عدالت رویه ای و اخلاق مراقبت

12 مهر 1405 - خواندن 2 دقیقه - 22 بازدید

راستش هر وقت در کلاس های دکتری درباره عدالت آموزشی حرف می زنیم، ذهنم می رود سر کلاس های مدرسه. آنجا جایی که عدالت رویه ای با اخلاق مراقبت گره می خورد و گاهی تلخ. عدالت رویه ای می گوید قاعده باید برای همه یکسان باشد؛ نه پارتی بازی، نه استثنا. اما اخلاق مراقبت، همان طور که نادینگز می گوید، می پرسد: «این بچه خاص چه نیاز ویژه ای دارد؟» و همین جاست که معلم گیر می افتد.

مثلا دانش آموزی که به خاطر مشکلات خانه، دیر می رسد یا تکلیف نمی آورد. آیین نامه مدرسه برای این تخلف نمره منفی یا اخطار دارد. اجرای بی چون وچرای قاعده عادلانه به نظر می رسد، اما اگر معلم فقط به قاعده چنگ بزند، ممکن است رابطه اش با دانش آموز خراب شود و مشکل اصلی هم حل نشود. از آن طرف، اگر همیشه به بهانه مراقبت استثنا قائل شود، ممکن است بقیه حس کنند عدالت زیر پا رفته و استانداردها شل شده. این همان تعارضی است که در مدارس ایران پررنگ تر می شود؛ چون از یک سو ساختار متمرکز، معلم را مجری رویه های از پیش تعیین شده می بیند و از سوی دیگر فرهنگ مدرسه از او انتظار دارد مثل یک مراقب اخلاقی، به داد بچه برسد.

پژوهش ها هم نشان می دهند دانش آموزان ایرانی عدالت کلاس را بیشتر با شخصیت مراقب معلم می سنجند تا با متن آیین نامه. یعنی مراقبت، رقیب عدالت نیست؛ پیش شرط حس عدالت است. به گمانم راه حل هم همین جاست: نه کنار گذاشتن قاعده، نه چسبیدن کورکورانه به آن. باید رویه هایی بسازیم که جای نفس کشیدن برای مراقبت داشته باشند؛ رویه هایی که شفاف و منصفانه باشند، اما انسان را هم ببینند. عدالت رویه ای بدون مراقبت، سرد و کور است؛ مراقبت بدون عدالت، دلخواه و شکننده. مدرسه ایرانی اگر بخواهد واقعا اخلاقی باشد، باید این دو را با هم ببیند، نه در برابر هم.