از این هزینه می تواند به سرمایه گذاری تبدیل شود؛ سرمایه گذاری ای که در طول زمان هزینه های جاری را کاهش می دهد. در نتیجه، دانشگاه از یک مصرف کننده منفعل انرژی به یک Asset Manager فعال تبدیل می شود. این تغییر نگرش می تواند در چارچوبLife Cycle Costing نیز بسیار مهم باشد؛ زیرا تصمیم سرمایه گذاری دیگر بر اساس قیمت خرید اولیه تجهیزات اتخاذ نمی شود، بلکه مجموع هزینه مالکیت، نگهداری، مصرف انرژی، عمر اقتصادی و ارزش باقیمانده مورد توجه قرار می گیرد.
لیزینگ می تواند در پروژه های Energy Efficiency نیز به کار گرفته شود. برای مثال، سیستم های مدیریت هوشمند ساختمان یاBuilding Management Systems می توانند با تحلیل لحظه ای مصرف انرژی، الگوی مصرف را اصلاح کنند. حسگرهای IoT، کنتورهای هوشمند و سامانه های تحلیل داده می توانند اطلاعات مربوط به مصرف برق، گاز، دما، رطوبت و عملکرد تجهیزات را جمع آوری کنند. این داده ها در کنار الگوریتم های Predictive Analytics می توانند برای شناسایی اتلاف انرژی و پیش بینی خرابی تجهیزات مورد استفاده قرار گیرند. در اینجا Digital Transformation به بخشی از معماری تامین مالی تبدیل می شود، زیرا داده های واقعی عملکرد دارایی می توانند مبنای Risk-Based Pricing و ارزیابی بازده پروژه قرار گیرند.
یکی از پیشرفته ترین مسیرهای توسعه این مدل، Performance-Based Financing است. در این ساختار، پرداخت های دانشگاه صرفا بر اساس مدت قرارداد تعیین نمی شود، بلکه می تواند به شاخص های عملکردی مانند میزان کاهش مصرف، میزان تولید انرژی، Availability تجهیزات و سطح صرفه جویی متصل شود. به این ترتیب، منافع اقتصادی شرکت تامین کننده مالی با عملکرد واقعی پروژه هم راستا می شود. اگر پروژه نتواند به سطح پیش بینی شده صرفه جویی برسد، ساختار پرداخت نیز می تواند متناسب با قرارداد اصلاح شود. این رویکرد، نوعی انتقال ریسک از دانشگاه به تامین کننده مالی و اپراتور پروژه ایجاد می کند و در صورت طراحی مناسب می تواند به کاهش ریسک سرمایه گذاری دانشگاه منجر شود.
در این میان، مفهومEnergy Performance Contracting نیز می تواند با لیزینگ ترکیب شود. شرکت تخصصی می تواند مسئولیت طراحی، تامین مالی، نصب، بهره برداری و نگهداری تجهیزات را بر عهده گیرد و دانشگاه در طول دوره قرارداد از کاهش هزینه انرژی بهره مند شود. شرکت لیزینگ نیز می تواند نقش تامین کننده سرمایه را ایفا کند و بدین ترتیب یک زنجیره چندلایه میان دانشگاه، شرکت خدمات انرژی، تامین کننده تجهیزات و نهاد مالی شکل گیرد. چنین ساختاری از منظر Financial Engineering اهمیت دارد، زیرا پروژه انرژی از یک خرید ساده تجهیزات به یک جریان نقدی قابل تحلیل و قابل تامین مالی تبدیل می شود.
از منظر اقتصاد کلان نیز توسعه لیزینگ انرژی در دانشگاه ها می تواند با سیاست های کاهش شدت انرژی، توسعه انرژی های تجدیدپذیر و کاهش فشار بر زیرساخت شبکه برق هم راستا شود. دانشگاه ها علاوه بر آنکه مصرف کننده انرژی هستند، می توانند به آزمایشگاه های واقعی برای فناوری های جدید انرژی تبدیل شوند. استفاده از سامانه های خورشیدی، ذخیره سازهای انرژی، ساختمان های هوشمند، میکروگریدها و مدیریت هوشمند بار می تواند دانشگاه را به یکLiving Laboratory تبدیل کند. در چنین محیطی، سرمایه گذاری انرژی صرفا هزینه کاهش قبض نیست، بلکه بخشی از زیرساخت پژوهش، آموزش و نوآوری نیز محسوب می شود.
یکی از نکات مهم، امکان تجمیع پروژه های انرژی دانشگاه ها در قالب Portfolio Financing است. به جای اینکه هر دانشگاه به صورت مستقل برای یک پروژه کوچک تامین مالی کند، می توان مجموعه ای از پروژه های انرژی دانشگاهی را در قالب یک Asset Pool قرار داد. تنوع جغرافیایی، نوع ساختمان و الگوی مصرف می تواند به Diversification ریسک کمک کند و امکان طراحی ساختارهای مالی بزرگ تر را فراهم آورد. در مرحله بعد، جریان های نقدی ناشی از صرفه جویی انرژی می توانند مبنای طراحی ابزارهای مالی جدید قرار گیرند. این فرآیند می تواند به Securitization جریان های نقدی پروژه های انرژی و حتی استفاده از ابزارهای مالی سبز در بازار سرمایه منجر شود.
البته توسعه چنین مدلی بدون مدیریت ریسک امکان پذیر نیست. ریسک عملکرد تجهیزات، ریسک فناوری، ریسک تغییر تعرفه انرژی، ریسک نگهداری، ریسک تغییر الگوی مصرف دانشگاه و ریسک ارزی تجهیزات وارداتی باید در مدل مالی لحاظ شود. به همین دلیل، اعتبارسنجی پروژه انرژی باید فراتر از Credit Scoring دانشگاه باشد و بهProject Risk Assessment، Technology Risk و Cash Flow Forecasting متکی شود. هرچه داده های تاریخی مصرف انرژی و عملکرد تجهیزات دقیق تر باشد، امکان طراحی قراردادهای Risk-Based Pricing نیز افزایش خواهد یافت.
در نهایت، لیزینگ انرژی در دانشگاه ها را باید بخشی از تحول بزرگ تر در اقتصاد دارایی های آموزشی دانست. دانشگاه آینده دانشگاهی نیست که صرفا ساختمان ها و تجهیزات بیشتری در اختیار داشته باشد؛ بلکه دانشگاهی است که بتواند از هر واحد سرمایه، بیشترین ظرفیت آموزشی، پژوهشی و خدماتی را استخراج کند. لیزینگ می تواند با کاهش فشار CAPEX، مدیریت چرخه عمر تجهیزات، تامین مالی انرژی های تجدیدپذیر، توسعهEnergy-as-a-Service، استفاده از داده های هوشمند و پیوند با Performance-Based Financing، معماری سرمایه گذاری انرژی در دانشگاه ها را متحول کند. در چنین الگویی، کاهش مصرف انرژی دیگر صرفا یک هدف زیست محیطی نیست؛ بلکه به یک پروژه اقتصادی، یک جریان نقدی، یک فرصت سرمایه گذاری و حتی یک کلاس جدید از دارایی های قابل تامین مالی تبدیل می شود. این همان نقطه ای است که صنعت لیزینگ می تواند از نقش سنتی تامین کننده منابع عبور کرده و به یکی از بازیگران اصلی گذار دانشگاه ها به سمت اقتصاد کم کربن، بهره ور و هوشمند تبدیل شود.