مسعود حاجیلو
38 یادداشت منتشر شدهلیزینگ و توسعه پارک های علم و فناوری؛ بازطراحی معماری تامین مالی زیرساخت نوآوری و شرکت های دانش بنیان
پارک های علم و فناوری در اقتصاد دانش بنیان دیگر صرفا مجموعه ای از ساختمان های اداری برای استقرار شرکت های نوپا نیستند؛ بلکه به تدریج در حال تبدیل شدن به زیرساخت های راهبردی تولید فناوری، تجاری سازی دانش، شکل گیری زنجیره های نوآوری و اتصال سرمایه انسانی به بازار هستند. در چنین ساختاری، ارزش اقتصادی یک پارک علم و فناوری نه در متراژ ساختمان ها و تعداد شرکت های مستقر، بلکه در توانایی آن برای کاهش هزینه ورود فناوری به بازار، افزایش نرخ بقا و رشد شرکت های دانش بنیان، تسهیل نمونه سازی، دسترسی به تجهیزات پیشرفته، ایجاد ارتباط میان دانشگاه و صنعت و فراهم کردن زیرساخت مشترک برای تولید و توسعه محصول سنجیده می شود. این تحول، مسئله تامین مالی پارک ها را نیز از یک موضوع عمرانی به یک موضوع پیچیده در حوزه Infrastructure Finance، Asset-Based Finance وInnovation Finance تبدیل می کند. پارک فناوری برای آنکه بتواند نقش واقعی خود را در اقتصاد نوآوری ایفا کند، به آزمایشگاه های تخصصی، کارگاه های ساخت و نمونه سازی، تجهیزات تست و اندازه گیری، ماشین آلات تولید نیمه صنعتی، مراکز داده، زیرساخت های محاسباتی، تجهیزات رباتیک، ابزارهای پزشکی و زیست فناوری و مجموعه ای از دارایی های فناورانه نیاز دارد؛ دارایی هایی که قیمت بالایی دارند، نرخ منسوخ شدن فناوری آنها قابل توجه است و خرید مستقیم آنها برای بسیاری از شرکت های دانش بنیان عملا امکان پذیر نیست. در این نقطه، لیزینگ می تواند به عنوان یک سازوکار مالی برای تبدیل «دسترسی به سرمایه» به «دسترسی به ظرفیت فناوری» وارد معماری پارک های علم و فناوری شود.
مسئله اصلی شرکت های دانش بنیان در بسیاری از موارد کمبود ایده، نیروی انسانی یا دانش فنی نیست؛ بلکه فاصله میان Prototype و Commercial Scale است. یک شرکت ممکن است فناوری اولیه خود را توسعه داده باشد، اما برای رسیدن به مرحله تولید آزمایشی، تست صنعتی، اخذ استاندارد، اعتبارسنجی محصول یا تولید نیمه صنعتی به تجهیزات گران قیمتی نیاز داشته باشد. خرید این تجهیزات برای یک شرکت نوپا، به ویژه در دوره ای که هنوز جریان نقدی پایدار ندارد، می تواند بخش بزرگی از سرمایه آن را قفل کند. در چنین شرایطی، لیزینگ می تواند به جای تامین مالی صرف خرید، امکان استفاده از دارایی را فراهم کند. شرکت به جای آنکه تمام منابع خود را صرف خرید یک دستگاه کند، می تواند با پرداخت های دوره ای به ظرفیت آن دسترسی پیدا کرده و منابع خود را برای توسعه محصول، نیروی انسانی، بازاریابی و سرمایه در گردش حفظ کند.
این رویکرد زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که بدانیم بسیاری از تجهیزات موردنیاز شرکت های دانش بنیان ماهیت تخصصی دارند و نرخ استفاده هر شرکت از آنها پایین است. خرید یک دستگاه گران قیمت برای شرکتی که تنها چند ساعت در هفته به آن نیاز دارد، از منظر اقتصادی الزاما منطقی نیست. در مقابل، اگر همان تجهیز در سطح پارک علم و فناوری به صورتShared Infrastructure ایجاد شود، چندین شرکت می توانند از ظرفیت آن استفاده کنند. در این مدل، لیزینگ می تواند برای تامین مالی دارایی مشترک مورد استفاده قرار گیرد و پارک، به عنوان Asset Platform، ظرفیت تجهیزات را میان شرکت های مختلف توزیع کند. نتیجه، افزایش Asset Utilization، کاهش هزینه متوسط استفاده و ایجاد اقتصاد مقیاس در زیرساخت نوآوری خواهد بود.
یکی از مهم ترین تغییرات در این مدل، انتقال پارک علم و فناوری از نقش «موجر فضا» به نقش «ارائه دهنده ظرفیت نوآوری» است. در مدل سنتی، شرکت فناور عمدتا یک دفتر، کارگاه یا فضای استقرار دریافت می کند؛ اما در مدل جدید، پارک می تواند مجموعه ای از خدمات زیرساختی شامل آزمایشگاه، تجهیزات، مرکز داده، ماشین آلات نمونه سازی، خطوط تولید پایلوت، خدمات تست، خدمات مهندسی و زیرساخت دیجیتال را در قالب یک پلتفرم مشترک ارائه دهد. لیزینگ می تواند تامین مالی این دارایی ها را امکان پذیر کند و پارک نیز درآمد خود را نه فقط از اجاره فضا، بلکه از فروش ظرفیت زیرساختی ایجاد نماید.
در چنین معماری ای، مفهوم Equipment-as-a-Service اهمیت پیدا می کند. شرکت دانش بنیان لزوما برای خرید یک دستگاه پول پرداخت نمی کند؛ بلکه برای میزان استفاده، ظرفیت پردازشی، تعداد تست، ساعت کار دستگاه یا سطح مشخصی از خدمت هزینه می پردازد. این مدل به ویژه در حوزه هایی مانند ساخت افزایشی، CNC، رباتیک، آزمایشگاه های شیمی و زیست فناوری، تجهیزات پزشکی، تصویربرداری، تست مواد، نیمه هادی ها و زیرساخت های هوش مصنوعی قابل توسعه است. شرکت لیزینگ می تواند دارایی را تامین کند، پارک فناوری مدیریت بهره برداری را بر عهده بگیرد و شرکت های دانش بنیان نیز متناسب با میزان استفاده هزینه پرداخت کنند.
از منظر مدیریت ریسک، این مدل مزیت مهمی دارد. اگر هر شرکت دانش بنیان مالک یک تجهیز تخصصی باشد، ریسک کاهش ارزش، خرابی، منسوخ شدن فناوری و عدم استفاده کامل از دارایی بر عهده همان شرکت قرار می گیرد. اما در مدل زیرساخت مشترک، ریسک اقتصادی میان تعداد بیشتری از کاربران توزیع می شود. همچنین شرکت لیزینگ می تواند بر اساس نوع دارایی، بازار ثانویه، ارزش باقیمانده و نرخ استفاده، Risk-Based Pricing انجام دهد. تجهیزی که قابلیت استفاده توسط چند صنعت مختلف دارد و بازار ثانویه فعال تری دارد، از منظر ریسک با تجهیزی که صرفا برای یک کاربرد بسیار تخصصی طراحی شده، متفاوت خواهد بود.
یکی دیگر از ظرفیت های مهم، تامین مالی کارگاه های نمونه سازی و Pilot Plant است. یکی از نقاط ضعف اکوسیستم نوآوری، فاصله میان آزمایشگاه و تولید صنعتی است. بسیاری از فناوری ها در مرحله آزمایشگاهی باقی می مانند، زیرا هزینه ایجاد خط تولید آزمایشی یا تجهیزات نیمه صنعتی بسیار بالاست. پارک های علم و فناوری می توانند با استفاده از لیزینگ، این زیرساخت ها را ایجاد کنند و آنها را به صورت اشتراکی در اختیار چندین شرکت قرار دهند. در این صورت، یک خط تولید پایلوت می تواند به صورت هم زمان برای توسعه چند محصول مورد استفاده قرار گیرد و هزینه ورود هر فناوری به مرحله صنعتی کاهش یابد.
این مدل همچنین می تواند با Technology Transfer وCommercialization Finance ترکیب شود. دانشگاه ها و مراکز پژوهشی معمولا فناوری هایی تولید می کنند که برای تبدیل شدن به محصول به تجهیزات نمونه سازی و اعتبارسنجی نیاز دارند. پارک علم و فناوری می تواند نقش واسط میان پژوهش و بازار را ایفا کند و با فراهم کردن تجهیزات موردنیاز، زمان Technology-to-Market را کاهش دهد. لیزینگ در این فرآیند، سرمایه گذاری اولیه برای ایجاد زیرساخت را تامین می کند و درآمد ناشی از استفاده شرکت ها می تواند به تدریج جریان نقدی موردنیاز برای بازپرداخت را ایجاد نماید.
از سوی دیگر، می توان میان پارک های علم و فناوری و نظام بانکی و بازار سرمایه نیز پیوند ایجاد کرد. شرکت لیزینگ می تواند به عنوان Originator یا Structurer در تامین مالی تجهیزات نقش ایفا کند و در مراحل بعدی، مطالبات ناشی از قراردادهای لیزینگ را در قالب ساختارهای مالی مناسب مدیریت نماید. در مقیاس بزرگ تر، امکان استفاده ازSecuritization و ابزارهای بازار سرمایه برای تامین مالی سبد دارایی های فناورانه نیز قابل بررسی است. این امر می تواند منابع مالی پارک ها را از بودجه های محدود دولتی فراتر برده و یک چرخهCapital Recycling برای توسعه زیرساخت نوآوری ایجاد کند.
از منظر سیاست گذاری، اهمیت این مدل در آن است که دولت می تواند به جای تامین کامل هزینه خرید تجهیزات برای هر شرکت، در ایجاد زیرساخت مشترک و کاهش ریسک تامین مالی مشارکت کند. برای مثال، بخشی از منابع حمایتی دولت می تواند به عنوان Guarantee یا First-Loss Capital در ساختار تامین مالی قرار گیرد تا شرکت های لیزینگ و سایر سرمایه گذاران با ریسک کمتری وارد تامین مالی تجهیزات نوآوری شوند. این رویکرد باعث می شود منابع عمومی به جای توزیع خرد و پراکنده، نقش اهرمی پیدا کنند و سرمایه خصوصی بیشتری را به سمت اکوسیستم فناوری هدایت نمایند.
پارک های علم و فناوری همچنین می توانند از داده های عملیاتی برای طراحی مدل های دقیق تر اعتبارسنجی استفاده کنند. در بسیاری از موارد، شرکت دانش بنیان سابقه اعتباری طولانی یا وثایق سنتی کافی ندارد، اما اطلاعاتی درباره قراردادهای صنعتی، سفارش های فروش، میزان استفاده از تجهیزات، درآمد خدمات، قراردادهای تحقیقاتی و عملکرد محصول در اختیار دارد. استفاده از Alternative Data وCash Flow-Based Underwriting می تواند امکان اعتبارسنجی دقیق تر این شرکت ها را فراهم کند. در چنین ساختاری، دارایی و جریان نقدی آینده شرکت می تواند در کنار وثیقه سنتی قرار گیرد و محدودیت های اعتبارسنجی کلاسیک کاهش یابد.
موضوع مهم دیگر، مدیریت چرخه عمر تجهیزات است. تجهیزات فناوری محور به نگهداری، کالیبراسیون، ارتقا و گاهی جایگزینی سریع نیاز دارند. اگر پارک صرفا تجهیز را خریداری کند اما منابع کافی برای نگهداری و نوسازی آن نداشته باشد، پس از چند سال ارزش اقتصادی زیرساخت کاهش خواهد یافت. قراردادهای لیزینگ می توانند Maintenance، Upgrade و Replacement را نیز در خود جای دهند. در این مدل، پارک به جای خرید یک دارایی ثابت، یک بسته کامل Lifecycle Service دریافت می کند و شرکت تامین کننده انگیزه بیشتری برای حفظ عملکرد دارایی خواهد داشت.
در این میان، Digital Transformation می تواند زیرساخت مشترک پارک را هوشمند کند. سامانه رزرو دیجیتال تجهیزات، ثبت میزان استفاده، پرداخت آنلاین، پایش عملکرد، Predictive Maintenance و مدیریت ظرفیت می تواند امکان ایجاد یک بازار داخلی برای خدمات زیرساختی را فراهم کند. شرکت های دانش بنیان می توانند در یک پلتفرم دیجیتال ظرفیت تجهیزات موردنیاز خود را مشاهده و رزرو کنند و هزینه را بر اساس میزان استفاده پرداخت نمایند. چنین مدلی، پارک علم و فناوری را از یک مجموعه فیزیکی به یک Digital Innovation Infrastructure Platform تبدیل می کند.
البته این مدل نیازمند حکمرانی دقیق است. باید قواعد دسترسی شرکت ها، اولویت بندی کاربران، قیمت گذاری ظرفیت، مسئولیت خسارت، بیمه تجهیزات، محرمانگی داده ها، مالکیت نتایج پژوهش، امنیت اطلاعات و نحوه توزیع درآمد مشخص باشد. همچنین باید از تبدیل زیرساخت مشترک به یک انحصار داخلی جلوگیری شود. قیمت خدمات باید به گونه ای تعیین شود که ضمن پوشش هزینه چرخه عمر دارایی، مانع ورود شرکت های کوچک و نوپا به بازار نشود.
در نهایت، آینده پارک های علم و فناوری را نمی توان صرفا با افزایش تعداد شرکت های مستقر یا توسعه ساختمان های اداری سنجید. شاخص واقعی موفقیت یک پارک، میزان توانایی آن در کاهش هزینه نوآوری، کوتاه کردن مسیر فناوری تا بازار، افزایش بهره وری تجهیزات، تسهیل نمونه سازی، توسعه تولید پایلوت و ایجاد دسترسی به زیرساخت هایی است که شرکت های کوچک به تنهایی قادر به تامین آنها نیستند. لیزینگ می تواند در این میان به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی Asset-Based Innovation Finance عمل کند؛ ابزاری که به جای آنکه سرمایه محدود شرکت دانش بنیان را در مالکیت تجهیزات قفل کند، امکان دسترسی به ظرفیت فناوری را فراهم می آورد و در سطح پارک نیز امکان ایجاد زیرساخت های مشترک، مقیاس پذیر و قابل نوسازی را افزایش می دهد.
اگر این مدل با حمایت هدفمند دولت، اعتبارسنجی مبتنی بر جریان نقدی، مدیریت حرفه ای دارایی، مشارکت بخش خصوصی، بازار سرمایه و حکمرانی دیجیتال ترکیب شود، پارک علم و فناوری می تواند از یک «محل استقرار شرکت ها» به یک بازار زیرساخت نوآوری تبدیل شود؛ بازاری که در آن سرمایه، تجهیزات، دانش، داده و ظرفیت تولید به صورت مستمر در گردش هستند. در چنین معماری ای، لیزینگ دیگر صرفا راهی برای خرید یک دستگاه نیست؛ بلکه به سازوکاری برایdemocratization of technology access تبدیل می شود؛ یعنی دسترسی شرکت های کوچک و متوسط به تجهیزاتی که پیش از این تنها شرکت های بزرگ یا مراکز دولتی قادر به خرید آنها بودند. این تحول می تواند هزینه ورود به اقتصاد فناوری را کاهش دهد، نرخ بهره برداری از دارایی های تخصصی را افزایش دهد، سرمایه خصوصی را به سمت زیرساخت نوآوری هدایت کند و در نهایت، پارک های علم و فناوری را به یکی از مهم ترین حلقه های اتصال سرمایه مالی، سرمایه انسانی و سرمایه فناورانه در اقتصاد دانش بنیان تبدیل نماید.